<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های ایران شناسی</title>
    <link>https://jis.ut.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های ایران شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 04 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 04 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شواهدی از هنر ساسانی در ایالات شرقی و تاثیرات آن در هنر چین (مطالعه موردی: تزئینات مروارید)</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_95073.html</link>
      <description>مروارید یکی از پرتکرارترین عناصر تزئینی و یکی از نشانه‌‌های فرّه ایزدی در هنر ساسانی است. گسترش ارتباطات همه‌جانبه در این دوره، موجب انتقال مفاهیم فرهنگی و درون‌مایه‌ی هنر ساسانی به سرزمین‌های دیگر شد. مطالعه‌ی جنبه‌های نفوذ فرهنگ ساسانی و محبوبیت آن در چین در مسیر زمینی جاده ابریشم، از اهداف اصلی این پژوهش است و در ادامه پاسخ به سوالاتی مهم از جمله: با مطالعه‌ی نقوش مرواریدی، تاثیرگذاری ِتفکر هنری و مذهبی دربار ساسانی بر تمدن چین از چه جنبه‌هایی قابل بررسی است؟ استفاده از نقوش مرواریدی در آثار هنری چینی آگاهانه بوده است یا تقلیدی صرف در تبعیت از هنر درباری ساسانی است؟ گستره‌ی جغرافیایی مورد بحث، جهت مقایسه آثار، شامل ایالت‌های شرقی امپراتوری ساسانی و سپس در چین است. ماهیت پژوهش حاضر از نوع بنیادی است و رویکرد آن توصیفی، تحلیلی ـ تطبیقی و روش گردآوری آن، کتابخانه‌ای است. عناصر تزئینی مرواریدی بکار رفته در معابد بودایی، مقابر سغدیان یا منابع مانوی، صرفا تقلیدی برگرفته از مفهوم زیبایی‌شناسانه ساسانی نیست؛ بلکه انتخابی آگاهانه است از مفهوم اصلی آن و سپس کاربرد این هنر در بستر مذهبی و فرهنگی جدید. به نظر می‌رسد عامل اصلی در معرفی فرهنگ ساسانی در ملل همسایه، تجارت در مسیر جاده ابریشم در مقابل حضور سفرای متعدد و ارسال هدایای گوناگون از جانب ساسانیان به دربار چین، نقش پررنگ‌تری دارد. واژه‌های کلیدی: هنر ساسانی، نقش‌مایه مروارید، تزئینات معماری، ایالت‌های شرقی، چین</description>
    </item>
    <item>
      <title>نیکوکاری و ابعاد آن در دین زردشتی</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_100386.html</link>
      <description>از جمله مفاهیم مهم در دین زردشتی نیکوکاری است که آموزه‌های قابل توجهی در باب آن وجود دارد و توجه ویژه‌ای به آن شده است. نیکوکاری حوزه و ابعاد گسترده-ای دارد که شناخت مصادیق، حدود و سازوکارهای آن می‌تواند کارکردهای فردی، اجتماعی، معنوی و فرهنگی آن را بیشتر روشن سازد. با توجه به تأثیر نیکوکاری در روحیات و زندگی فرد و اجتماع تبیین این مفهوم و شناخت ابعاد آن می‌تواند تلقی و دیدگاه جامعه و افراد نسبت به آن را روشن نماید. هدف این مقاله بررسی نیکوکاری و ابعاد آن در دین زردشتی با تاکید بر متون پهلوی است که در دورة ساسانی یا قرون نخستین اسلامی نظم و نسک یافته‌اند. با توجه به زمان نگارش این متون می‌توان تا حدودی با تعاریف و فعالیت‌های مردم، نهاد دینی و دستگاه حکومتی در این زمینه آشنا شد که نیازمند تعامل میان آنان در این باره بوده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد مصالح فرد و خانواده، اجتماع و جامعة دینی در بحث نیکوکاری مد نظر بوده است.از جمله مفاهیم مهم در دین زردشتی نیکوکاری است که آموزه‌های قابل توجهی در باب آن وجود دارد و توجه ویژه‌ای به آن شده است. نیکوکاری حوزه و ابعاد گسترده-ای دارد که شناخت مصادیق، حدود و سازوکارهای آن می‌تواند کارکردهای فردی، اجتماعی، معنوی و فرهنگی آن را بیشتر روشن سازد. با توجه به تأثیر نیکوکاری در روحیات و زندگی فرد و اجتماع تبیین این مفهوم و شناخت ابعاد آن می‌تواند تلقی و دیدگاه جامعه و افراد نسبت به آن را روشن نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انگاره ی مفهومی ایران در گفتمان شیعی عصر صفوی (با تاکید بر خوانش روضه الانوار ملامحمد باقر سبزواری)</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_99067.html</link>
      <description>هدف از نگارش این مقاله، بررسی سازو کارهای زبانی موجود در گفتمان شیعی است که موجب بازیابی و احیای مفهوم "ایران" در عصر صفویه شد. اهمیت پرداختن به این مفهوم از آن جهت است که بسیاری از مناسبات و روابط سیاسی-اجتماعی، شیوه های تولید قدرت، نحوه شکل گیری هویت ایرانی-اسلامی و نیز نحوه ساخت دولت متمرکز شیعی را در لایه های زیرین معنایی خود مستتر دارد. یکی از متون مهم این دوره که به سبک سیاستنامه در سال 1402ه.ش نگاشته و به شاه عباس دوم تقدیم شده است کتاب روضه الانوار اثر ملا محمد باقر سبزواری است. این کتاب با کاربست مکرر واژه ایران، نمونه مناسبی برای بررسی نحوه امتزاج گفتمانی ایران و تشیع به مثابه دو رکن هویتی ایران معاصر است. با خوانش این متن مطابق با رهیافت تاریخ مفهومی رایان کوزلک و روش تاریخی- گفتمانی روث ووداک، نتایج ذیل حاصل شد: مفهوم ایران به گسترده ترین صورت معنایی و تاریخی در این متن مورد اشاره و استفاده واقع شده است و کلیه ظرفیت های گفتمانی و معنایی موجود درآن شامل صور اسطوره ای، جغرافیایی، دینی و فرهنگی برای تولید قدرت سیاسی دولت فراگیر و نوظهور صفویه به کار گرفته شده است و کلیه سطوح و لایه های معنایی تاریخی این مفهوم در این متن، احضار گشته اند. به واقع، تشیع به مثابه محملی برای بروز و ظهور این فراگیری و کل نگری عمل نموده است و از سویی یک سطح معنایی نو که همان تشیع است نیز به آن افزوده گردیده است. به دیگر سخن تشیع محملی برای ظهور مجدد ایران در دو صورت عینی و ذهنی دولت متمرکز شیعی و مفهومی تاریخی فرهنگی بازیابی شده تبدیل گشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زن به مثابۀ دیگری و شیوه های بر ساخت آن در سفرنامه های ایران عصر قاجار</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_104774.html</link>
      <description>پژوهش‌های تاریخی_ادبی دربارة عصر قاجار، به‌ویژه متون سفرنامه‌ای، برای بازنمایی وضعیت زنان اغلب به توصیف‌های سطحی و کلیشه‌ای بسنده کرده و از تحلیل‌های عمیق گفتمانی غافل مانده‌اند. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلاء تحلیلی، فرایند &amp;amp;laquo;دیگری‌سازی&amp;amp;raquo; زن ایرانی و غربی را در این متون واکاوی می‌کند و به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه بازنمایی زنان در سفرنامه‌ها، در مرز گفتمان‌های مردسالانه و استعماری، به محو یا بازتعریف سوژگی زنانه انجامیده است. این بررسی با روش تحلیل کیفی-انتقادیِ مجموعه‌ای از سفرنامه‌های ایرانی و غربی و با استفاده از چارچوب نظری درهم‌تنیدة هویت روایی پل ریکور، قدرت/دانش میشل فوکو و بازنمایی مضاعف و مکان سوم هومی بابا انجام شده است. داده‌های ابتدایی نشان می‌دهد که تصویر زنان به‌صورت بی‌طرفانه و برگفته از واقعیت‌های اجتماعی بازنمایی نشده و برساختی ایدئولوژیک است که در مرز گفتمان‌های مردسالارانه داخلی و شرق‌شناسانة خارجی شکل گرفته و در نهایت، به محو یا تحریف سوژگی زنانه منجر شده است. یافته‌های عمیق‌تر نشان می‌دهد که گفتمان قدرت بر بدن زن ایرانی اعمال شده، اما سفرنامه‌ها به‌صورت متناقض رگه‌هایی از کنشگری و مقاومت زنانه را در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی منعکس کرده‌اند. این کنشگری‌ها در &amp;amp;laquo;مکان سوم&amp;amp;raquo; قابل تحلیل است و به بازتعریف هویت زنانه در برابر کلیشه‌ها کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نَمری؛ سرزمینی کهن در بخشی از استان ایلام؟</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_93175.html</link>
      <description>مطالعه نبشته‌های میان&amp;amp;lrm;رودانی و به ویژه دوره‌های آشور میانه و آشور نو، داده&amp;amp;lrm;های جغرافیایی بسیاری را در اختیار پژوهشگران امروزین قرار داده است. این که با استناد بر مختصات بوم&amp;amp;lrm;‌نگارانه این اطلاعات، پیشینه فرهنگی و تاریخی مناطق غربی و مرکزی فلات ایران را بهتر بررسی کرد، روندی است که پایه بسیاری از پژوهش‌های تاریخی، فرهنگی و باستان&amp;amp;lrm;شناختی را پدید آورده است. شاهان دوره آشور میانه اندک&amp;amp;lrm;اندک و از روزگار تیگلات-پیلسر یکم، به سوی شرق سرزمین خود توجه کردند و این نگاه در روزگار آشور نو، نیرو گرفت، به گونه&amp;amp;lrm;ای که بیشترین اطلاعات از همین دوره اخیر به دست ما رسیده است. از این جهت، پژوهش پیش رو بر مبنای جغرافیایی که نبشته&amp;amp;lrm;های شاهانه روزگار آشور نو آن را ترسیم می&amp;amp;lrm;کند، به این موضوع می&amp;amp;lrm;پردازد که حدود استان ایلام کنونی یا ‌دست‌کم بخش شمالی آن منطبق بر کدام یک از سرزمین&amp;amp;lrm;های توصیف شده در آن مستندات نوشتاری بوده است. این مقاله پیشنهاد می&amp;amp;lrm;دهد که بر خلاف نظرات مطرح شده درباره سرزمین نَمری، بخش مهمی از مختصات این گستره کهن هم&amp;amp;lrm;خوان با حدود استان ایلام بوده است. همچنین این پژوهش بیان می&amp;amp;lrm;کند که بر پایه نتیجه&amp;amp;lrm;گیری یاد شده و نیز بررسی مولفه&amp;amp;lrm;های فرهنگی سرزمین نمری، می&amp;amp;lrm;توان به درک بهتری از وضعیت فرهنگی مختصات استان ایلام کنونی در هزاره یکم پیش از میلاد دست یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مناسبات اِحتمالی دیپلماسی بر نهاد خانواده با تأکید بر پیشران‌های حکمرانی در عصر صفویه</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_101391.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با نگرشی بینارشته‌ای(تاریخی-جامعه‌شناختی-دموگرافیک) احتمال تغییر ساختار جمعیتی خانواده در صفویه را بررسی کرده و نظریه ماکس وبر و استراتژی قیاسی را مبنا قرار داده‌ است. از این‌رو، تلاش شده یک تیپ ایدئال از تغییر خانواده در دموگرافیِ تاریخِ اغلب جوامع، به‌مکانیسمی برای گمانه‌زنی درباره علیت جامعه‌شناختیِ تغییر ابعاد خانواده در عصرصفویه بدل شود و به دلیل تأثیرپذیریِ خانواده از پیشران‌های‌ حکمرانی، به‌مثابه متغییرهای میانجی، روش تحلیل مسیر اقتباس شده است. فرضیه مربوطه این است که؛ پیشران‌ حکمرانی صفوی(دیپلماسیِ مناسبات قدرت)، زمینه‌های اولیه و احتمالیِ تغییر ابعاد خانواده را پدید آورده است. پرسش متناسب با فرضیه نیز عبارت است از اینکه؛ آیا می‌توان تغییر ابعاد خانواده را براساس پیشران‌ حکمرانی حوزه سیاست خارجیِ صفوی محتمل دانست؟ نظرگاه تحلیلی پژوهش، رأی به وضعیت آستانه‌ایِ تغییر ابعاد خانواده، از گسترده به مابعد گسترده، در صفویه داده است؛ زیرا ممکن است که پیشران‌ دیپلماسی مناسبات قدرت، بر توسعه پیشه‌وری اثر گذاشته و در ادامه، توسعه پیشه‌وری و تجارت، بر عبور احتمالی از خانواده گسترده تأثیرگذار بوده باشد. البته تغییر وضعیتی کاملاً مقدماتی در عصرصفویه داشته است‌ و تنها در مقام یک پژوهشِ فرضیه‌ساز، در قلمرو تاریخ‌تحلیلی، قابل‌طرح می‌باشد و ضمناْ به نسبت فاصله‌گیری این دیپلماسی از وضعیتی استاندارد، احتمال مذکور کم فروغ گشته است. بدین‌ترتیب، استراتژی کلان این پژوهش، ارتقاء توجه عمومی به دامنه اثرگذاری سیاست خارجی کشور، حتی تا عمق اجتماعی‌ترین نهاد، یعنی نهاد خانواده می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فریدون، دارندۀ سه نیرو، پهلوان بود یا پزشک یا پیامبر؟ (براساس سه متن سودگرنسک، ورشت مانسر نسک و متن مانوی dr)</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_102360.html</link>
      <description>فریدون از نام‌آورترین پهلوانان اسطوره‌ای ایران است که بر ضحاک چیره شد و او را در کوه دماوند به بند کشید. در این پژوهش اسطوره‌هایی که در سودگرنسک و ورشت‌مانسرنسک دربارۀ فریدون آمده است به همراه متنِ مانوی dr که در آن نامِ فریدون به عنوان از بین برندۀ تب و بیماری ذکر شده است، با اوستا و زند تطبیق داده می‌شود تا اصیل بودن یا غیر اصیل بودن اسطورۀ فریدون در این متون مشخص گردد. طبق یافته‌های پژوهش، اسطورۀ &amp;amp;laquo;زدن و به بند کشیدن ضحاک&amp;amp;raquo; در سودگرنسک اسطوره‌ای اصیل است و در اوستا آمده است و در شاهنامه، گرشاسب‌نامه و کوش‌نامه نیز با شباهت به سودگرنسک ذکر شده است. اسطورۀ &amp;amp;laquo;استفادۀ فریدون از افسون و جادو برای غلبه بر دیوهای مازندران&amp;amp;raquo; اصیل نیست و خلق شده توسط بندهای مهمان‌شده در این فرگرد است و در شاهنامه و کوش‌نامه نیز به آن اشاره نشده است. اسطورۀ &amp;amp;laquo;درمانگری فریدون و مبارزۀ او با تب و بیماری&amp;amp;raquo; که در متنِ مانوی dr آمده است، اسطوره‌ای اصیل است و در اوستا آمده است. اسطورۀ &amp;amp;laquo;دادن پیشنهاد رسالت دین توسط اورمزد به فریدون و نافرمانی کردن فریدون از اورمزد&amp;amp;raquo; که در ورشت‌مانسرنسک ذکر شده است، اسطوره‌ای است که توسط بندهای مهمان‌ در این فرگرد خلق شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشنهادی برای تعیین کارکرد و تاریخگذاری قلعه دختر ساوه</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_95644.html</link>
      <description>بنای قلعه دختر دژی کوهستانی در 25 کیلومتری جنوب غرب ساوه در بالای کوهی منفرد از رشته کوه هِندِس واقع است. در پژوهش‌های انجام شده درباره‌ شکل‌گیری این بنا و کارکرد آن نظرات متفاوتی ارائه شده است. برخی از پژوهشگران ساخت قلعه را مربوط به دوره ساسانی و کارکرد آنرا معبد آناهیتا دانسته و برخی دیگر آنرا دژی مربوط به دوره اسلامی و مرتبط با فرقه اسماعیلیان معرفی کرده‌اند. عدم ارائه مستندات معتبر از سوی پژوهشگران ، این سوال را مطرح کرده که قلعه دختر بعنوان بنائی عظیم و با شکوه که در بستر جغرافیایی و تاریخی ساوه شکل گرفته، چه کارکردی داشته و در چه زمانی شکل گرفته است؟ بطور قطع پرداختن به این موضوع جدای از ارائه پیشنهاداتی برای تاریخگذاری و کارکرد قلعه دختر بطور خاص، در حوزه پژوهش‌های معماری یا باستان‌شناسی دوره‌ی اسلامی بویژه قلعه‌ها، چالش‌هایی را مطرح می‌سازد که در آینده پرداختن جامع بدان از طرف پژوهشگران امر ضرورت خواهد یافت. در این مقاله فرض بر آن قرار گرفته که قلعه دختر یک قلعه اسماعیلیه و کارکرد آن نیز بر اساس استفاده پیروان و یا آن فرقه بوده است. روش انجام این پژوهش تاریخی &amp;amp;ndash; تحلیلی است که مبتنی بر بررسی‌های میدانی و شواهد معماری،کاوش‌های میدانی باستان‌شناسی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای است. مطالعات و بررسی های بعمل آمده قلعه دختر را در پیوند با سایر قلعه های اسماعیلیه ایران دانسته و سده های 5 تا 7 ه.ق را بعنوان دوره شکل گیری و استفاده از آن قلعه در خدمت فرقه اسماعیلیه پیشنهاد داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشنهادی برای تعیین کارکرد و تاریخگذاری قلعه دختر ساوه در سده‌های 5 تا 7ه.ق</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_96197.html</link>
      <description>بنای قلعه دختر (قیز قلعه، قزقلعه) دژی کوهستانی در 25 کیلومتری جنوب غرب ساوه در بالای کوهی منفرد از رشته کوه هِندِس واقع است. در پژوهش‌های انجام شده درباره‌ شکل‌گیری این بنا و کارکرد آن نظرات متفاوتی ارائه شده است. برخی از پژوهشگران ساخت قلعه دختر را مربوط به دوره ساسانی و کارکرد آنرا معبد آناهیتا دانسته و برخی دیگر آنرا دژی مربوط به سده‌های میانی دوره اسلامی و مرتبط با فرقه اسماعیلیان معرفی کرده‌اند. عدم ارائه مستندات و مدارک معتبر از سوی پژوهشگران، نیاز به دقت و بررسی بیشتر در منابع مکتوب، جغرافیای تاریخی- طبیعی ساوه و مطالعات صورت گرفته  درباره این بنا را دوچندان ساخته است. در این پژوهش فرض بر آن قرار گرفته که قلعه دختر بواسطه نام، جایگاه ساخت، اشاره منابع تاریخی، ارتباط با برخی عوارض و پدیده های طبیعی و مطالعات باستان‌شناسی صورت گرفته، در دوره ساسانی شکل گرفته و بعنوان پرستشگاه الهه ناهید،کارکرد داشته است. روش انجام این پژوهش تاریخی - تحلیلی است که مبتنی بر بررسی‌های میدانی و شواهد معماری،کاوش‌های باستان‌شناسی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای است. مطالعات و بررسی‌های بعمل آمده نشان می‌دهد؛ شاید بنیاد قلعه دختر در دوره ساسانی، بعنوان یک نیایشگاه پی ریزی شده باشد، ولی بواسطه بدست نیامدن شواهد و مدارکی دال بر وجود آثاری از دوره یاد شده تاکنون از یک طرف و از طرفی کشف شواهدی گواه بر استفاده از  بنا در سده های میانی دوره اسلامی  و در ارتباط با سایر قلعه های منطقه ، کارکرد بنا بعنوان یک قلعه اسماعیلیه قابل قبولتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شمایل‌نگارانه و تفسیر شمایل‌شناسانۀ نقش‌مایۀ مار و عقاب در تمدن جیرفت (هزارۀ 3پ.م)</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_102324.html</link>
      <description>در سال 1380خورشیدی در جنوب شرق کرمان، بر اثر سیل، فرهنگ ناشناخته‌ای در جیرفت سر از دل خاک بیرون آورد. به دنبال این سیل، آثاری از دل خاک بیرون آمد که هرکدام در برگیرندۀ گوشه‌ای پنهان از فرهنگ ناشناختۀ مردمان جیرفت در هزارۀ سوم پیش از میلاد است. با توجه به کشف خط در فرهنگ جیرفت و به رغم ناشناخته بودن آن، تصاویر بکار رفته بر روی آثار مکشوفۀ فرهنگ مزبور، دارای اهمیت انکارناپذیری هستند. بر روی آثار جیرفت، نقش‌مایه‌های مختلف انسانی، گیاهی، حیوانی، هندسی، معماری و انسانی-جانوری نمایان است. برای درک نقش‌مایه‌های موجود، خوانش آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک نقش‌مایه‌های مورد نظر و تطبیق این نقوش با تمدن‌های همجوار فرهنگ مذکور بسیار کارآمد خواهد بود. با مطالعۀ آیکونوگرافیک، امکان دستیابی به محتوای ادبی، اسطوره‌ها و داستان‌واره‌های مرتبط با نقش‌مایه‌ها میسر می‌شود. مطالعۀ آیکونولوژیک نقش‌مایه‌ها نیز موجب درک پس‌زمینۀ حقیقی نقوش مکشوفه با توجه به بازۀ زمانی و مکانی در کنه جامعۀ مورد بحث خواهد شد. یکی از رایج‌ترین نمادهای بکار گرفته شده در ظروف مکشوفۀ جیرفت، کهن الگوی نبرد عقاب و مار است. رایج بودن این شمایل در هنر فرهنگ ناشناختۀ جیرفت بی‌شک در برگیرندۀ مفاهیم پنهانی است که هنرمند جیرفتی سعی بر تأکید آن دارد. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و شواهد باستان‌شناختی، با بهره‌گیری از شیوۀ توصیفی-تحلیلی بر آن است تا از طریق تحلیل و تفسیر نقش‌مایۀ مورد بحث، این فرهنگ نه چندان شناخته‌شده را مورد واکاوی قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی مفهوم و کیفیّت عشق در تمهیدات عین‌القضات در مقایسه با غزلیّات حافظ شیرازی</title>
      <link>https://jis.ut.ac.ir/article_102466.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم و کیفیت عشق در دو اثر شاخص از ادبیات عرفانی فارسی، یعنی تمهیدات عین‌القضات همدانی و غزلیات حافظ شیرازی اختصاص دارد. تمرکز اصلی این تحقیق بر تحلیل و مقایسۀ دیدگاه‌های این دو چهرۀ برجستۀ عرفانی دربارۀ مفهوم عشق است، به‌ویژه با توجه به ابعاد هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و سلوکی که این مفهوم در نظام فکری آنان ایفا می‌کند. عشق، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در سنت عرفان اسلامی، مفهومی چندوجهی، پیچیده و در عین حال پویـا است که در مواجهه با مقولاتی همچون عقل، شریعت، تجربه عرفانی و شهود، تعابیر و جلوه‌های متنوعی پیدا می‌کند. اگرچه برخی مفاهیم کلیدی مانند تغلیب عشق، تقابل میان عشق و عقل، غفلت، و بدایت عشق در میان بسیاری از عرفا به‌صورت مشترک مطرح شده‌اند، اما تحلیل تطبیقی دقیق این متون نشان می‌دهد که دیدگاه عین‌القضات نسبت به عشق، با مضامین و تعابیر موجود در غزلیات حافظ مشابهت‌هایی بارز دارد. در این پژوهش، با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، مضامین، تمثیل‌ها و نمادهای مرتبط با عشق در دو اثر موردنظر استخراج شده و وجوه تشابه و تفاوت میان آن‌ها مورد شناسایی و تحلیل قرار گرفته است. در پایان، هرچند به‌صراحت نمی‌توان از تأثیر مستقیم عین‌القضات بر حافظ سخن گفت، اما شواهد متنی موجود حاکی از پیوندی درونی، عمیق و غیرقابل‌انکار میان اندیشه‌های این دو متفکر برجسته عرفان اسلامی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
