تابستان 1405، صفحه 1-190
بهار 1405، صفحه 1-186

تعداد دوره‌ها 16
تعداد شماره‌ها 36
تعداد مقالات 275
تعداد نویسندگان 447
تعداد مشاهده مقاله 597,578
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 385,159
نسبت مشاهده بر مقاله 2173.01
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1400.58
             --
تعداد مقالات ارسال شده 1,433
تعداد مقالات رد شده 1,061
درصد عدم پذیرش 74
تعداد مقالات پذیرفته شده 154
درصد پذیرش 11
زمان پذیرش (روز) 121
تعداد پایگاه های نمایه شده 12
تعداد داوران 930

****دعوت به ارسال مقالات انگلیسی به مجله «پژوهش‌های ایرانشناسی»***

مجله علمی «پژوهش‌های ایرانشناسی» با گسترش دامنه همکاری‌های بین‌المللی و ارتقای سطح پژوهش‌ها، از پژوهشگران و متخصصان حوزه مطالعات ایران و ایرانشناسی در سراسر جهان، دعوت به همکاری می‌کند.

پژوهشگران گرامی می‌توانند مقالات اصیل و پژوهشی خود را به زبان انگلیسی در تمامی حوزه‌های ایران‌شناسی (هم بنیادی و هم کاربردی)، جهت بررسی و انتشار در این مجله ارسال نمایند.

 پژوهش های ایران شناسی

 پژوهش های ایران شناسی نشریه‌ای علمی-پژوهشی وابسته به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است که با هدف گسترش و اعتلای دانش در زمینه‌های تاریخ، فرهنگ، زبان، ادب و تمدن ایران فعالیت می‌کند. این فصلنامه سالانه حداکثر چهار شماره منتشر می‌شود و بستری برای انتشار تحقیقات اصیل و نوآورانه در حوزه‌های گوناگون ایران‌شناسی فراهم می‌آورد. مقالات این نشریه به تحلیل و بررسی ابعاد متنوع «ایران فرهنگی» چون تاریخ و باستان‌شناسی- ادبیات فارسی و زبان‌شناسی- زبان‌های باستانی- فلسفه-عرفان- دین-هنر- مردم‌شناسی – فولکلور- خرده‌فرهنگ‌ها- صنایع دستی - آداب و رسوم محلی می‌پردازند. این فصلنامه در دوره‌ای با سرپرستی مرحوم مظفر بختیار و مدیریت مرحوم  ایرج افشار و همراهی جمعی از استادان برجسته داخلی و بین‌المللی منتشر می‌شد. از اعضای داخلی می‌توان به مهدی حائری یزدی، عباس زریاب خویی، منوچهر ستوده، سید جعفر شهیدی، ماهیار نوابی، حافظ فرمانفرمائیان، مهدی محقق، مجتبی مینوی و عزت الله نگهبان اشاره کرد. همچنین مشارکت اعضای خارجی همچون سید حسین نصر، ه.ر.رویمر، عدنان ارزی، ج. اسکارچیا، ج.ا. بویل، ر.م.سیوری، ژ.ب. آسموسن، ژ. اوین، حسام الدین راشدی، ژ. لازار، ف. مایر، عیدالغنی میرزایف، میرحسین شاه، نذیر احمد، ک. یان و دیگران در غنای آن مؤثر بود. در ادامه، با تصمیم مسئولان نشریات دانشکده و دانشگاه تهران و به منظور ارتقای کیفی و تخصصی‌سازی انتشارات، مجله دانشکده ادبیات به چندین مجله تخصصی تفکیک شد. یکی از این مجلات، فصلنامه پژوهش‌های ایران‌شناسی است که همچنان به صورت مستقل به مأموریت خود ادامه می‌دهد. این نشریه مطابق با نامه شماره ۱۰۰۱۵۹ مورخ ۱۵/۰۶/۱۳۹۰ کمیسیون نشریات علمی کشور وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دارای رتبه علمی-پژوهشی است. فصلنامه پژوهش‌های ایران‌شناسی در پی آن است تا جامعه علمی را با جدیدترین دستاوردهای پژوهشی در حوزه ایران‌شناسی آشنا کند؛ به حفظ و شناخت میراث فرهنگی ایران یاری رساند؛ بستری تخصصی برای تبادل نظر پژوهشگران فراهم آورد؛ این نشریه با تکیه بر پشتوانه علمی و تاریخی غنی؛ همواره پذیرای مقالات پژوهشی معتبر و بدیع در حوزه‌های مرتبط با ایران‌شناسی است.

معرفی مجله

عنوان مجله: پژوهشهای ایرانشناسی

صاحب امتیاز: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

ناشر: انتشارات دانشگاه تهران

 عنوان انگلیسی مجله: Iranian Studies

گروه علمی (موضوعی): علوم انسانی

زیر گروه: تاریخ- تحقیق- نشریات ادواری- فرهنگ و هنر

درجه علمی: علمی- پژوهشی

تاریخ آغاز اعتبار:  15/06/1390

نوع داوری: دو سو ناشناس، گمنام و محرمانه

وضعیت مجله:  دسترسی آزاد به مقالات

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 3 هفته

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 3- 4ماه، حداقل دو داور 

درصد پذیرش مقالات: 14درصد

فاصله انتشار: دو فصلنامه

زبان مجله:  فارسی (چکیده و منابع به انگلیسی و فارسی)

نوع انتشار:  الکترونیکی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شاپا چاپـــــی: 0643-2252

شاپا الکترونیکی: 4601-2676

شیوه استناددهی: APA

تلفن:   61112999- 021

رایانامه مجله: jiranic@ut.ac.ir

آدرس اینترنتی: https://jis.ut.ac.ir/

هزینه داوری مقاله:  دارد.

هزینه پذیرش نهایی و انتشار:  دارد.

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: مجله تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

 کمیته بین‌المللی اخلاق نشر کوپ: مجله «پژوهش­های ایرانشناسی » با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

سیاست مبارزه با سرقت ادبی و همانندجویی: بر اساس قرارداد با شرکت سیناوب تمامی مقالات ارسالی به نشریه پژوهشهای ایرانشناسی قبل از ورود به فرایند داوری از طریق نرم‌افزارهای مشابهت‌یاب، همتایاب و سمیم‌نور بررسی خواهند شد.

قابل توجه نویسندگان: مجله بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت خواهد کرد؛ اما  بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به مجله نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگرORCID    و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله می تواند عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و ارسال مقاله به مجله آزاد  و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال شود. دانشجویان دکتری- ارشد به تنهایی نمی‌توانند مقاله ارسال کننده نویسنده مسئول بر اساس توافق طرفین آزاد است. مسئولیت اطمینان از عدم سرقت ادبی، داده‌سازی و استفاده نادرست از هوش مصنوعی متوجه نویسندگان مقاله است.

فایل‌ها و فرم‌های لازم: فایل های ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند:

 ۱. فایل اصلی مقاله (بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان در قالب/تمپلت مجله) ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

 ۲. فایل صفحه عنوان شامل مشخصات نویسندگان

 ۳. فرم تعهدنامه (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد). ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

 ۴. فرم تضاد منافع  و تعهد اثر (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود). ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

قالب مقالات مجله: نسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی در قالب/تمپلت مقالات مجله ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد. ( به بخش راهنمای نویسندگان رجوع کنید).

******************************************************

توجه: نویسندگان بایستی برای مقالات پذیرفته شده نهایی علاوه بر چکیده انگلیسی کوتاه، یک چکیده انگلیسی مبسوط بین 1000 تا 1200 کلمه تهیه  و در مقاله  مطابق تامپل نمونه قرار دهند و آن را به همراه سایر فایل های تکمیلی  از طریق سامانه نشریه ارسال نمایند. برای ویرایش چکیده انگلیسی می‌توان از هوش مصنوعی  به منظور بازبینی املاء و گرامر و  بازنویسی متن استفاده کرد.

مجله پژوهش­های ایرانشناسی برای بررسی اولیه، مبلغ 1/500/000 هزارریال به‌ عنوان هزینه داوری و در صورت پذیرش مقاله، مبلغ،4/500/000 هزار ریال به‌ عنوان هزینه انتشار (مجموع 000/000/ 6 ریال ) دریافت خواهد کرد. به ‌همین‌ منظور، لازم است پس از اعلام دفتر نشریه، مبلغ یاد شده از طریق درگاه آنلاین موجود در سامانه پرداخت شود. به همین منظور لازم است پس از اعلام دفتر مجله مبلغ فوق به شماره حساب ۴۰۰۱۰۷۰۱۰۳۰۰۶۸۲۵ (شبا: IR830100004001070103006825) و شناسه واریز 314070174140107000000002002202 به نام تمرکز وجوه اختصاصی دانشگاه تهران  نزد بانک مرکزی واریز و تصویر برگه واریزی به ایمیل مجله ارسال فرمایید. لطفا از طریق وب سایت مجله می توانید به صورت آنلاین پرداخت نمایید.

پژوهشگران محترم می توانند از طریق بررسی وضعیت مقاله خود در سامانه از روند انجام کار مطلع شوند در صورت سوال لطفا از طریق ایمیل با ما مکاتبه نمائید. با تشکر

ایمیل مجله:jiranic@tu.ac.ir

قابل دسترسی از: magiran.com, noormags.ir, sid.ir, academia.edu 

این نشریه تفاهم نامه همکاری با انجمن علمی ایران شناسی دارد

نکته مهم: کلیه مراحل دریافت، داوری، بازنگری، پذیرش و یا رد و در نهایت انتشار مقالات  از طریق سایت مجله صورت پذیرد. گواهی پذیرش مقاله به صورت دستی امکان ندارد.

در این نشریه از مشابهت یاب های سمیم نور و همتاجو جهت بررسی اصالت مقاله استفاده می شود و مقالاتی که بیش از ده درصد مشابهت دارند مورد بررسی قرار نخواهند گرفت.

از مرداد 1402 مقاله هایی که بیش از سه نفر نویسنده داشته باشند مورد بررسی قرار نخواهند گرفت

        ISSN Record

بازخوانی مؤلفه‌های حکمرانی فضایی در معماری ایرانی_اسلامی معاصر: تبیین چارچوبی تفسیری برای بازتولید هویت فضایی

صفحه 1-17

https://doi.org/10.22059/jis.2026.416257.1418

مجید احمد پور

چکیده معماری ایرانی_اسلامی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های هویتی و تمدنی ایران، در دهه‌های اخیر تحت تأثیر تحولات اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی با چالش‌هایی در زمینه تداوم هویت فضایی مواجه شده است. گسست میان ارزش‌های فرهنگی، اصول معماری بومی و فرآیندهای معاصر تولید فضا، در بسیاری از موارد به تضعیف انسجام هویتی محیط‌های معماری انجامیده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف بازخوانی مؤلفه‌های حکمرانی فضایی در معماری ایرانی_اسلامی معاصر و تبیین چارچوبی تفسیری برای بازتولید هویت فضایی انجام شد. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از منظر رویکرد، کیفی با ماهیت توصیفی–تفسیری است که با استفاده از راهبرد مطالعه موردی انجام شد. جامعه پژوهش شامل اساتید، نخبگان و خبرگان دانشگاهی حوزه‌های معماری، شهرسازی، هنر، حکمرانی و مطالعات فضایی بود که 23 نفر از آنان با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با بهره‌گیری از رویکرد داده‌بنیاد گلیزر و تحلیل تفسیری مضامین مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که حکمرانی فضایی در معماری ایرانی_اسلامی معاصر دارای ماهیتی چندبعدی بوده و بازتولید هویت فضایی از تعامل پنج بُعد اصلی شامل مؤلفه‌های فرهنگی_هویتی، مدیریتی_نهادی، اجتماعی_مشارکتی، زیبایی‌شناختی_کالبدی و بوم‌محور تأثیر می‌پذیرد. همچنین، ضعف انسجام نهادی، غلبه منطق اقتصادی بر تصمیم‌گیری فضایی، کاهش مشارکت اجتماعی و فاصله گرفتن از اصول بومی از مهم‌ترین عوامل تضعیف هویت فضایی شناسایی شد. نتایج نشان داد که بازتولید هویت فضایی نیازمند بازتفسیر خلاقانه اصول معماری ایرانی_اسلامی در چارچوب حکمرانی فضایی منسجم است.

جهت‌گیری‌های سیاسی در ترجمه متون تاریخی ایران دوره قاجار

صفحه 19-40

https://doi.org/10.22059/jis.2026.410445.1394

زادمهر ترابی، کورش صالحی

چکیده ترجمه متون تاریخی از زبان‌های خارجی به زبان فارسی در دوره قاجار به‌مقتضای نیاز جامعه به‌صورت محسوس روند افزایشی یافت، اما سویه‌گیری آن صرفاً تاریخی نبود. تلاش برای شناخت ریشه‌های عقب‌ماندگی و چگونگی دست‌یافتن به توسعه در دوره قاجار، باعث انجام ترجمه‌های گوناگونی شد که در این میان متون تاریخی موردتوجه قشر وسیعی از درباریان، رجال و اصلاح‌طلبان قرار گرفت و تداوم یافت. هدف از این تحقیق که با روش تاریخی تدوین‌یافته، تحلیلی نقادانه بر روند ترجمه متون تاریخی و بررسی جهت‌گیری‌های سیاسی آن است و مسئله اصلی این پژوهش بررسی این موضوع است که ترجمه‌های متون تاریخی به فارسی در دوره قاجار چگونه تحت تأثیر عوامل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی قرار گرفتند و چه سویه‌گیری‌هایی مانند گزینش‌گری در محتوا، تحریف، یا تأکید بر مفاهیم خاص در این روند وجود داشت. دستاورد تحقیق نشان می‌دهد که این ترجمه‌های تاریخی در قالبی گزینشی انجام می‌گرفت و سویه‌گیری آن بیشتر بر اساس روند قدرت و سرگذشت فرمانروایان مطرح اروپایی بوده است. روند گزینش این ترجمه‌ها نشان می‌دهد که بیشتر آن‌ها سیاسی و بر اساس طرح نظریه دولت مدرن در اصل هویت‌سازی بود و به‌طور نسبی تأثیر کمی در تکمیل هویت تاریخی ایرانیان و شناخت بافت تاریخی این جامعه داشته است، هرچند به‌صورت ناخواسته زمینه‌ساز تحولات فکری بعدی شد.

حکمرانی در شاهنامه‌: فراسویِ اقتدارِ ‌الهیاتی، سنتی و‌کاریزماتیک (بررسی سیرتحولِ حکمرانی در شاهنامه با تمرکز بر پادشاهی جمشید، فریدون، کیکاوس و کیخسرو)

صفحه 41-60

https://doi.org/10.22059/jis.2026.408171.1391

رضا جاوید

چکیده مشروعیت حکمرانی در شاهنامه با تاکید بر انواعِ فرّ و فرّه ایزدی و کیانیِ پادشاه تحقق می پذیرد. با وجود اینها شاهنامه در برخی موارد بر این نکته هم تاکید دارد که فرّه ایزدی و فرّ کیانی همواره هاله محافظت از سیاست و قدرت نبوده و چه بسا نردبانی دروغین است که به خودکامگی و خودخداپنداری منتهی می شود. این سرنوشتِ پادشاهِ پیشدادی جمشید است به روایت فردوسی. در موردِ کیکاووس هم فقدانِ برخی صلاحیت های اخلاقی و اجتماعی می تواند هاله پیرامون فرمانروا را زایل کند. در این دو حالت، به نظر می رسد متافیزیکِ سیاسی فرمانروا نابسنده بوده و نیاز به چشم اندازی اخلاقی را طلب می‌کند. نماینده این چشم اندازِ اخلاقی فریدون است. اما متافیزیک سیاسیِ فریدون همراه با صلاحیتِ اخلاقی اش، سرانجام در کیخسروست که به کمالِ خود می رسند. چنین تحولی ایجادِ نهاد و ساختارِ حکمرانی مطلوب را ضرورت می بخشد. اما به ناگزیر نتیجه منطقی چنین نهاد و ساختاری، غیابِ پادشاه به مثابه سوژه حاکم و تمام عیارِ سیاست است. این مقاله ضمن بررسی دو شکل مشروعیت سیاسی(متافیزیکی و اخلاقی) در چهار پادشاهِ اسطوره ای و حماسی شاهنامه، نتیجه می‌گیرد کیخسرو از دو محدودیت های دو مشروعیت نخستین فراتر رفته و به طرح افکنی نهادِ حکمرانی می رسد، نهادی که بیش از فره ایزدی و صلاحیتِ اخلاقی پادشاه و حضورِ فردی او در سیاست، به کارآمدی، اثربخشی و رضایتِ عمومی تابعان معطوف است.

اجاق در فرهنگ عامۀ ایران: قداست خانگی، درمان آیینی و نظم نمادین

صفحه 61-82

https://doi.org/10.22059/jis.2026.417812.1423

علی جهانشاهی افشار

چکیده این پژوهش به بررسی جایگاه چندوجهی و معنایی اجاق در فرهنگ عامۀ ایران می‌پردازد. اجاق، فراتر از کارکرد مادی خود به عنوان فضایی برای پخت‌وپز و تأمین گرما، در باورها و آیین‌های مردم ایران، نقشی نمادین و آیینی یافته است. درک عمیق این نقش، نیازمند تحلیل پیوند میان عناصر مادی، باورهای آیینی، ساختارهای خانوادگی و نظم اجتماعی است.

هدف اصلی این تحقیق، تبیین و تحلیل کارکردها و معانی نمادین اجاق در فرهنگ عامۀ ایران، با تأکید بر ارتباط آن با مفاهیمی چون تداوم نسل، سلامت، برکت، قداست و نظم خانوادگی است. همچنین، این پژوهش در پی آن است تا با بهره‌گیری از داده‌های مردم‌نگارانه و چارچوب‌های نظری انسان‌شناسی، ابعاد مختلف معنایی اجاق را روشن سازد.

جامعه آماری این پژوهش، شامل باورها، آیین‌ها و داده‌های مردم‌نگارانه جمع‌آوری شده از مناطق مختلف ایران است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به اجاق، تنور، خاکستر، دوده و مفاهیم مرتبط با آن‌ها اشاره دارند.

روش تحقیق حاضر،توصیفی-تحلیلی است. تحلیل داده‌ها بااتکا به روش مردم‌نگاری و با استفاده ازچارچوب‌های نظری انسان‌شناسی، به‌ویژه نظریۀ مکان مقدس و مناسک گذار (میرچا الیاده)، نگاه به خانه به مثابه فضای صمیمی (گاستون باشلار) و نظریۀ پاکی و آلودگی (مری داگلاس) صورت گرفته است. داده‌های مورد استفاده، عمدتاً از طریق مراجعات متنی و تحلیل اسناد مردم‌نگارانه گردآوری شده‌اند.

یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که اجاق درفرهنگ عامۀ ایران، به مثابۀ «مرکزحساس» خانه، نقشی کلیدی در بازتولید معانی بنیادین فرهنگی ایفا می‌کند وفراتر از کارکرد مادی، به یک «نهاد نمادین» بدل شده است که معانی بنیادین زندگی را بازنمایی و بازتولید می‌کند.

نقش اختران در تاریخ نگاری حمزه اصفهانی: علّتی جامع و مانع یا پادزهری تسلّی بخش

صفحه 83-105

https://doi.org/10.22059/jis.2026.416205.1417

مریم عزیزیان، سید علیرضا حسینی

چکیده موضوع اصلی کتاب تاریخ حمزه اصفهانی گاهشماری و تطبیق تواریخ امم مختلف است اما حاوی چندین خبر احکام نجومی است که پیچیدگی خاصی را در این اثر پدید آورده است. فهم چگونگی و چرایی روایت اخبار پیشگویی نجومی در لابه‌لای حوادث تاریخی در تاریخ حمزه مسئله پژوهش حاضر است. بر این اساس، پرسش پژوهش حاضر این است که چگونه و چرا و با چه قصدی حمزه اصفهانی اخبار پیشگویی نجومی را در لابه‌لای حوادث تاریخی مطرح کرده است؟ نتیجه این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد، نشان می‌دهد حمزه اصفهانی به تأثیر پیشگویی و کواکب به مثابه علت در تاریخ گذشته نزدیک و معاصرش پناه آورد تا هم، درد سلطه قوم عرب بر ایرانیان را تسلی بخشد و هم، پیام امیدی به معاصرانش در فروپاشی نظم ناکارآمد حاکم، پایان بی‌ثباتی‌های مکرر و ظهور قریب‌الوقوع روزگاری بهتر را نوید دهد و هم، خویشتن را از آسیب احتمالی نظراتش در تاریخ معاصر حفظ کند. پیشگویی‌های کتاب تاریخ حمزه با نقش خدا-محورِ محدثانه و نگرش آخرالزمانی و فرجام‌شناسی در تقابل جذابی قرار گرفت.

نتیجه این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد، نشان می‌دهد حمزه اصفهانی به تأثیر پیشگویی و کواکب به مثابه علت در تاریخ گذشته نزدیک و معاصرش پناه آورد تا هم، درد سلطه قوم عرب بر ایرانیان را تسلی بخشد و هم، پیام امیدی به معاصرانش در فروپاشی نظم ناکارآمد حاکم، پایان بی‌ثباتی‌های مکرر و ظهور قریب‌الوقوع روزگاری بهتر را نوید دهد. پیشگویی‌های کتاب تاریخ حمزه با نقش خدا-محورِ محدثانه و نگرش آخرالزمانی و فرجام‌شناسی در تقابل قرار گرفت.

بررسی تطبیقی مفهوم و کیفیّت عشق در تمهیدات عین‌القضات در مقایسه با غزلیّات حافظ شیرازی

صفحه 107-126

https://doi.org/10.22059/jis.2025.393666.1343

عبدالرّضا سیف، بهزاد گرانمایه

چکیده این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم و کیفیت عشق در دو اثر شاخص از ادبیات عرفانی فارسی، یعنی تمهیدات عین‌القضات همدانی و غزلیات حافظ شیرازی اختصاص دارد. تمرکز اصلی این تحقیق بر تحلیل و مقایسۀ دیدگاه‌های این دو چهرۀ برجستۀ عرفانی دربارۀ مفهوم عشق است، به‌ویژه با توجه به ابعاد هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و سلوکی که این مفهوم در نظام فکری آنان ایفا می‌کند. عشق، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در سنت عرفان اسلامی، مفهومی چندوجهی، پیچیده و در عین حال پویـا است که در مواجهه با مقولاتی همچون عقل، شریعت، تجربه عرفانی و شهود، تعابیر و جلوه‌های متنوعی پیدا می‌کند. اگرچه برخی مفاهیم کلیدی مانند تغلیب عشق، تقابل میان عشق و عقل، غفلت، و بدایت عشق در میان بسیاری از عرفا به‌صورت مشترک مطرح شده‌اند، اما تحلیل تطبیقی دقیق این متون نشان می‌دهد که دیدگاه عین‌القضات نسبت به عشق، با مضامین و تعابیر موجود در غزلیات حافظ مشابهت‌هایی بارز دارد. در این پژوهش، با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، مضامین، تمثیل‌ها و نمادهای مرتبط با عشق در دو اثر موردنظر استخراج شده و وجوه تشابه و تفاوت میان آن‌ها مورد شناسایی و تحلیل قرار گرفته است. در پایان، هرچند به‌صراحت نمی‌توان از تأثیر مستقیم عین‌القضات بر حافظ سخن گفت، اما شواهد متنی موجود حاکی از پیوندی درونی، عمیق و غیرقابل‌انکار میان اندیشه‌های این دو متفکر برجسته عرفان اسلامی است.

جایگاه تعلیم و تربیت در شهرستان آباده در عصر قاجار (۱۲۱۰ تا ۱۳۴۴شمسی): تحلیل اسنادیِ وقف‌نامه‌ها و مکتب‌نامه‌ها در چارچوب نظریه بازتولید فرهنگی

صفحه 127-148

https://doi.org/10.22059/jis.2026.412347.1408

رضا معینی رودبالی، سید سهراب حسینی

چکیده نهاد آموزش در ایران عصر قاجار، فراتر از یک ساختار اداری، میدانی برای بازتولید مناسبات قدرت و منزلت اجتماعی محسوب می‌شد. پژوهش حاضر با هدف تبیین سازمان‌یابی آموزش محلی در شهرستان آباده (۱۲۱۰-۱۳۴۴ ق)، به واکاوی نسبت میان نهاد وقف و بازتولید سرمایه فرهنگی می‌پردازد. مسئله اصلی تحقیق، چگونگی عملکرد نظام آموزشی در غیاب مداخله مستقیم دولت مرکزی و نقش نخبگان محلی در مدیریت این سپهر در چارچوب ساختار «ممالک محروسه» است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر پایه تحلیل اسنادی چندسطحیِ ۴۲ مورد از وقف‌نامه‌ها، مکتب‌نامه‌ها، سفرنامه‌ها و مکاتبات اداری (ساکما) انجام شده و چارچوب نظری «بازتولید فرهنگی» (Cultural Reproduction) پی‌یر بوردیو را مبنای تفسیر قرار داده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزش در آباده به‌مثابه یک «میدان خودگردان»، بر منطق نهادیِ وقف استوار بود. در شرایط فقدان بوروکراسی آموزشیِ متمرکز، وقف ابزاری استراتژیک برای تبدیل سرمایه اقتصادی نخبگان به سرمایه نمادین (منزلت) و تثبیت مشروعیت دینی-اجتماعی آنان به شمار می‌رفت. نتایج حاکی از آن است که گذار به آموزش نوین در این منطقه، نه یک گسست ناگهانی، بلکه فرآیندی پیوندی (Hybrid) بود که بر بستر شبکه‌های سنتی قوام یافت. همچنین، سکوت اسناد درباره طبقات فرودست، مؤید کارکرد آموزش در بازتولید نابرابری‌های ساختاری در پوشش خیر مذهبی است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در روایت‌های کلان‌نگر و مرکز‌گرای تاریخ آموزش و توجه به «منطق‌های بومی» در مناطق پیرامونی تأکید دارد.

خاندان گیلویه و نقش سیاسی- اجتماعی آنان در عصر عباسیان (سده¬های دوّم و سوّم هجری قمری)

خاندان گیلویه و نقش سیاسی- اجتماعی آنان در عصر عباسیان (سده¬های دوّم و سوّم هجری قمری)

دوره 2، شماره 1، تابستان 1391، صفحه 83-103

https://doi.org/10.22059/jis.2012.35224

کشواد سیاهپور

چکیده   خاندان گیلویه یا به عبارتی  خاندان  روزبه، از مشهورترین و مؤثرترین خاندان‌های ایرانی فارس در سه سدۀ نخست اسلامی بود که پس از سقوط ساسانیان، علاوه بر درگیری متناوب با اعراب مهاجم و مسلّط، به­تدریج موفق شدند در دستگاه خلافت عباسی نفوذ یابند و نقش بارز خود را در وقایع سیاسی- اجتماعی عصر نشان دهند. گیلویه که از همۀ اعضای خاندان معروف‌تر و برجسته­تر شد،  اقتدار و عظمتش به حدی رسید که منطقۀ وسیعی از فارس را تحت حاکمیت خود درآورد، و منطقه به احترام و اشتهار او نام‌گذاری شد. وی که سپاهی آماده و چند هزار نفری داشت، با خاندان ابودلف عجلی عرب، که از قرن دوم هـ ق در بخشی از ایران – خاصه عراق عجم- حضور و سلطه یافته بودند، درگیر و به رغم موفقیت‌های مقطعی و قتل معقل، برادر ابودلف، سرانجام کشته شد. قلمرو گیلویه که ناحیۀ گسترده­ای از نزدیکی‌های شیراز تا سمیرم، لردگان، ارجان (= بهبهان)، بخشی از کناره­های خلیج فارس، ممسنی و کهگیلویه و بویراحمد بود، قلمرو حکمرانی گیلویه و خاندانش محسوب می‌شد. پس از گیلویه، فرزندانش، خالد و حسن و نوۀ او محمد بن حسن، به گونه­ای دیگر در دربار خلفای عباسی حضور و نفوذ یافتند و و نقش مهم خاندان را تداوم بخشیدند. در این مقاله که بر مبنای پژوهش کتابخانه­ای و روش  تحقیق تاریخی، توصیف و تحلیل گردیده، به این مسئله پاسخ داده شده، که نقش سیاسی و اجتماعی خاندان گیلویۀ ایرانی  در دستگاه خلافت عباسی چگونه بوده است.

از اسکندر گجستک تا اسکندر ذوالقرنین (ارزیابی و تحلیل آشفتگی منابع تاریخی اسکندر مقدونی) بخش دوّم

از اسکندر گجستک تا اسکندر ذوالقرنین (ارزیابی و تحلیل آشفتگی منابع تاریخی اسکندر مقدونی) بخش دوّم

دوره 3، شماره 1، تابستان 1392، صفحه 65-84

https://doi.org/10.22059/jis.2013.36347

بهمن فیروزمندی شیره جینی، مهدی رهبر، مصطفی ده پهلوان

چکیده بخشی از دوران تاریخی ایران را از لحاظ فرهنگی، عصر یونانی مآبی در بر می گیرد. این عصر با یورش ویرانگر اسکندرـ سردار مقدونی ـ شکل می گیرد. اسکندر در سیر تفسیرهای تاریخی تبدیل به یک شخصیت جهانی می شود که در تاریخ و ادبیات ملل گوناگون به گونه های مختلف در قالب شخصیت های حقیقی و افسانه ای مطرح شده است. منابع تاریخی اسکندر ما را با مجموعه ای از مشخصات افسانه ای و تاریخی روبرو می سازد که تصویری مبهم و مشوش از اسکندر حقیقی را در ذهن ما متصور می سازد. به منظور درک صحیح و مستند منابع تاریخی اسکندر و نقش آنها در مطالعات تاریخی و باستان شناسی عصر یونانی مآبی (هلنیسم) سعی بر این شد که به ارزیابی و آسیب شناسی شخصیت متغیر اسکندر در پرتو منابع و روایات مورخان غربی و شرقی پرداخته شود.ارزیابی دقیق متون تاریخی غربی و شرقی در دوران قبل از اسلام نشانگر نوع نگاه تعارض آمیز این منابع نسبت به هم دیگر است. به ویژه متون شرقی که شواهدی مستند بر شکل گیری نهضت فکری و مقاومت مذهبی روحانیون و جامعة ایران عصر یونانی مآبی، اشکانی و ساسانی در مقابل سنت های هلنی گری می باشند. بررسی و مطالعة اسکندر نامه ها و منابع دوران اسلامی نیز چگونگی انحراف مورخان و ادیبان مسلمان و ایرانی در تبعیت از تاریخ نویسان و منابع غربی و فقدان آگاهی لازم از منابع شرقی قبل از اسلام را بر ما آشکار می سازد.
 
 

مسئله مرکزیت و استمرار قدرت در حکومت خوارزمشاهیان (628-596 ق)

مسئله مرکزیت و استمرار قدرت در حکومت خوارزمشاهیان (628-596 ق)

دوره 3، شماره 1، تابستان 1392، صفحه 33-52

https://doi.org/10.22059/jis.2013.36345

رسول جعفریان، مریم کمالی

چکیده قلمرو جغرافیایی هر حکومت و انتخاب مرکزیتی مناسب برای آن می‌تواند ضامن استقرار قدرت و تداوم حاکمیت باشد، امری که به نظر می‌رسد در حکومت خوارزمشاهی (628-596 ه. ق) چندان مورد توجه قرار نگرفته است. خوارزمشاهیان که انتظار می‌رفت به یکی از بزرگ‌ترین حکومت‌های تاریخ میانه ایران تبدیل شوند، با شکست از مغولان صحرانشین، جریان تغییرات تاریخ ایران را به مسیری دیگر هدایت کردند. آنها پس از شکست حکومت سلجوقی و تصرف بخش وسیعی از قلمرو ایشان، سعی کردند با برگزیدن حکومتی متمرکز راهی متفاوت از سلجوقیان برای بقای خویش بپیمایند. ولی انتخاب خوارزم به عنوان تنها مرکز قدرت و گسستن رشته پیوند با بخش‌های داخلی قلمرو، زمینه عدم استقرار قدرت حکومت خوارزمشاهی و در نتیجه از هم پاشیدن سریع قدرت ایشان را فراهم ساخت. این مقاله سعی دارد رابطه موقعیت جغرافیای و انسانی پایتخت و ساختار قدرت را با توجه به منابع دست اوّل در حکومت خوارزمشاهی بررسی کرده و علل عدم استقرار قدرت سلسله خوارزمشاهی را در بی توجهی به پیوند شکل حکومت و انتخاب پایتخت مورد بررسی قرار دهد، امری که به نظر می‌رسد تا کنون مورد توجه جدی قرار نگرفته است.
 
 

بررسی آثار دوران هخامنشی در شهربی لیکیه

بررسی آثار دوران هخامنشی در شهربی لیکیه

دوره 3، شماره 1، تابستان 1392، صفحه 99-118

https://doi.org/10.22059/jis.2013.36349

علیرضا هژبری نوبری، مهسا ویسی، سید مهدی موسوی کوهپر، جواد نیستانی

چکیده امپراتوری قدرتمند هخامنشی قلمرو پهناوری را در بر می­گرفت که آسیای صغیر امروزی نیز بخشی از آن را تشکیل می­داد. آسیای صغیر از جمله مناطقی بود که در دوران کوروش بزرگ و لشگرکشی او به لیدیه تحت حکومت پارسیان درآمد و شهرهای این ناحیه در پی سیاست تقسیم فضایی کشور، به شهربی­های هخامنشی اضافه شدند. اسامی همه­ی شهربی­ها در کتیبه­های رسمی هخامنشیان نیامده است چرا که شیوه حکومتی هخامنشیان چنین بود که نواحی مفتوحه با حفظ استقلال داخلی تابع حکومت مرکزی بودند و برای احترام به استقلال داخلی این سرزمین­ها نام آن­ها در فهرست­ها نیامده است. لیکیه یکی از این سرزمین­هاست که نامش در این فهرست­ها نیامده اما مورخان یونانی به آن به عنوان شهربی پارسیان اشاره کرده­اند. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این مسئله است که چه نوع آثار باستانی در این سرزمین­ از دوران پارس­ها برجای مانده است که می­تواند ثابت کند لیکیه به راستی یکی از شهربی­های هخامنشیان بوده است؟ آثار و شواهد باستانی بر جای مانده این مسئله را کاملاً تایید می­کند. عمده­ی آثار فرهنگی و باستانی که از خانتوس، پایتخت لیکیه برجای مانده است نقش برجسته­­هایی است که از نقوش تخت جمشید الگوبرداری شده­اند و حضور هخامنشیان را در این سرزمین اثبات می­کنند.
 
 

نگاهی به هنر نازک‌کاری چوب در سنندج از دورۀ قاجار تا امروز

نگاهی به هنر نازک‌کاری چوب در سنندج از دورۀ قاجار تا امروز

دوره 3، شماره 2، زمستان 1392، صفحه 33-51

https://doi.org/10.22059/jis.2014.51697

محمد ابراهیم زارعی

چکیده نازک‌کاری از جمله هنرهایی است که وسایل کاربردی و هنری از چوب‌های خوش نقش و رنگ با ظرافت و دقت بالا ساخته می‌شود. شواهد و مدارک نشان می‌دهد که از دورۀ صفوی هنر اُرسی‌سازی و به تبع آن هنر نازک‌کاری در شهر سنندج گسترش یافته است. فعالیت اُرسی‌سازی اکنون به دلایل متعدد، از جمله کمبود استادکار و هزینه‌های بالا، رونق ندارد، امّا هنر نازک‌کاری هنوز پر‌رونق است. هر چند که آثار نازک‌کاری دورۀ صفوی در سنندج تاکنون یافت نشده، ولی آثار هنر نازک‌کاری مربوط به دورۀ قاجار باقیمانده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که اوج و رونق هنر نازک‌کاری سنندج از اواسط دورۀ قاجار به بعد بوده است. به نظر‌ می‌رسد که هنرمندان عرصۀ نازک‌کاری سنندجی بر اساس اسلوب و روش‌ هنرهای چوبی سایر نقاط ایران کار را آغاز نموده، ولی به‌تدریج با توجه به شرایط اقلیمی، گذشت زمان و تقاضا شیوه‌ای خاص را پدید آورده‌اند؛ زمینه‌ی مناسب برای رشد و توسعه از یک سو و تلاش هنرمندان از سوی دیگر هم موجب پایداری و گسترش این هنر گردیده است. این مقاله دربارۀ پیشینه هنرهای چوبی، روش تهیۀ چوب و استخراج ریشه‌ی گردو، هنر نازک‌کاری، ابزارهای نازک‌کاری، مراحل رنگ‌کاری با لاک و الکل و هنرمندان نازک‌کار است.

مکان‌یابی شهرهای جی و یهودیه در رستاق جی اصفهان و جابجایی مرکز قدرت تا برآمدن سلجوقیان

مکان‌یابی شهرهای جی و یهودیه در رستاق جی اصفهان و جابجایی مرکز قدرت تا برآمدن سلجوقیان

دوره 4، شماره 1، تابستان 1393، صفحه 57-76

https://doi.org/10.22059/jis.2014.52668

علی شجاعی اصفهانی

چکیده شهر جی از دوران قبل از اسلام و شهر یهودیه در دوران اسلامی در دشتی قرار گرفته‌اند که از سه طرف به ارتفاعات، محصور شده‌اند. عمدۀ این محدوده در متون جغرافیایی دوران اسلامی به نام رستاق جی، مهم‌ترین رستاق خورۀ اصفهان، معروف بوده است. وجود رودخانۀ زاینده‌رود، که از میان رستاق عبور می­کند، و موقعیت کوه‌ها، که روی تمامی آن‌ها و برخی کوه‌های مجاورشان شواهدی از قلاع و استحکامات دیده می‌شود، در کنار قرار گرفتن رستاق جی در مرکز ایران، باعث شده تا شهر جی از قبل از اسلام تا قرن چهارم ﻫ.ق. مرکز خورۀ اصفهان و از مهم‌ترین شهرهای ایران ساسانی و جهان اسلام به‌شمار رود. در قرن چهارم ﻫ.ق. با حضور آل ­بویه و تصمیم آن‌ها برای انتقال مرکز قدرت از جی به یهودیه و در پی آن احداث دروازه­ها و سپس دیوار شهر یهودیه، از اهمیت جی کاسته و در عوض شهر یهودیه تبدیل به مرکز خورۀ اصفهان و یکی از مهم‌ترین شهرهای جهان اسلام و از مراکز اصلی ایالت جبال گردید. به این ترتیب، افول شهر جی در مقابل رشد شهر یهودیه ارتباط مستقیمی با روی کار آمدن حکومت آل ‌بویه و تصمیمات آن‌ها برای جابجایی مرکز قدرت از جی به یهودیه داشته است. امروزه با توجه به تخریب کامل دیوارهای هر دو شهر اطلاعات موجود از موقعیت آن‌ها محدود به نوشته‌های متون تاریخی و جغرافیایی، اندک شواهد باقی‌مانده از دیوار شهر یهودیه تا چند دهه پیش و بخش‌هایی از خندق آن تا به امروز و همچنین حفاری صورت‌گرفته در تپۀ جی است. با این همه، گویا با کمک متون جغرافیایی و تاریخی، شواهد باستان‌شناسانه، نقشه‌های قدیمی و تصاویر ماهواره‌ای کرونا بتوان دیوار شهر جی و شهر یهودیه را در رستاق جی مشخص و آن‌ها را روی نقشۀ فعلی شهر نمایان ساخت.

بررسی و مقایسه داستان کیومرث در شاهنامه و آدم در قرآن

بررسی و مقایسه داستان کیومرث در شاهنامه و آدم در قرآن

دوره 2، شماره 2، زمستان 1391، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35367

صغری سلمانی نژاد مهر آبادی، عبدالرضا سیف

چکیده وجوه شباهت­ها و تفاوت­های موجود بین شخصیت­های اساطیری و تاریخی و بیان آن می­تواند تاثیر و تاثر ممتد اسطوره و تاریخ در طول زمان و نتیجه­ این تاثیرات را نشان دهد. کیومرث همواره در اساطیر ایران به عنوان نخستین انسان که در ظاهر نیز تفاوت چشمگیری با انسان امروزی دارد، مطرح می­شود؛ اما در شاهنامه، فردوسی هرگز او را نخستین انسان نمی­شمارد. به نظر می­رسد این امر متأثر از جهان بینی و نگاه اسلامی فردوسی در مورد آفرینش نخستین انسان در قرآن باشد؛ به همین جهت او را به عنوان اولین پادشاه، و نه نخستین انسان، مطرح می­سازد. در این پژوهش کوشش شده تمام شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو شخصیت در شاهنامه و قرآن بیان شود. انتخاب کوهستان برای اولین محل زندگی، کشته شدن فرزندان، دشمنی اهریمن با آنان، داشتن عنوان نخستین و یکی دانستن این دو شخصیت در برخی از کتاب‌های تاریخی در این مبحث بررسی می­شود.  

تعداد دوره‌ها 16
تعداد شماره‌ها 36
تعداد مقالات 275
تعداد نویسندگان 447
تعداد مشاهده مقاله 597,578
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 385,159
نسبت مشاهده بر مقاله 2173.01
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1400.58
             --
تعداد مقالات ارسال شده 1,433
تعداد مقالات رد شده 1,061
درصد عدم پذیرش 74
تعداد مقالات پذیرفته شده 154
درصد پذیرش 11
زمان پذیرش (روز) 121
تعداد پایگاه های نمایه شده 12
تعداد داوران 930
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان