بهار 1405، صفحه 1-186

تعداد دوره‌ها 16
تعداد شماره‌ها 36
تعداد مقالات 275
تعداد نویسندگان 447
تعداد مشاهده مقاله 578,707
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 364,216
نسبت مشاهده بر مقاله 2104.39
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1324.42
-----------------------------------------
تعداد مقالات ارسال شده 1,420
تعداد مقالات رد شده 1,058
درصد عدم پذیرش 75
تعداد مقالات پذیرفته شده 154
درصد پذیرش 11
زمان پذیرش (روز) 121
تعداد پایگاه های نمایه شده 12
تعداد داوران 930

****دعوت به ارسال مقالات انگلیسی به مجله «پژوهش‌های ایرانشناسی»***

مجله علمی «پژوهش‌های ایرانشناسی» با گسترش دامنه همکاری‌های بین‌المللی و ارتقای سطح پژوهش‌ها، از پژوهشگران و متخصصان حوزه مطالعات ایران و ایرانشناسی در سراسر جهان، دعوت به همکاری می‌کند.

پژوهشگران گرامی می‌توانند مقالات اصیل و پژوهشی خود را به زبان انگلیسی در تمامی حوزه‌های ایران‌شناسی (هم بنیادی و هم کاربردی)، جهت بررسی و انتشار در این مجله ارسال نمایند.

 پژوهش های ایران شناسی

 پژوهش های ایران شناسی نشریه‌ای علمی-پژوهشی وابسته به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است که با هدف گسترش و اعتلای دانش در زمینه‌های تاریخ، فرهنگ، زبان، ادب و تمدن ایران فعالیت می‌کند. این فصلنامه سالانه حداکثر چهار شماره منتشر می‌شود و بستری برای انتشار تحقیقات اصیل و نوآورانه در حوزه‌های گوناگون ایران‌شناسی فراهم می‌آورد. مقالات این نشریه به تحلیل و بررسی ابعاد متنوع «ایران فرهنگی» چون تاریخ و باستان‌شناسی- ادبیات فارسی و زبان‌شناسی- زبان‌های باستانی- فلسفه-عرفان- دین-هنر- مردم‌شناسی – فولکلور- خرده‌فرهنگ‌ها- صنایع دستی - آداب و رسوم محلی می‌پردازند. این فصلنامه در دوره‌ای با سرپرستی مرحوم دکتر مظفر بختیار و مدیریت مرحوم دکتر ایرج افشار و همراهی جمعی از استادان برجسته داخلی و بین‌المللی منتشر می‌شد. از اعضای داخلی می‌توان به دکتر حائری، دکتر زریاب خویی، دکتر ستوده، دکتر شهیدی، دکتر نوابی، دکتر فرمانفرمائیان، دکتر محقق، دکتر مینوی و دکتر نگهبان اشاره کرد. همچنین مشارکت اعضای خارجی همچون دکتر نصر، دکتر رویمر، دکتر ارزی، دکتر اسکارچیا، دکتر بویل، دکتر سیوری و دیگران در غنای آن مؤثر بود. در ادامه، با تصمیم مسئولان نشریات دانشکده و دانشگاه تهران و به منظور ارتقای کیفی و تخصصی‌سازی انتشارات، مجله دانشکده ادبیات به چندین مجله تخصصی تفکیک شد. یکی از این مجلات، فصلنامه پژوهش‌های ایران‌شناسی است که همچنان به صورت مستقل به مأموریت خود ادامه می‌دهد. این نشریه مطابق با نامه شماره ۱۰۰۱۵۹ مورخ ۱۵/۰۶/۱۳۹۰ کمیسیون نشریات علمی کشور وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دارای رتبه علمی-پژوهشی است. فصلنامه پژوهش‌های ایران‌شناسی در پی آن است تا جامعه علمی را با جدیدترین دستاوردهای پژوهشی در حوزه ایران‌شناسی آشنا کند؛ به حفظ و شناخت میراث فرهنگی ایران یاری رساند؛ بستری تخصصی برای تبادل نظر پژوهشگران فراهم آورد؛ این نشریه با تکیه بر پشتوانه علمی و تاریخی غنی؛ همواره پذیرای مقالات پژوهشی معتبر و بدیع در حوزه‌های مرتبط با ایران‌شناسی است.

معرفی مجله

عنوان مجله: پژوهشهای ایرانشناسی

صاحب امتیاز: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

ناشر: انتشارات دانشگاه تهران

 عنوان انگلیسی مجله: Iranian Studies

گروه علمی (موضوعی): علوم انسانی

زیر گروه: تاریخ- تحقیق- نشریات ادواری- فرهنگ و هنر

درجه علمی: علمی- پژوهشی

تاریخ آغاز اعتبار:  15/06/1390

نوع داوری: دو سو ناشناس، گمنام و محرمانه

وضعیت مجله:  دسترسی آزاد به مقالات

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 3 هفته

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 3- 4ماه، حداقل دو داور 

درصد پذیرش مقالات: 14درصد

فاصله انتشار: دو فصلنامه

زبان مجله:  فارسی (چکیده و منابع به انگلیسی و فارسی)

نوع انتشار:  الکترونیکی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شاپا چاپـــــی: 0643-2252

شاپا الکترونیکی: 4601-2676

شیوه استناددهی: APA

تلفن:   61112999- 021

رایانامه مجله: jiranic@ut.ac.ir

آدرس اینترنتی: https://jis.ut.ac.ir/

هزینه داوری مقاله:  دارد.

هزینه پذیرش نهایی و انتشار:  دارد.

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: مجله تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

 کمیته بین‌المللی اخلاق نشر کوپ: مجله «پژوهش­های ایرانشناسی » با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

سیاست مبارزه با سرقت ادبی و همانندجویی: بر اساس قرارداد با شرکت سیناوب تمامی مقالات ارسالی به نشریه پژوهشهای ایرانشناسی قبل از ورود به فرایند داوری از طریق نرم‌افزارهای مشابهت‌یاب، همتایاب و سمیم‌نور بررسی خواهند شد.

قابل توجه نویسندگان: مجله بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت خواهد کرد؛ اما  بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به مجله نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگرORCID    و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله می تواند عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و ارسال مقاله به مجله آزاد  و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال شود. دانشجویان دکتری- ارشد به تنهایی نمی‌توانند مقاله ارسال کننده نویسنده مسئول بر اساس توافق طرفین آزاد است. مسئولیت اطمینان از عدم سرقت ادبی، داده‌سازی و استفاده نادرست از هوش مصنوعی متوجه نویسندگان مقاله است.

فایل‌ها و فرم‌های لازم: فایل های ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند:

 ۱. فایل اصلی مقاله (بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان در قالب/تمپلت مجله) ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

 ۲. فایل صفحه عنوان شامل مشخصات نویسندگان

 ۳. فرم تعهدنامه (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد). ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

 ۴. فرم تضاد منافع  و تعهد اثر (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود). ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

قالب مقالات مجله: نسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی در قالب/تمپلت مقالات مجله ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد. ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

******************************************************

توجه: نویسندگان بایستی برای مقالات پذیرفته شده نهایی علاوه بر چکیده انگلیسی کوتاه، یک چکیده انگلیسی مبسوط بین 1000 تا 1200 کلمه تهیه  و در مقاله  مطابق تامپل نمونه قرار دهند و آن را به همراه سایر فایل های تکمیلی  از طریق سامانه نشریه ارسال نمایند. برای ویرایش چکیده انگلیسی می‌توان از هوش مصنوعی  به منظور بازبینی املاء و گرامر و  بازنویسی متن استفاده کرد.

مجله پژوهش­های ایرانشناسی برای بررسی اولیه، مبلغ 1/500/000 هزارریال به‌ عنوان هزینه داوری و در صورت پذیرش مقاله، مبلغ،4/500/000 هزار ریال به‌ عنوان هزینه انتشار (مجموع 000/000/ 6 ریال ) دریافت خواهد کرد. به ‌همین‌ منظور، لازم است پس از اعلام دفتر نشریه، مبلغ یاد شده از طریق درگاه آنلاین موجود در سامانه پرداخت شود. به همین منظور لازم است پس از اعلام دفتر مجله مبلغ فوق به شماره حساب ۴۰۰۱۰۷۰۱۰۳۰۰۶۸۲۵ (شبا: IR830100004001070103006825) و شناسه واریز 314070174140107000000002002202 به نام تمرکز وجوه اختصاصی دانشگاه تهران  نزد بانک مرکزی واریز و تصویر برگه واریزی به ایمیل مجله ارسال فرمایید. لطفا از طریق وب سایت مجله می توانید به صورت آنلاین پرداخت نمایید.

پژوهشگران محترم می توانند از طریق بررسی وضعیت مقاله خود در سامانه از روند انجام کار مطلع شوند در صورت سوال لطفا از طریق ایمیل با ما مکاتبه نمائید. با تشکر

ایمیل مجله:jiranic@tu.ac.ir

قابل دسترسی از: magiran.com, noormags.ir, sid.ir, academia.edu 

این نشریه تفاهم نامه همکاری با انجمن علمی ایران شناسی دارد

 

نکته مهم: کلیه مراحل دریافت، داوری، بازنگری، پذیرش و یا رد و در نهایت انتشار مقالات  از طریق سایت مجله صورت پذیرد. گواهی پذیرش مقاله به صورت دستی امکان ندارد.

در این نشریه از مشابهت یاب های سمیم نور و همتاجو جهت بررسی اصالت مقاله استفاده می شود و مقالاتی که بیش از ده درصد مشابهت دارند مورد بررسی قرار نخواهند گرفت.

از مرداد 1402 مقاله هایی که بیش از سه نفر نویسنده داشته باشند مورد بررسی قرار نخواهند گرفت

        ISSN Record

نقش مواجب و نذورات مذهبی در تثبیت قدرت سیاسی هخامنشیان: تحلیل اسنادی از الواح تخت جمشید

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jis.2026.408992.1392

مهشید خدامی، حسین بادامچی

چکیده قدرت گسترده هخامنشیان نیازمند سازوکارهای مدیریتی و مشروعیت‌بخشی مؤثری بود. در این میان، نقش نهادهای مذهبی و جریان منابع مالی از طریق مواجب و نذورات به معابد، به عنوان ابزاری برای انسجام اجتماعی و سیاسی، نیازمند بررسی دقیق است. این پژوهش بر این فرض استوار است که توزیع و مدیریت این منابع، فراتر از کارکرد صرفاً مذهبی، کارکردی استراتژیک در تثبیت مشروعیت شاهنشاهی و کنترل نخبگان محلی داشته است. هدف اصلی این تحقیق، واکاوی کارکرد سیاسی-اجتماعی نظام مواجب و نذورات مذهبی در دوران هخامنشی، با تمرکز بر داده‌های مستخرج از الواح اقتصادی تخت جمشید است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و روش گردآوری داده‌ها مبتنی بر مطالعات اسنادی (کتابخانه‌ای) و تحلیل محتوای کمی و کیفی اسناد اقتصادی باقی‌مانده از تخت جمشید (مانند الواح مالی) است که روابط میان مرکز و نهادهای محلی را نشان می‌دهند. تحلیل اسناد نشان می‌دهد که شاهان به‌طور سازمان‌یافته‌ای منابع مالی کلانی را به معابد و نهادهای مذهبی در سراسر امپراتوری تخصیص می‌دادند. این تخصیص‌ها اغلب با ذکر نام شاه یا خانواده سلطنتی صورت می‌گرفت که این امر موجب می‌شد ساختار مذهبی به عاملی برای تبلیغ و حمایت از سلطنت تبدیل شود. همچنین، ثبات اقتصادی این نهادها از طریق هدایای سلطنتی، وفاداری طبقه کاهنان را تضمین می‌کرد. نظام مواجب و نذورات مذهبی در دوره هخامنشی یک سیستم دوطرفه بود: شاه مشروعیت خود را از طریق حمایت از ادیان تقویت می‌کرد و در عوض، نهادهای مذهبی با ارائه خدمات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، پایه‌های قدرت سیاسی شاهنشاه را در اقلیم‌های مختلف تحکیم می‌بخشیدند. این سیستم، نمودی از درک عمیق هخامنشیان از پیوند دین و سیاست برای مدیریت یک امپراتوری چند فرهنگی بود.

آیین مانوی و ریشه‌های زروانی در آن: از تعامل مفهومی تا تقابل کیهان‌شناختی

صفحه 19-46

https://doi.org/10.22059/jis.2026.411642.1405

فرشاد فرشباف ابریشمی، مجیدرضا رجبی، مهرناز بهروزی

چکیده آیین مانوی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جنبش‌های گنوسی دوران باستان، از بستر فرهنگی ایران زمین برخاست. یکی از مناقشه‌انگیزترین مباحث در مانوی‌شناسی، میزان تأثیرپذیری این آیین از اندیشه‌های زروانی است. این پژوهش با رویکردی تطبیقی نشان می‌دهد که مواجهه‌ی مانویت با زروانیسم، فراتر از وام‌گیری ساده، به تعاملی مفهومی و سپس تقابلی کیهان‌شناختی انجامیده است. پرسش اصلی این است که ریشه‌های زروانی در آیین مانوی تا چه اندازه حضور دارند و این تعامل چگونه به تقابل انجامیده است. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به متون مانوی (کفالایا، سرودها)، متون پهلوی (بندهش، ارداویرافنامه) و منابع تاریخی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد مانویان مفهوم «زروان» را به‌عنوان خدای زمان بیکران وام گرفتند، اما کارکرد آن را دگرگون ساختند. در زروانیسم، زروان جایگاهی والا و آغازین دارد، اما در مانویت، او نماد جهان مادی و زمان اسیرکننده (دوزخ تاریک) شد. این تغییر نگرش، بیانگر تقابل کیهان‌شناختی دو آیین است: مانویت جهان و زمان را شرّ مطلق می‌داند و در پی رهایی از آن است، در حالی که زروانیسم می‌کوشد منشأ شر را در درون نظامی یکتاپرستانه تبیین کند؛ بنابراین، مانویت با استفاده از اسطوره‌های زروانی، دشمنی تازه برای خدای نور آفرید و با تغییر جایگاه زروان، او را به نماد تاریکی بدل ساخت. این پژوهش در فهم تعاملات ادیان ایرانی پیش از اسلام و چگونگی رویارویی آن‌ها با مسئله‌ی شر و زمان نقش مهمی دارد.

تحلیل شمایل‌نگارانه و تفسیر شمایل‌شناسانۀ نقش‌مایۀ مار و عقاب در تمدن جیرفت (هزارۀ 3پ.م)

صفحه 47-68

https://doi.org/10.22059/jis.2025.393018.1341

اسماعیل سنگاری، شقایق طاهری بختیاروند

چکیده در سال 1380خورشیدی در جنوب شرق کرمان، بر اثر سیل، فرهنگ ناشناخته‌ای در جیرفت سر از دل خاک بیرون آورد. به دنبال این سیل، آثاری آشکار گردید که هرکدام در برگیرندۀ گوشه‌ای نهان از فرهنگ ناشناختۀ مردمان جیرفت در هزارۀ سوم پیش از میلاد است. با توجه به کشف خط در تمدن جیرفت و به رغم ناشناخته بودن آن، تصاویر بکار رفته بر روی آثار مکشوفۀ فرهنگ مزبور، دارای اهمیت انکارناپذیری هستند. بر روی آثار جیرفت، نقش­مایه­های مختلف انسانی، گیاهی، حیوانی، هندسی، معماری و انسانی-جانوری نمایان است. برای درک نقش­مایه ­های موجود، خوانش آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک نقش‌مایه‌های مورد نظر و تطبیق این نقوش با تمدن‌های همجوار فرهنگ مذکور بسیار کارآمد خواهد بود. با مطالعۀ آیکونوگرافیک، امکان دستیابی به محتوای ادبی، اسطوره‌ها و داستان‌واره‌های مرتبط با نقش‌مایه‌ها میسر می‌شود. مطالعۀ آیکونولوژیک نقش­مایه­ ها نیز موجب درک پس‌زمینۀ حقیقی نقوش مکشوفه با توجه به بازۀ زمانی و مکانی در کنه جامعۀ مورد بحث خواهد شد. یکی از رایج‌ترین نمادهای بکار گرفته شده در ظروف مکشوفۀ جیرفت، کهن الگوی نبرد عقاب و مار است. رایج بودن این شمایل در هنر فرهنگ ناشناختۀ جیرفت بی­شک در برگیرندۀ مفاهیم پنهانی است که هنرمند جیرفتی سعی بر تأکید آن دارد. در جستار پیش‌رو، به تحلیل کهن‌الگوی عقاب و مار در متون مکتوب دینی و ادبی چون بندهش و کلیله‌ودمنه اشاره شده است. در مقابل بنابر عدم خوانش الواح مکتوب جیرفت، از طریق مطالعۀ تطبیقی به تبیین شمایل مزبور در تمدن‌های همجوار جیرفت در هزارۀ سوم پ.م اشاره گردیده است. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و شواهد باستان­ شناختی، با بهره­گیری از شیوۀ توصیفی-تحلیلی بر آن است تا از طریق تحلیل و تفسیر نقش‌مایۀ مورد بحث، این فرهنگ نه چندان شناخته ­شده را مورد واکاوی قرار دهد.

پیشنهادی برای تعیین کارکرد و تاریخگذاری قلعه دختر ساوه

صفحه 69-97

https://doi.org/10.22059/jis.2024.365574.1231

اسماعیل شراهی، محمد ابراهیم زارعی، حمیده چوبک

چکیده بنای قلعه دختر (قیز قلعه، قزقلعه) دژی کوهستانی در 25 کیلومتری جنوب غرب ساوه در بالای کوهی منفرد از رشته کوه هِندِس واقع است. در پژوهش‌های انجام شده درباره‌ شکل‌گیری این بنا و کارکرد آن نظرات متفاوتی ارائه شده است. برخی از پژوهشگران ساخت قلعه دختر را مربوط به دوره ساسانی و کارکرد آنرا معبد آناهیتا دانسته و برخی دیگر آنرا دژی مربوط به سده‌های میانی دوره اسلامی و مرتبط با فرقه اسماعیلیان معرفی کرده‌اند. عدم ارائه مستندات و مدارک معتبر از سوی پژوهشگران، نیاز به دقت و بررسی بیشتر در منابع مکتوب، جغرافیای تاریخی- طبیعی ساوه و مطالعات صورت گرفته  درباره این بنا را دوچندان ساخته است. در این پژوهش فرض بر آن قرار گرفته که قلعه دختر بواسطه نام، جایگاه ساخت، اشاره منابع تاریخی، ارتباط با برخی عوارض و پدیده های طبیعی و مطالعات باستان‌شناسی صورت گرفته، در دوره ساسانی شکل گرفته و بعنوان پرستشگاه الهه ناهید،کارکرد داشته است. روش انجام این پژوهش تاریخی - تحلیلی است که مبتنی بر بررسی‌های میدانی و شواهد معماری،کاوش‌های باستان‌شناسی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای است. مطالعات و بررسی‌های بعمل آمده نشان می‌دهد؛ شاید بنیاد قلعه دختر در دوره ساسانی، بعنوان یک نیایشگاه پی ریزی شده باشد، ولی بواسطه بدست نیامدن شواهد و مدارکی دال بر وجود آثاری از دوره یاد شده تاکنون از یک طرف و از طرفی کشف شواهدی گواه بر استفاده از  بنا در سده های میانی دوره اسلامی  و در ارتباط با سایر قلعه های منطقه ، کارکرد بنا بعنوان یک قلعه اسماعیلیه مقبول­ تر است.

از تلفیق تا عقل‌گرایی: بررسی رویکردهای سه‌گانه به اساطیر ایرانی در تاریخ‌نگاری عصر سلجوقی (با تکیه بر تاریخ سیستان، فارس‌نامه و مجمل‌التواریخ)

صفحه 99-122

https://doi.org/10.22059/jis.2026.405097.1380

حسن شهریاری

چکیده اسطوره‌های ایرانی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های هویت ملی‌اند که در پیوند با تحولات سیاسی و دینی، همواره دچار بازتفسیر شده‌اند. در این میان، دوره سلجوقی به‌دلیل استقرار حاکمیت ترکان، تصلب کلامی اشعری و تداوم نهاد دیوان‌سالاری، مقطعی تعیین‌کننده در بازتنظیم نسبت میان میراث اساطیری و تاریخ‌نگاری اسلامی محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی، تحلیلی و مقایسه‌ای و  بر مبنای مفهوم حافظه فرهنگی، به واکاوی مواجهه سه متن کلیدی تاریخ سیستان، فارس‌نامه و مجمل‌التواریخ و القصص با اساطیر ایرانی پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در این مقطع، اسطوره دچار جابه‌جایی کارکردی شده و در قالب سه رویکرد متمایز بازتولید شده است: ۱. رویکرد تلفیقی با هدف بازمرکزگذاری جغرافیای قدسی؛ ۲. رویکرد ایران‌گرایانه  به‌مثابة الگویی برای اخلاق سیاسی و مهار قدرت و ۳. رویکرد عقلانی-انتقادی که با فاصله‌گذاری معرفتی، اسطوره را به‌مثابة میراث مکتوب و ابژة مطالعه بازتعریف می‌کند. برآیند تحقیق گویای آن است که اسطوره در عصر سلجوقی نه‌تنها زوال نیافت، بلکه با تبدیل شدن از یک باور قدسی به یک استراتژی هویتی، زیرساخت‌های لازم برای پیوستگی تاریخی ایران و انتقال آن به ادوار پسین را فراهم آورد

بررسی ساختاری و محتوایی تصدیق نامۀ فرمان سیورغالی از امیرتیمور گورکانی در حق میر اختیارالدّین حسن طباطبائی بهبهانی از اواخر دورۀ زندّیه

صفحه 123-149

https://doi.org/10.22059/jis.2026.402271.1369

سید محمد منصور، علیرضا خزایی

چکیده مقالۀ حاضر به بررسی ساختاری و محتوایی یک تصدیق‌نامه مربوط به فرمان سیورغال صادره از سوی امیر تیمور گورکانی در حق میر اختیارالدین حسن طباطبائی بهبهانی می‌پردازد. این تصدیق‌نامه در اواخر دوره زندیّه (احتمالاً میان سنوات ۱۲۰۱ الی ۱۲۰۶ق.) نگاشته شده و تنها سند شناخته شده ای است که به شکلی مفصل، نه اصل فرمان صادره از سوی امیر تیمور گورکانی، بلکه تصدیق یک فرمان سیورغال را مورد توجه قرار می‌دهد. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل دقیق عناصر درونی و بیرونی تصدیق‌نامه، شناخت جایگاه اجتماعی خانوادۀ دریافت کنندۀ فرمان سیورغال، ارزیابی اصالت تاریخی و سنجش تطبیقی آن با نمونه‌های موجود از فرامین سیورغال در ادوار مختلف است. از رهگذر این مطالعۀ تطبیقی، یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که تصدیق‌نامه‌های سیورغال برخلاف اصل فرامین سیورغال، غالباً اسنادی غیردیوانی و توافقی‌اند که اعتبارشان مبتنی بر مُهر و گواهی اکابر، شیوخ و معاریف محلّی است. بر این اساس، سند مورد بررسی به‌عنوان نمونه­ ای فی الحال منحصربفرد به جهت شناخت و ارزیابی تصدیق­ نامه­ های سیورغال، خاصه از اواخر دوران زندیه، قابل اعتناست. نویسندگان در مقالۀ حاضر کوشیده ­اند تا با بررسی ساختاری و محتوایی تصدیق نامۀ سیورغال موجود و تطبیق آن با ساختار و محتوای فرامین سیورغال براساس نمونه های پیش تر منتشر شده از فرامین سیورغال با روش توصیفی، نقاط اشتراک و افتراق این دو نوع سند را نیز معین نموده و وجوه مختلف ایشان را از یکدیگر تمایز دهند

بررسی تطبیقی فرم و محتوای موجودات ترکیبی در مهرهای استوانه‌ای تمدن بین‌النهرین و کتاب چاپ سنگی عجایب‌المخلوقات قزوینی

صفحه 151-176

https://doi.org/10.22059/jis.2026.411990.1409

آهنگ میرمنگره، شهره جوادی

چکیده شیوه‌های به‌کاررفته در حکاکی تصاویر مهرهای استوانه‌ای تمدن بین‌النهرین دارای ویژگی‌هایی نو و بی‌سابقه است. این مهرها حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی آیین‌ها، باورها و ساختارهای فکری جوامع آن دوران‌اند. با ورود تصاویر موجودات ترکیبی از هزاره‌ی سوم پیش از میلاد، تحولی بنیادین در شیوه‌ی تصویرگری این موجودات، به‌ویژه در قالب ایزدان، الهه‌ها و موجودات فراطبیعی، در تمدن بین‌النهرین پدید آمد. به نظر می‌رسد منشأ شکل‌گیری بسیاری از موجودات ترکیبی در روایت‌های گوناگون اسطوره‌ای، تاریخی و جغرافیایی دوره‌های بعد، ریشه در این تصاویر اولیه داشته باشد. هدف این پژوهش، مطالعه‌ی تطبیقی تصاویر حکاکی‌شده بر مهرهای استوانه‌ای تمدن بین‌النهرین و عناصر تصویری مشترک از نظر فرم و محتوا در نگاره‌های موجودات ترکیبی در کتاب چاپ سنگی عجایب‌المخلوقات زکریای قزوینی است. پرسش پژوهش این است که نگاره‌های موجودات ترکیبی در کتاب قزوینی از نظر فرمی و محتوایی چه نسبتی با تصاویر مهرهای استوانه‌ای بین‌النهرین دارند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی، و با تمرکز بر شناسایی خاستگاه‌ها و ریشه‌های تصویری این نگاره‌ها، به بررسی تطبیقی تشابهات فرمی و محتوایی میان این دو مجموعه تصویری می‌پردازد. بر‌ اساس یافته‌های تصویری این پژوهش، تصاویر مهرهای استوانه‌ای تمدن بین‌النهرین به‌مرور در تمدن‌های بعدی در همان موقعیت جغرافیایی و همچنین تمدن‌های مجاور آن ادامه یافته، و این امتداد فرهنگی در دوران قاجار به صورت افسانه و اسطوره در کتاب چاپ‌سنگی عجایب‌المخلوقات مشاهده می‌شود. از تطبیق این تصاویر به لحاظ فرم و محتوا، چنین به‌نظر می‌رسد که تصاویر موجودات ترکیبی در این کتاب ریشه در نقوش مهرهای استوانه‌ای تمدن بین‌النهرین دارند.

بررسی تطبیقی مفهوم و کیفیّت عشق در تمهیدات عین‌القضات در مقایسه با غزلیّات حافظ شیرازی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 تیر 1404

https://doi.org/10.22059/jis.2025.393666.1343

عبدالرّضا سیف، بهزاد گرانمایه

چکیده این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم و کیفیت عشق در دو اثر شاخص از ادبیات عرفانی فارسی، یعنی تمهیدات عین‌القضات همدانی و غزلیات حافظ شیرازی اختصاص دارد. تمرکز اصلی این تحقیق بر تحلیل و مقایسۀ دیدگاه‌های این دو چهرۀ برجستۀ عرفانی دربارۀ مفهوم عشق است، به‌ویژه با توجه به ابعاد هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و سلوکی که این مفهوم در نظام فکری آنان ایفا می‌کند. عشق، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در سنت عرفان اسلامی، مفهومی چندوجهی، پیچیده و در عین حال پویـا است که در مواجهه با مقولاتی همچون عقل، شریعت، تجربه عرفانی و شهود، تعابیر و جلوه‌های متنوعی پیدا می‌کند. اگرچه برخی مفاهیم کلیدی مانند تغلیب عشق، تقابل میان عشق و عقل، غفلت، و بدایت عشق در میان بسیاری از عرفا به‌صورت مشترک مطرح شده‌اند، اما تحلیل تطبیقی دقیق این متون نشان می‌دهد که دیدگاه عین‌القضات نسبت به عشق، با مضامین و تعابیر موجود در غزلیات حافظ مشابهت‌هایی بارز دارد. در این پژوهش، با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، مضامین، تمثیل‌ها و نمادهای مرتبط با عشق در دو اثر موردنظر استخراج شده و وجوه تشابه و تفاوت میان آن‌ها مورد شناسایی و تحلیل قرار گرفته است. در پایان، هرچند به‌صراحت نمی‌توان از تأثیر مستقیم عین‌القضات بر حافظ سخن گفت، اما شواهد متنی موجود حاکی از پیوندی درونی، عمیق و غیرقابل‌انکار میان اندیشه‌های این دو متفکر برجسته عرفان اسلامی است.

خاندان گیلویه و نقش سیاسی- اجتماعی آنان در عصر عباسیان (سده¬های دوّم و سوّم هجری قمری)

خاندان گیلویه و نقش سیاسی- اجتماعی آنان در عصر عباسیان (سده¬های دوّم و سوّم هجری قمری)

دوره 2، شماره 1، تابستان 1391، صفحه 83-103

https://doi.org/10.22059/jis.2012.35224

کشواد سیاهپور

چکیده   خاندان گیلویه یا به عبارتی  خاندان  روزبه، از مشهورترین و مؤثرترین خاندان‌های ایرانی فارس در سه سدۀ نخست اسلامی بود که پس از سقوط ساسانیان، علاوه بر درگیری متناوب با اعراب مهاجم و مسلّط، به­تدریج موفق شدند در دستگاه خلافت عباسی نفوذ یابند و نقش بارز خود را در وقایع سیاسی- اجتماعی عصر نشان دهند. گیلویه که از همۀ اعضای خاندان معروف‌تر و برجسته­تر شد،  اقتدار و عظمتش به حدی رسید که منطقۀ وسیعی از فارس را تحت حاکمیت خود درآورد، و منطقه به احترام و اشتهار او نام‌گذاری شد. وی که سپاهی آماده و چند هزار نفری داشت، با خاندان ابودلف عجلی عرب، که از قرن دوم هـ ق در بخشی از ایران – خاصه عراق عجم- حضور و سلطه یافته بودند، درگیر و به رغم موفقیت‌های مقطعی و قتل معقل، برادر ابودلف، سرانجام کشته شد. قلمرو گیلویه که ناحیۀ گسترده­ای از نزدیکی‌های شیراز تا سمیرم، لردگان، ارجان (= بهبهان)، بخشی از کناره­های خلیج فارس، ممسنی و کهگیلویه و بویراحمد بود، قلمرو حکمرانی گیلویه و خاندانش محسوب می‌شد. پس از گیلویه، فرزندانش، خالد و حسن و نوۀ او محمد بن حسن، به گونه­ای دیگر در دربار خلفای عباسی حضور و نفوذ یافتند و و نقش مهم خاندان را تداوم بخشیدند. در این مقاله که بر مبنای پژوهش کتابخانه­ای و روش  تحقیق تاریخی، توصیف و تحلیل گردیده، به این مسئله پاسخ داده شده، که نقش سیاسی و اجتماعی خاندان گیلویۀ ایرانی  در دستگاه خلافت عباسی چگونه بوده است.

از اسکندر گجستک تا اسکندر ذوالقرنین (ارزیابی و تحلیل آشفتگی منابع تاریخی اسکندر مقدونی) بخش دوّم

از اسکندر گجستک تا اسکندر ذوالقرنین (ارزیابی و تحلیل آشفتگی منابع تاریخی اسکندر مقدونی) بخش دوّم

دوره 3، شماره 1، تابستان 1392، صفحه 65-84

https://doi.org/10.22059/jis.2013.36347

بهمن فیروزمندی شیره جینی، مهدی رهبر، مصطفی ده پهلوان

چکیده بخشی از دوران تاریخی ایران را از لحاظ فرهنگی، عصر یونانی مآبی در بر می گیرد. این عصر با یورش ویرانگر اسکندرـ سردار مقدونی ـ شکل می گیرد. اسکندر در سیر تفسیرهای تاریخی تبدیل به یک شخصیت جهانی می شود که در تاریخ و ادبیات ملل گوناگون به گونه های مختلف در قالب شخصیت های حقیقی و افسانه ای مطرح شده است. منابع تاریخی اسکندر ما را با مجموعه ای از مشخصات افسانه ای و تاریخی روبرو می سازد که تصویری مبهم و مشوش از اسکندر حقیقی را در ذهن ما متصور می سازد. به منظور درک صحیح و مستند منابع تاریخی اسکندر و نقش آنها در مطالعات تاریخی و باستان شناسی عصر یونانی مآبی (هلنیسم) سعی بر این شد که به ارزیابی و آسیب شناسی شخصیت متغیر اسکندر در پرتو منابع و روایات مورخان غربی و شرقی پرداخته شود.ارزیابی دقیق متون تاریخی غربی و شرقی در دوران قبل از اسلام نشانگر نوع نگاه تعارض آمیز این منابع نسبت به هم دیگر است. به ویژه متون شرقی که شواهدی مستند بر شکل گیری نهضت فکری و مقاومت مذهبی روحانیون و جامعة ایران عصر یونانی مآبی، اشکانی و ساسانی در مقابل سنت های هلنی گری می باشند. بررسی و مطالعة اسکندر نامه ها و منابع دوران اسلامی نیز چگونگی انحراف مورخان و ادیبان مسلمان و ایرانی در تبعیت از تاریخ نویسان و منابع غربی و فقدان آگاهی لازم از منابع شرقی قبل از اسلام را بر ما آشکار می سازد.
 
 

مسئله مرکزیت و استمرار قدرت در حکومت خوارزمشاهیان (628-596 ق)

مسئله مرکزیت و استمرار قدرت در حکومت خوارزمشاهیان (628-596 ق)

دوره 3، شماره 1، تابستان 1392، صفحه 33-52

https://doi.org/10.22059/jis.2013.36345

رسول جعفریان، مریم کمالی

چکیده قلمرو جغرافیایی هر حکومت و انتخاب مرکزیتی مناسب برای آن می‌تواند ضامن استقرار قدرت و تداوم حاکمیت باشد، امری که به نظر می‌رسد در حکومت خوارزمشاهی (628-596 ه. ق) چندان مورد توجه قرار نگرفته است. خوارزمشاهیان که انتظار می‌رفت به یکی از بزرگ‌ترین حکومت‌های تاریخ میانه ایران تبدیل شوند، با شکست از مغولان صحرانشین، جریان تغییرات تاریخ ایران را به مسیری دیگر هدایت کردند. آنها پس از شکست حکومت سلجوقی و تصرف بخش وسیعی از قلمرو ایشان، سعی کردند با برگزیدن حکومتی متمرکز راهی متفاوت از سلجوقیان برای بقای خویش بپیمایند. ولی انتخاب خوارزم به عنوان تنها مرکز قدرت و گسستن رشته پیوند با بخش‌های داخلی قلمرو، زمینه عدم استقرار قدرت حکومت خوارزمشاهی و در نتیجه از هم پاشیدن سریع قدرت ایشان را فراهم ساخت. این مقاله سعی دارد رابطه موقعیت جغرافیای و انسانی پایتخت و ساختار قدرت را با توجه به منابع دست اوّل در حکومت خوارزمشاهی بررسی کرده و علل عدم استقرار قدرت سلسله خوارزمشاهی را در بی توجهی به پیوند شکل حکومت و انتخاب پایتخت مورد بررسی قرار دهد، امری که به نظر می‌رسد تا کنون مورد توجه جدی قرار نگرفته است.
 
 

بررسی آثار دوران هخامنشی در شهربی لیکیه

بررسی آثار دوران هخامنشی در شهربی لیکیه

دوره 3، شماره 1، تابستان 1392، صفحه 99-118

https://doi.org/10.22059/jis.2013.36349

علیرضا هژبری نوبری، مهسا ویسی، سید مهدی موسوی کوهپر، جواد نیستانی

چکیده امپراتوری قدرتمند هخامنشی قلمرو پهناوری را در بر می­گرفت که آسیای صغیر امروزی نیز بخشی از آن را تشکیل می­داد. آسیای صغیر از جمله مناطقی بود که در دوران کوروش بزرگ و لشگرکشی او به لیدیه تحت حکومت پارسیان درآمد و شهرهای این ناحیه در پی سیاست تقسیم فضایی کشور، به شهربی­های هخامنشی اضافه شدند. اسامی همه­ی شهربی­ها در کتیبه­های رسمی هخامنشیان نیامده است چرا که شیوه حکومتی هخامنشیان چنین بود که نواحی مفتوحه با حفظ استقلال داخلی تابع حکومت مرکزی بودند و برای احترام به استقلال داخلی این سرزمین­ها نام آن­ها در فهرست­ها نیامده است. لیکیه یکی از این سرزمین­هاست که نامش در این فهرست­ها نیامده اما مورخان یونانی به آن به عنوان شهربی پارسیان اشاره کرده­اند. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این مسئله است که چه نوع آثار باستانی در این سرزمین­ از دوران پارس­ها برجای مانده است که می­تواند ثابت کند لیکیه به راستی یکی از شهربی­های هخامنشیان بوده است؟ آثار و شواهد باستانی بر جای مانده این مسئله را کاملاً تایید می­کند. عمده­ی آثار فرهنگی و باستانی که از خانتوس، پایتخت لیکیه برجای مانده است نقش برجسته­­هایی است که از نقوش تخت جمشید الگوبرداری شده­اند و حضور هخامنشیان را در این سرزمین اثبات می­کنند.
 
 

نگاهی به هنر نازک‌کاری چوب در سنندج از دورۀ قاجار تا امروز

نگاهی به هنر نازک‌کاری چوب در سنندج از دورۀ قاجار تا امروز

دوره 3، شماره 2، زمستان 1392، صفحه 33-51

https://doi.org/10.22059/jis.2014.51697

محمد ابراهیم زارعی

چکیده نازک‌کاری از جمله هنرهایی است که وسایل کاربردی و هنری از چوب‌های خوش نقش و رنگ با ظرافت و دقت بالا ساخته می‌شود. شواهد و مدارک نشان می‌دهد که از دورۀ صفوی هنر اُرسی‌سازی و به تبع آن هنر نازک‌کاری در شهر سنندج گسترش یافته است. فعالیت اُرسی‌سازی اکنون به دلایل متعدد، از جمله کمبود استادکار و هزینه‌های بالا، رونق ندارد، امّا هنر نازک‌کاری هنوز پر‌رونق است. هر چند که آثار نازک‌کاری دورۀ صفوی در سنندج تاکنون یافت نشده، ولی آثار هنر نازک‌کاری مربوط به دورۀ قاجار باقیمانده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که اوج و رونق هنر نازک‌کاری سنندج از اواسط دورۀ قاجار به بعد بوده است. به نظر‌ می‌رسد که هنرمندان عرصۀ نازک‌کاری سنندجی بر اساس اسلوب و روش‌ هنرهای چوبی سایر نقاط ایران کار را آغاز نموده، ولی به‌تدریج با توجه به شرایط اقلیمی، گذشت زمان و تقاضا شیوه‌ای خاص را پدید آورده‌اند؛ زمینه‌ی مناسب برای رشد و توسعه از یک سو و تلاش هنرمندان از سوی دیگر هم موجب پایداری و گسترش این هنر گردیده است. این مقاله دربارۀ پیشینه هنرهای چوبی، روش تهیۀ چوب و استخراج ریشه‌ی گردو، هنر نازک‌کاری، ابزارهای نازک‌کاری، مراحل رنگ‌کاری با لاک و الکل و هنرمندان نازک‌کار است.

مکان‌یابی شهرهای جی و یهودیه در رستاق جی اصفهان و جابجایی مرکز قدرت تا برآمدن سلجوقیان

مکان‌یابی شهرهای جی و یهودیه در رستاق جی اصفهان و جابجایی مرکز قدرت تا برآمدن سلجوقیان

دوره 4، شماره 1، تابستان 1393، صفحه 57-76

https://doi.org/10.22059/jis.2014.52668

علی شجاعی اصفهانی

چکیده شهر جی از دوران قبل از اسلام و شهر یهودیه در دوران اسلامی در دشتی قرار گرفته‌اند که از سه طرف به ارتفاعات، محصور شده‌اند. عمدۀ این محدوده در متون جغرافیایی دوران اسلامی به نام رستاق جی، مهم‌ترین رستاق خورۀ اصفهان، معروف بوده است. وجود رودخانۀ زاینده‌رود، که از میان رستاق عبور می­کند، و موقعیت کوه‌ها، که روی تمامی آن‌ها و برخی کوه‌های مجاورشان شواهدی از قلاع و استحکامات دیده می‌شود، در کنار قرار گرفتن رستاق جی در مرکز ایران، باعث شده تا شهر جی از قبل از اسلام تا قرن چهارم ﻫ.ق. مرکز خورۀ اصفهان و از مهم‌ترین شهرهای ایران ساسانی و جهان اسلام به‌شمار رود. در قرن چهارم ﻫ.ق. با حضور آل ­بویه و تصمیم آن‌ها برای انتقال مرکز قدرت از جی به یهودیه و در پی آن احداث دروازه­ها و سپس دیوار شهر یهودیه، از اهمیت جی کاسته و در عوض شهر یهودیه تبدیل به مرکز خورۀ اصفهان و یکی از مهم‌ترین شهرهای جهان اسلام و از مراکز اصلی ایالت جبال گردید. به این ترتیب، افول شهر جی در مقابل رشد شهر یهودیه ارتباط مستقیمی با روی کار آمدن حکومت آل ‌بویه و تصمیمات آن‌ها برای جابجایی مرکز قدرت از جی به یهودیه داشته است. امروزه با توجه به تخریب کامل دیوارهای هر دو شهر اطلاعات موجود از موقعیت آن‌ها محدود به نوشته‌های متون تاریخی و جغرافیایی، اندک شواهد باقی‌مانده از دیوار شهر یهودیه تا چند دهه پیش و بخش‌هایی از خندق آن تا به امروز و همچنین حفاری صورت‌گرفته در تپۀ جی است. با این همه، گویا با کمک متون جغرافیایی و تاریخی، شواهد باستان‌شناسانه، نقشه‌های قدیمی و تصاویر ماهواره‌ای کرونا بتوان دیوار شهر جی و شهر یهودیه را در رستاق جی مشخص و آن‌ها را روی نقشۀ فعلی شهر نمایان ساخت.

بررسی و مقایسه داستان کیومرث در شاهنامه و آدم در قرآن

بررسی و مقایسه داستان کیومرث در شاهنامه و آدم در قرآن

دوره 2، شماره 2، زمستان 1391، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35367

صغری سلمانی نژاد مهر آبادی، عبدالرضا سیف

چکیده وجوه شباهت­ها و تفاوت­های موجود بین شخصیت­های اساطیری و تاریخی و بیان آن می­تواند تاثیر و تاثر ممتد اسطوره و تاریخ در طول زمان و نتیجه­ این تاثیرات را نشان دهد. کیومرث همواره در اساطیر ایران به عنوان نخستین انسان که در ظاهر نیز تفاوت چشمگیری با انسان امروزی دارد، مطرح می­شود؛ اما در شاهنامه، فردوسی هرگز او را نخستین انسان نمی­شمارد. به نظر می­رسد این امر متأثر از جهان بینی و نگاه اسلامی فردوسی در مورد آفرینش نخستین انسان در قرآن باشد؛ به همین جهت او را به عنوان اولین پادشاه، و نه نخستین انسان، مطرح می­سازد. در این پژوهش کوشش شده تمام شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو شخصیت در شاهنامه و قرآن بیان شود. انتخاب کوهستان برای اولین محل زندگی، کشته شدن فرزندان، دشمنی اهریمن با آنان، داشتن عنوان نخستین و یکی دانستن این دو شخصیت در برخی از کتاب‌های تاریخی در این مبحث بررسی می­شود.  

تعداد دوره‌ها 16
تعداد شماره‌ها 36
تعداد مقالات 275
تعداد نویسندگان 447
تعداد مشاهده مقاله 578,707
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 364,216
نسبت مشاهده بر مقاله 2104.39
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1324.42
-----------------------------------------
تعداد مقالات ارسال شده 1,420
تعداد مقالات رد شده 1,058
درصد عدم پذیرش 75
تعداد مقالات پذیرفته شده 154
درصد پذیرش 11
زمان پذیرش (روز) 121
تعداد پایگاه های نمایه شده 12
تعداد داوران 930
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان