دوره و شماره: دوره 9، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 1-192 
تعداد مقالات: 10

نقد و بررسی تحقیقات شرق‌شناسان فرانسوی در باب تاریخ جهانگشا و جامع‌‌التواریخ

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jis.2020.286493.708

زینب سادات ابطحی

چکیده در میان کتب تاریخی که در دورۀ مغول نوشته شده، تاریخ جهانگشای جوینی و جامع التواریخ رشیدی به دلایل گوناگون سرآمد سایر کتاب‌هایند و در نوع خود مآخذی متفاوت و ممتاز تلقّی می‌شوند. از طرف دیگر، حدود پانصد سال پس از حملۀ مغولان و تاخت و تاز آنها در مناطق وسیعی از آسیا، در اروپای قرن نوزدهم میلادی که شرق‌‌شناسی با رویکرد متن محور در محافل فرهنگی آن رواج یافته بود، این دو کتاب مورد اقبال برخی شرق‌شناسان فرانسوی قرار گرفت که آنها از یک سو، خاطرۀ ارتباط پادشاهان خود را با امرای مغول در جریان جنگ‌های صلیبی از یاد نبرده بودند و از دیگر سو، روایت تاریخ نویسان ایرانی از کیفیت کشورگشایی و افعال مغولان برایشان جالب توجّه بود. بنابراین، بر اساس نسخه‌های خطی پر‌شماری که اغلب در کتابخانۀ سلطنتی/ ملی پاریس در اختیارشان بود، دست به تتبّعات گسترده‌ای دربارۀ محتوای دو کتاب یاد‌‌‌شده و احوال نویسندگان آن زدند و حاصل تحقیقات خود را به همراه بخش‌هایی از این دو کتاب و ترجمۀ فرانسوی آن به طبع رسانیدند. سعی نوشتارِ حاضر، مصروف بر این است که پژوهش‌های منتشر‌شدۀ آنان را در این زمینه معرفی کرده و به نقد و تحلیل آن بپردازد.

خاستگاه زبانی مهاجران هرزن (واکاوی نظریة هنینگ)

صفحه 19-34

https://doi.org/10.22059/jis.2020.291660.747

نیما آصفی

چکیده این مقاله در پی یافتن پاسخی برای این پرسش اصلی بوده ‌است که آیا، چنانکه هنینگ اندیشیده، هرزنی در اصل گونه‌ای از زبان تالشی است و در پی مهاجرت مردمان تالش‌زبان به آن دیار راه یافته، و نیز این پرسش که اگر مهاجرتی به هرزن رخ داده باشد، گونۀ زبانی تالشان مهاجر متعلق به کدام گویش تالشی بوده ‌است. در این مقاله به سیزده مورد دگرگونی واجی و تفاوت‌های لغویِ دیده­شده در منابع مورد نظر ما، یعنی اشعار شیخ صفی­الدین اردبیلی، گونۀ زبانی هرزنی، سه گویش زبان تالشی و گویش تاتی خلخال پرداخته شده است. میزان و معیار ما برای شناخت این دگرگونی‌ها ایرانی باستان بوده است، یعنی دگرگونی‌های واجی را با اصل ایرانی باستان سنجیده‌ایم. نتایج آماری به­دست­آمده در این بخش ما را به این تحلیل کیفی رهنمون می‌سازد که اگر چنانچه داستان مهاجرت تالشان به هرزن را بپذیریم، خاستگاه این مهاجران نمی‌تواند، چنانکه هنینگ انگاشته، جایی در محدودۀ جنوب شرقی مناطق تالش زبان باشد، بلکه این مهاجرت احتمالاً از مناطق شمالی تالش رخ داده است.

بحثی در مورد افعال ضمیرساخت

صفحه 35-53

https://doi.org/10.22059/jis.2020.295730.786

محمدحسن جلالیان چالشتری

چکیده در متون بازمانده از زبان فارسی دری در ساخت بعضی افعال، بر خلاف صورت معمول فعل در این زبان، به جای پایانه­های صرفی فعل، از ضمایر شخصی متّصل استفاده شده است. از این رو، بعضی دستورنویسان به این افعال عنوان «ضمیرساخت» داده­اند. کاربرد این افعال عموماً در بیان شرط و تمنّاست و شواهد مطمئنّی از سه صیغۀ دوم شخص مفرد و جمع و اوّل شخص جمع از آن در دست است. برخی شواهد مشکوک از برخی شخص و شمارهای دیگر نیز در دست است که نمی­توان نسبت به صحّت و ارتباط آن­ها به این دسته از افعال اطمینان داشت. تنها نظر پذیرفته­شده­ای که در مورد پیشینۀ این افعال وجود دارد نظر لازار است که وجود ضمیر متّصل در این ساخت­ها را مرتبط با برخی افعال کُنایی در فارسی میانه دانسته که در آن­ها عامل به جای اینکه به صورت ضمیر منفصل یا متّصل پیش از صفت مفعولی یا ستاک ماضی ظاهر شود، به صورت متّصل به انتهای آن­ها چسبیده است. در این مقاله با ارائۀ دلایلی در ضعف این احتمال چنین پیشنهاد شده است که بازتحلیل پایانۀ فعلی در شمار اوّل شخص مفرد به صورت ضمیر متّصل سبب شده که در سایر شمارها نیز به جای پایانۀ فعلی از ضمایر متّصل استفاده گردد. این گونه بازتحلیل در زبان سغدی نیز دارای نمونه است.

دربارۀ اصطلاح حقوقی ازشماند در مادیان هزار دادستان

صفحه 55-74

https://doi.org/10.22059/jis.2019.291032.740

نادیا حاجی پور

چکیده مادیان هزار دادستان یا مجموعة هزار داوری متنی حقوقی است که در اواخر دورۀ ساسانی، یعنی اوایل قرن هفتم میلادی، گردآوری شده است. موضوعات و اصطلاحات بسیاری در این متن مطرح است که می­تواند ما را در آشنایی با قوانین حقوقی پیش از اسلام و همچنین شناخت اصطلاحات آن یاری کند. از جملة مسائل حقوقی این متن، برده‌داری، قیمومت، ضمانت، شراکت، ازدواج، طلاق و ... است. اصطلاحات مطرح­شده در این متن گاه بسیار تخصصی و پیچیده است که نشان می­دهد این متن برای افراد متخصص در حقوق نوشته شده است. یکی از این اصطلاحات ازشماند است. از آغاز ترجمة این متن تا کنون، این اصطلاح را به چندین صورت ترجمه­ کرده­اند. هدف این پژوهش بررسی همۀ مطالب و احکامی است که واژة ازشماند در آنها آمده تا بتوان به این پرسش پاسخ داد که بهترین ترجمه و تعریف برای این اصطلاح چیست و در چه موضوعاتی به­کار رفته است و چه قوانینی در رابطه با آن وجود دارد. بررسی­ها نشان می­دهد که ازشماند در موضوعاتی چون حق مالکیت (دارایی، برده، زن)، دزدی، تاوان و تناقض­گویی آمده است. در صورت انجام ازشماند، بسته به موضوع دعوا و تعداد ارتکاب، احکامی چون تاوان، تعیین گرو و ... صادر می­ شد.

دین مسئله: نمونه ای از کلام انفعالی و تدافعی زردشتیان

صفحه 75-87

https://doi.org/10.22059/jis.2020.293771.761

حمیدرضا دالوند

چکیده در روزگار فرمانروایی محمد ولی میرزا در یزد، در حدود سال­های 1238ـ1243 ﻫ.ق.، زردشتیان به کفر و بی­دینی متهم شدند و سرانجام با پادرمیانی شاهزادة قاجار پرسش­هایی دربارة اساس دین از آنان پرسیده شد و به این شیوه، حقانیت دینی آنان اثبات شد و از اتهام پاک شدند. موبد خدابخش پور موبد فرود، دستور کیخسرو  پور دستورخدابخش و هیربد جاماسب کسانی بودند که پرسش­ها را پاسخ دادند. این رویداد مهم سبب شد تا جامعة زردشتی به تنظیم و تدوین پرسش و پاسخ­های یادشده بپردازد و آن­ها را ماندگار سازد. هیربد خدابخش پسر هیربدجاماسب مبارکه آن­ها را در رساله­ای به نام دین مسئله در سال 1207 یزدگردی به نظم کشید که نسخه­ای از آن به شمارة 358، در مجموعة مانکجی کتابخانه کاما نگاهداری می­شود. این رساله، به سال 1318 یزدگردی قدیمی / 1949 م.، به کوشش سروش آذرمی فرزند تیرانداز در بمبئی به چاپ رسید. کلام تدافعی و بیان انفعالی عقاید زردشتیان بخش چشمگیری از متون زردشتی به فارسی را در بر می­گیرد. این متن­ها با رسالة معروف علمای اسلام در حدود ۶۰۰ یزدگردی آغاز می­شوند. پدیدآوردگان متون یادشده کوشیده­اند دیانت زردشتی را به گونه­ای معرفی کنند که گویی تفاوتی با اسلام ندارد. در این گفتار، مفهوم کلام انفعالی و تدافعی بر مبنای رسالة مورد اشاره بررسی و معرفی می­شود.

ساسان پنجم کیست؟

صفحه 89-104

https://doi.org/10.22059/jis.2020.292178.752

فرزانه گشتاسب

چکیده به مدد برخی فرهنگ‌نامه‌ها از فردی به نام ساسان پنجم اطلاع داریم که کتابی به نام دساتیر را، که وحی خداوند بر پیامبری به نام مه‌آباد بوده است، از «زبان آسمانی» که کسی قادر به فهم آن نبوده به زبان فارسی ترجمه و تفسیر کرده است. تنها شواهدی که ما را به ساسان پنجم می‌رساند شاهنامه و برخی نوشته‌های تاریخی‌اند و تا جایی‌که ما می‌دانیم از کتابی به نام دساتیر و پیامبری به نام مه‌آباد و ساسان پنجم در نوشته‌های پیش از قرن دهم هجری هیچ نامی نیامده است. بعد از دوره‌ای که نام ساسان پنجم به مدد کتاب دساتیر و نوشته‌های مکتب آذرکیوان (940- 1028 ه. ق.) مطرح شد، در فرهنگ‌ها و متونی که در شبه‌قاره نوشته شد، نام ساسان پنجم به عنوان مترجم دساتیر به میان آمد. پرده‌ای از این تصویر را نیر مسعود، نویسنده و پژوهشگر هندی، در نوشته‌ای به نام «ساسان پنجم» شرح داده است. در این مقاله، نخست به ساسان پنجم به عنوان مفسر دساتیر پرداخته می‌شود و بعد از آن پیشینۀ تاریخی وی در ادبیات و متون تاریخی پیش از قرن دهم هجری جستجو می‌شود و سپس بازتاب شخصیت این فرد به عنوان مترجم و مفسر دساتیر در ادبیات چهار قرن اخیر بررسی می‌شود.

پیشنهادهایی دربارۀ خوانش برخی عبارات یادگار زریران

صفحه 105-122

https://doi.org/10.22059/jis.2020.291163.741

میثم محمدی

چکیده یادگار زریران متنی است اصلاً پهلوانی که در روند استنساخ و انتقال به الفبا و زبان فارسی میانه تصحیف‌ها و تحریف‌هایی بدان راه یافته است. همین مسئله کار خوانش برخی عبارات آن را سخت دشوار کرده است. پژوهشگران در خوانش این عبارات راه‌های گاه مختلفی در پیش گرفته‌اند. در این نوشته نخست این خوانش‌ها بررسی و نقد شده و سپس در باب خوانش برخی از عبارات پیشنهادهایی تازه طرح گردیده است. اساس این پیشنهادات مقابلۀ متن یادگار زریران با متن اصلاً پهلوانی درخت آسوری و شواهد و قطعات پهلوانی مانوی است. در خوانش دو عبارت از آن دسته از متون فارسی دری که در ری، قومس، گرگان و هرات نوشته شده‌اند نیز شواهدی آورده شده است. در برخی مواضع به ضرورت تصحیحاتی قیاسی در واژه‌ها انجام گرفته است. در عبارات مربوط به مرثیۀ بستور با شناسایی نوعی سبک مرثیه‌سرایی، که شاهدی از آن در مرثیۀ مار زکو در متون پهلوی اشکانی ترفانی وجود دارد، قادر به ارائۀ فرض و خوانشی جدید شده‌ایم.

هَرمامیثرِس: یک نام ” مادی“ در فهرست پادشاهان آشور!

صفحه 123-151

https://doi.org/10.22059/jis.2020.293161.756

مهرداد ملکزاده

چکیده نام‌شناسی از شاخه‌های زبان‌شناسی و خصوصاً زبان‌شناسی تاریخی است که بیشترین رابطۀ موضوعی و مفهومی را با تاریخ و جغرافیای تاریخی و انسان‌شناسی دارد. در گسترۀ ایران‌شناسی، نام‌شناسی هم تاریخچه‌ای درازدامن دارد و هم کاربرد بسیار؛ از جمله، پژوهشگران تاریخ و فرهنگ دورۀ ماد به دلیل کمتر شناخته ‌بودن زبان مادی و ویژگیهای آن، همیشه خود را نیازمند به پژوهشهای نام‌شناسی می‌بینند تا شاید بر پایۀ آن به چندوچونی زبان مادی راه جویند. در مقالۀ حاضر با تحلیل نام‌شناختی و ریشه‌‌شناختی نام هَرمامیثرِس، نامی در اصل مادی که در فهرست­های سپسین، در بافتار و بستر تاریخی متفاوتی، و در سیاهۀ پادشاهان آشور (که به مجموعۀ روایات و حکایات منقول از کتسیاس کنیدوسی بازمی‌گردد) درج شده، به پی‌جویی دلیل وجودی و علت حضور این نام در چنان بافتار و بستری خواهیم پرداخت و در پایان اندکی به بازسازی تاریخ روایی آشور و ماد نزد باستانیان نزدیک خواهیم شد.

وصف مبهم aiva- در فارسی باستان

صفحه 173-191

https://doi.org/10.22059/jis.2020.293852.764

چنگیز مولایی

چکیده در عبارت کلیشه‌ای aivam parūvnām xšāyaθiyam که در مقدمۀ تعدادی از کتیبه‌های پادشاهان هخامنشی تکرار می‌شود، همۀ محققان aivam را عدد و xšāyaθiyam را معدود آن انگاشته و عبارت را «یک شاه از بسیاری» ترجمه کرده‌اند؛ اما بررسی دقیق ارتباط نحوی اجزاء و ارکان عبارت و مقایسۀ آن با عبارت مقدم برخود، مثلاً haya Dārayavahum xšāyaθiyam akunauš «(آن) که داریوش را شاه کرد» صراحتاً نشان می‌دهد که در عبارت مورد بحث ما فعل جمله، یعنی akunauš به قرینۀ همین جملۀ اخیرالذکر حذف شده، به بیان دیگر ساختار عبارت در اصل (haya) aivam parūvnām xšāyaθiyam (akunauš) بوده است. این مقاله به تعیین نقش نحوی aivam و xšāyaθiyam و توجیه نقش paruvnām اختصاص یافته و در طول آن کوشش شده است تا با ذکر شواهدی از متون اوستایی و فارسی باستان نشان داده شود که بر خلاف پندار رایج، aivam … xšāyaθiyam عدد و معدود نیستند، بلکه aivam وصف مبهمی است که نقش مفعول صریح فعل کنش‌نمود akunauš را بر عهده گرفته و xšāyaθiyam مسند آن است، بنابر این عبارت مورد بحث را با اطمینان خاطر می‌توان «یکی را، شاهِ بسیاران» ترجمه کرد.

مرزبان در بیشاپور تدفین در اقلید: نگاهی به گورنوشتۀ اقلید

صفحه 161-180

https://doi.org/10.22059/jis.2020.294580.768

سیروس نصراله زاده

چکیده کتیبه‌های خصوصی بخش مهمی از مجموعة کتیبه‌های دورة ساسانی است که تا قرن‌های نخستین هجری ادامه یافته ‌است. یک بخش مهم این کتیبه‌ها گورنوشته‌ها هستند که در خصوص تدفین زردشتی در اواخر دورة ساسانی و آغاز اسلام در ایران اطلاعات مهمی در بر دارند. اکثریت این گورنوشته‌ها در فارس یافته شده است. علاوه بر فارس، در یاسوج، شیانِ چین، استانبول نیز این گورنوشته‌ها یافته شده است. برخی از این گورنوشته‌ها تاریخدارند. یکی از این گورنوشته‌های مهم کتیبة اقلید است که مربوط به اواخر دورة ساسانی است و دربردارندة اطلاعات مهمی دربارة بعضی از مقامات و مناصب اواخر دورة ساسانی و تنوع تدفین در آن زمان است. عنوان صاحب آن مرزبان است و حاکم بیشاپور بوده است؛ پس از مرگش در اقلید دفن شده است که محتملاً موطن او بوده است. این کتیبه آخرین کتیبة تاریخدار پیش از سقوط ساسانیان است. تاریخ آمده بر آن، که مربوط به سلطنت یزدگرد سوم است، چنین است: روز خور (یازدهم) و ماه (دوازدهم) ماه آبان سال ششم سلطنت یزدگرد، برابر ماه فوریة 638 م.