دوره و شماره: دوره 9، شماره 1، مرداد 1398، صفحه 1-236 
تعداد مقالات: 11

تأثیر روابط خارجی بر تحولات اقتصادی کرمانشاهان در دورۀ قاجار (1285-1210 ه.ش)

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73427

شیرزاد احسان خواه، منیره کاظمی راشد، حسن زندیه، منیژه صدری

چکیده  در دورۀ­ قاجار به علت رخدادهایی چون پدیدۀ سرمایه­داری و جهانی‌شدن اقتصاد، دروازه­های مرزی کشور به روی سایر ممالک گشوده شد. در این میان، کرمانشاه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسیرهای مرزی کشور سهم بسزایی داشت و در تقابل و تعامل با دولت عثمانی و از آن طریق، در پیوند با سایر کشورهای اروپایی قرار گرفت. تغییر زیرساخت‌های اقتصادی، رونق تجارت، ورود افراد خارجی و غیربومی به عرصۀ تجارت منطقه، تولید کالاهای صادراتی و... از پیامدهای اقتصادی این روابط بود. این پژوهش به استناد سفرنامه‌ها، خاطرات، اسناد و سایر منابع به روش تحلیلی- توصیفی و کتابخانه‌ای انجام‌شده است. هدف از این پژوهش بررسی تحولات اقتصادی این ایالت در پیوند با روابط خارجی در یکی از مهم‌ترین ادوار تاریخ ایران است. یافته‌ها نشان می­دهد مناسبات خارجی ایران با کشورهای اروپایی و عثمانی، سبب بروز تحولات اقتصادی از جمله ورود افراد غیربومی از داخل و خارج کشور به عرصه تجارت و انحصار آن در دست خانواده‌های غیربومی مانند خانواده وکیل­الدوله از اتباع عثمانی و بازرگانان تبریزی و یهودیان بغداد و... در این ایالت گردید. زیرساخت‌های تجاری مانند بازار، کاروانسرا، تشکیلات اداری ـ مالی، مالیات، کارگاه‌های تولیدی و...گسترش یافت. افزایش تولیدات کالاهای صادراتی مانند فرش و تریاک از دیگر پیامدهای اقتصادی روابط خارجی در این ایالت بود.

بازشناخت نشانۀ پرنده در نقاشی‌های پیکره نگاری دورۀ اول قاجار با آرا پانوفسکی

صفحه 21-40

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73429

الهه پنجه باشی

چکیده در زمان معاصر نشانه در مرکز توجه انسان قرارگرفته و ازجمله موضوعاتی است که به‌طور عمده مورد بازاندیشی واقع‌شده است. نقاشی دورۀ قاجار در دهه‌های اخیر، شاهد تحول و تقویت خوانش نشانه‌های تصویری بوده است. یکی از نشانه‌های اصلی در هنر دورۀ اول قاجار نشانه پرنده است به‌وفور در هنر نقاشی این دوران‌دیده می‌شود. پانوفسکی با طرح تفسیر شمایل­شناسانه میان مطالعاتی که درزمینۀ تاریخ هنر و مطالعات سایر رشته‌های علوم انسانی صورت می‌پذیرد پیوند برقرار می‌کند. در مطالعات تطبیقی همیشه یک اثر را از حیث خصلت‌های صوری و فرمال موردبررسی قرار نمی‌دهیم، بلکه میان یک اثر با ادبیات، فلسفه... و نظام اجتماعی آن دوران و سایر نظام‌های فرهنگی پیوند برقرار می‌کنیم. رها از اینکه هنرمند چنین قصدی را داشته یا نداشته است. در جستجوی این مسئله ابتدا با مقولات کلیدی در حوزۀ نظری بر اساس نظریه‌پردازی اروین پانوفسکی (1968-1892) میلادی به‌عنوان گرایش نظری پژوهش مورد واکاوی قرارگرفته و بر این مبنی سؤال اصلی پژوهش به این قرار است: پرنده در نقاشی پیکره نگاری درباری دورۀ قاجار در زنان و مردان از چه جایگاه معنایی بنا بر آرا پانوفسکی برخوردار است؟ محتوای پژوهش حاضر کیفی است و بر اساس روش‌شناسی تاریخی- تحلیلی و شیوۀ گردآوری کتابخانه‌ای صورت گرفته است. نتایج یافته‌ها حاکی از آن است که نمایش و حضور پرنده در هنر قاجار متأثر از هنجارهای زیبایی‌شناسی ایران در دوره‌های قبل است. پرنده در این آثار به‌مثابه نمادی فعال و پویا در تعادل با پیکره تصویر قرارگرفته و در تکامل فرایند نهایی تصویر نمودار می‌شود.

معیارهای تشخیص شعر در اوستای جدید

صفحه 41-59

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73430

محمود جعفری دهقی، لیلا ورهرام

چکیده از زمان تحقیقات گلدنر دربارة وزن اوستای جدید، داشتن وزن هجایی مهم­ترین ملاک تعیین شعر در این متون بوده است. گلدنر و معاصرانش طبق سنت ادبی زمان خود وزن را مهم­ترین مشخصة شعر و عامل تمایز آن با نثر، در هر زبانی، می­دانستند. پس از گلدنر، مطالعات شعر اوستایی براساس همان تعریف و ملاک قرار دادن وزن شعر ادامه پیدا کرد، اما در حوزة مطالعات شعر هندواروپایی که اندکی پیش از انتشار تحقیقات گلدنر پا گرفته بود، زبان شاعرانة متن مبنای تشخیص شعر بودن آن شد. این زبان شاعرانه شامل ویژگی­هایی مثل وزن هم می­شد، اما تمرکز اصلی آن بر عبارات شاعرانة قالبی و خویشاوند در زبان­های کهن هندواروپایی بود. نظریة ادبی جدید، مخصوصاً فرمالیسم، که شعر را انحراف از هنجار معمول زبان روزمره تعریف می­کرد، بر تعریف شعر نزد محققان شعر هندواروپایی تأثیر گذاشت و آن­ها نیز، با وجود توجه به سنت ادبی زبان­های باستانی، نشان­دار بودن متن، یعنی داشتن عبارات قالبی و واژگان شاعرانه و برهم زدن ترتیب معمول واژه­ها را معیار اصلی شناسایی اشعار هندواروپایی کهن تعیین کردند. مدعای نوشتة حاضر این است که اگر برای تشخیص شعر در اوستای جدید وزن یا انحراف از هنجار متعارف زبان را ملاک قرار دهیم، نمی­توان یشت­های کوچک و متأخری مانند اردیبهشت­یشت را شعر دانست و این نتیجه­گیری به دودستگی در مجموعة یشت­ها می­انجامد که احتمالاً مقصود سرایندگان یشت­ها نبوده است و از این رو بهترین معیار برای تعیین بخش­های شعری اوستای جدید مقایسة آن­ها با اشعار به جا مانده از سایر زبان­های هندواروپایی و یافتن صناعات ادبی در این متون است.

پدیدارشناسی بایسته‌های عینی و ذهنی شهریار آرمانی در انگاره‌ ایرانیان؛ قبل و بعد از اسلام( مطالعه موردی نصیحةالملوک سعدی و اندرزنامه بزرگمهر در شاهنامه فردوسی)

صفحه 61-80

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73428

سید نصراله حجازی، وحید بهرامی

چکیده اندرزنامه نویسی میراث ارزشمندی است که به بازنمایی خرد سیاسی ایرانیان می­پردازد. محتوای اندرزنامه‌ها، همان‌گونه که از نامش پیداست، اندرزهای اخلاقی، مذهبی و سیاسی و اجتماعی نخبگان و مصلحان نسبت به شهریارِ زمان است. خطاب وارگی اندرزنامه‌ها، ترسیم‌کنندۀ شاه ایده آل و آرمانی نخبگان ایرانی است. در نگاشتن اندرزنامه‌ها به عنوان تبلور یکی از مهم‌ترین صُور دانایی، می‌توان دو ریشۀ ایرانی و باستانی را شناسایی نمود. در این نوشتار دو تن از متفکران سرشناس خرد ایرانی که سعی کرده‌اند به شیوۀ اندرزی، آداب حکمرانی ایرانی را، یکی با استفاده از تعالیم اسلامی و دیگری با رجوع به منابع ایران باستان احیا کنند، یعنی سعدی و شاهنامه مورد بررسی قرارگرفته‌اند. در حقیقت این نوشتار درصدد یافتن چگونگی تأثیرگذاری منابع ایرانی و اسلامی در ویژگی‌های شاه آرمانی در دو بعد عملی و ذهنی است که به نظر نگارندگان این امر خود را در همانندی‌های دو متن که سعدی و فردوسی نگاشته‌اند، جلوه‌گر می‌سازد. به نظر می‌رسد با مددگیری از روش پدیدارشناسی و چارچوب نخبه‌گرایی پارتو، بتوان همانندی‌هایی در دو بعد عینی و ذهنی یافت که از تداوم تاریخی در خصوص ویژگی‌های شهریار آرمانی در ایران پرده برمی‌دارد. تمرکز بر نقاط مشترک دو متن تاریخی دربارۀ ویژگی‌های شاه آرمانی که در دو بستر متفاوت تاریخی، سیاسی و مذهبی نگاشته شده‌اند، از دقائق اصلی این نوشتار است.

بازشناسی بندر خورشیف و اهمیت آن در عصر اتابکان و ایلخانان

صفحه 81-98

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73431

علی رسولی

چکیده شبه‌جزیرة بوشهر در دوره‌های مختلف تاریخی از طریق بندرهایی چون لیان، ریشهر و بوشهر ارتباطات دریایی را در میانة ساحل شمالی خلیج‌فارس تسهیل کرده است؛ اما به نظر می‌رسد در فاصلة سده‌های ششم ﻫ.ق تا هشتم ﻫ.ق این نقش به بندری تازه به نام خورشیف واقع در دماغة شیف منتقل شده است. پژوهش حاضر به بررسی پیدایش، کارکردها و زوال این بندر پرداخته است. این بررسی نشان می‌دهد که بندر خورشیف در سدة ششم ﻫ.ق در نتیجة موقعیت مناسب جغرافیایی آن در پیوند با شیراز، کازرون و خلیج‌فارس ایجاد شد. سپس در سدة هفتم ﻫ.ق و اوایل سدة هشتم ﻫ.ق، این شهر در برقراری ارتباط میان فارس و جنوب عراق، دفاع از جزیرة کیش و گسترش طریقت مرشدی نقش مهمی ایفا کرد. سرانجام به‌واسطة ناامنی در نواحی جنوبی کشور و جابه‌جایی مرکزیت قدرت دریایی خلیج‌فارس به هرموز نو (جرون)، خورشیف دچار زوال شد. یافته‌های مزبور اهمیت جغرافیایی دماغة شیف را یادآوری کرده و بخشی از خلأ دانش موجود پیرامون فعالیت‌های دریایی در حول‌وحوش شبه‌جزیرة بوشهر در سده‌های میانة ایران را برطرف می‌کند.

آئین چاووش‌خوانی در استان هرمزگان

صفحه 99-115

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73432

سهراب سعیدی، علی‌محمد پُشت‌دار، حسین قاسم‌پور مقدم

چکیده بانگ چاووش در هرمزگان نوائی است عرفانی و روحانی که برای دعوت مردم به محافل و مجالس دینی و یا به زیارت رفتن از آن استفاده می‌نمایند و آن این گونه است که  ملای چاووش خوان بر بلندی رفته ودر حالی که دست بر بناگوش گرفته با آهنگ و صوتی دلنشین اشعاری را در مدح و منقبت امامان می‌خواند. در گذشته بانگ چاووش خوان مردم را مطلع می‌کرد که در آن شب مجلس منبر و وعظ برگزار می‌شود و همین طور این چاووش در حکم اعلان خبر هم بوده است. چاووش خوان بسته به نوع سفری که زائر می‌رود اشعاری را می‌خواند و مردم برای بدرقه و حلالیت خواهی به دیدارش می‌روند و زیارت قبول می‌گویند. آئین چاووش‌خوانی نیز یکی دیگر از آئین‌های مذهبی استان هرمزگان است که در این استان - با توجه به نسخه‌های خطی از مرحوم ملا منصف و مرحوم حسینعلی قضائی علیایی – حدود 300 سال سابقه دارد و در حال حاضر هم اجرا می شود.این مقاله با روش تحلیل محتوا و با استفاده از ابزار کتابخانه ، آئین چاووش خوانی در هرمزگان را معرفی می‌کند.

کاوش باستان‌شناختی در محل کاخ جهان‌نمای اصفهان

صفحه 117-135

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73433

علی شجاعی اصفهانی

چکیده کاخ جهان­نما از بناهای شاخص دوران شاه عباس صفوی در ابتدای خیابان چهارباغ بود که توسط ظل­السلطان در سال 1314 قمری تخریب گردید. بنا بر اسناد تصویری و نوشتاری به عنوان یک کاخ دروازه مشابه با کاخ عالی­قاپو، ورود به خیابان چهارباغ را برای اهل دربار ممکن می­ساخت. با توجه به مشخص بودن محدودۀ آن، شناسایی محل دقیق و چگونگی ساخت و تزیینات کاخ در فصل اول کاوش (اسفند 1393 تا اردیبهشت 1394) مد نظر قرار گرفت. به این ترتیب مشخص شد هشت پایۀ سنگی که بخشی از کاخ روی آنها قرار داشته بود محدودۀ شمالی ـ جنوبی آن را مشخص می‌کنند، همچنین شواهد مربوط به تزیینات بیرونی و داخلی کاخ و بخش‌هایی از کف‌پوش شمال کاخ تا حدودی وضعیت این بنای مربوط به قرن یازدهم هجری قمری را بازگو می‌کند. فهم محل دقیق شروع خیابان چهارباغ که بعد از کاخ شروع می‌شده است، طول شمالی ـ جنوبی کاخ و شواهد قبل از دورۀ صفوی و حتی قبل از اسلام نشان از اهمیت محوطه در مرکز شهر اصفهان دارد. در مطالعۀ اخیر تلاش شد تا با انطباق اسناد و منابع مکتوب، کاوش‌های میدانی و مطالعات آزمایشگاهی بتوان شناخت جامعی از این بخش دولت‌خانۀ صفوی و شهر اصفهان به دست آورد. به­علاوه بررسی کنونی خبر از آن دارد که با وجود تخریب گستردۀ آثار در بعد از دورۀ صفوی و نوسازی­های شهری دوران اخیر، همچنان بر پایۀ مدارک باستان­شناسی و انجام باستان‌شناسی شهری می­توان شواهد قابل قبولی از گذشتۀ شهر به دست آورد که در فهم و شناخت آن راهگشا است و در منابع مکتوب نشانی از آنها یافت نمی‌شود.

بازتاب ادب فارسی و عرفان اسلام ـ ایرانی در اشعار الکساندر کوسیکوف

صفحه 137-155

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73434

زینب صادقی سهل آباد

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر معطوف به بررسی مضامین عرفانی و اسلامی ـ ایرانی در آثار الکساندر کوسیکوف، شاعر سدۀ بیستم روسیه است. کوسیکوف از آن دسته شاعرانی است که در ایران کاملاً مورد بی­توجهی قرار گرفته است، در حالی­که میزان تأثیرپذیری وی از عرفان، فرهنگ و ادبیات ایران و مشرق زمین کاملاً قابل توجه است. مطالعۀ توصیفی و تحلیلی آثار «سجادۀ مروارید»، «اسکندرنامه»، «البراق» و پاره­ای دیگر از تصنیفات وی، حاکی از تأثیرپذیری و همنوایی وی با عرفان اسلامی ـ ایرانی است. طرح مفاهیم قرآنی و اسلامی، مضامین و بن­مایه­­های عرفانی ادب فارسی، اقتباس از سبک شعری و کاربرد واژه­های فارسی در آثار کوسیکوف از جملۀ این تأثیرات بوده­اند. تجلی بن­­مایه­های عرفانی ادبیات فارسی بر اشعار الکساندر کوسیکوف، بیانگر ژرفای تأثیر عرفان و ادب ایرانی بر ادبیات و اندیشۀ شاعران سرزمینی دیگر و مایۀ مباهات هر ایرانی است و توانایی شاعر و عمق نگاه او را در ایجاد جهانی با گفتمان چند سویه و ایجاد پل بین تمدن­ها و گفتگوی فرهنگ‌ها می­نمایاند و از سویی دیگر نمایانگر قدرت نفوذ اندیشه­های اسلامی و عرفانی در ملل دیگر است.

تحلیلی بر تاریخ‌نگاری و تاریخ نگری قاضی بیضاوی

صفحه 157-172

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73435

محمد کشاورز بیضایی

چکیده نظام التواریخ اثر موجز قاضی ­بیضاوی در دورۀ مغولان، با وجود موقعیت مهم زمانی و همچنین مستندات مکرر مورخان بعدی به آن، از سوی مورخان و نویسندگان متأخر چندان مورد توجه نبوده و حتی منجر به ابراز نظرهای دوگانه دربارۀ آن شده است. در این جستار با روشی تحلیلی ـ توصیفی، ویژگی­های معرفت تاریخی قاضی بیضاوی در نظام التواریخ و در عین حال میزان توفیق آن مورد بررسی قرار گرفته است. یافته­های این پژوهش حاکی از آن است که عوامل و ویژگی­هایی نظیر اعتقادات کلامی وی به خصوص گرایش به مذهب کلامی اشعری، جایگاه وی به عنوان قاضی­القضات و مفسّر قرآن بر اساس همان نگاه اشعری، منجر به اولویت فقه، کلام و تفسیر بر تاریخ در دستگاه معرفتی و مبادی اندیشه­ورزانۀ وی شده و دانش تاریخ نتوانسته است حضوری اصیل در نظام فکری وی داشته باشد. با این حال ویژگی­هایی در تاریخ‌نگاری بیضاوی وجود دارد که مهم­ترین آن­ها را به قرار زیر می­توان برشمرد: تعلق خاطر به گذشتۀ فارس به عنوان زادگاه خویش، باور به امر قدسی در تاریخ، مشیّت باوری، توجّه به تاریخ به مثابۀ ابزاری انتفاعی در خدمت شریعت (خیر دنیا و عقبی)، غلبۀ توصیف بر تحلیل، پاکیزه­نویسی و گرایش به زبانی ساده و ایضاحی.

برخی بازتاب های هندواروپایی -sel* و صورت های گسترنددارش در ایرانی

صفحه 173-192

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73436

علی مصلحی مصلح‌آبادی، زهره زرشناس

چکیده تلاش‌های زبان‌شناسان برای ریشه‌یابی واژه‌‌های زبان‌های ایرانی پیشینه‌ای طولانی در ایران و کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهای اروپایی، دارد و پیش‌رفت‌های اخیر در باب مطالعات تاریخی و تطبیقی زبان نیز به دقت بیش‌تر در این زمینه و پیش نهادن نظرهای تازه در کنار بازنگری نظرهای پیشینیان منجر شده‌است. در این پژوهش، سعی شده که با بهره‌گیری از روش‌های مطالعات تطبیقی زبان‌های هندواروپایی و تلفیق آنها با دانسته‌های موجود از زبان‌های ایرانی، بخشی از واژه‌های گنجینة زبان‌های ایرانی بررسی و با نیای هندواروپایی آغازین آنها مرتبط شود. برای این منظور، با روش تطبیقی و «معنا-تباره‌شناختی»، نخست تلاش می‌شود که ریشه‌ای مادر در هندواروپایی آغازین بازسازی و سپس با بهره‌گیری از سوابق شناخته‌شده از موارد گسترندافزایی به ریشة مادر و بررسی سوابق این ریشه‌های گسترنددار در ایرانی، برای برخی از واژه‌هایی که تا کنون ریشه‌ای برای آنها داده نشده، نیایی درخور معرفی شود و برای برخی دیگر نیز ریشه‌هایی جای‌گزین پیش‌نهاد گردد. در اینجا به بررسی ریشة مادرِ *sel- و بازتاب‌های آن در برخی از زبان‌های ایرانی پرداخته می‌شود و در این میان هم‌تبارهای آنها در زبان‌های دیگرِ هندواروپایی نیز به‌صورت ضمنی معرفی می‌شوند.

بازنمایی مسائل اجتماعی ایران در اسناد دیوان عدلیه اعظم، آغاز سده 14 / 20

صفحه 193-213

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73437

شهرام یوسفی فر

چکیده مطالعات مسائل اجتماعی در ایران، بر موقعیت امروز تمرکز دارد و به دلایل مختلف از رهیافت‌های تاریخی به دور مانده است. از سدۀ 13/19 در اثر تماس‌های گسترده ایران با غرب، بسیاری مسائل اجتماعی کلان اجتماعی به وجود آمده و برخی از آن‌ها، در تولید ساختارها و مناسبات اجتماعی نقشی سرنوشت‌ساز ایفا کردند، ازاین‌رو فهم همه جانبه مسائل کلان اجتماعی امروزی نیازمند درک پیچیدگی‌ها و تطور مسائل تاریخی تا به امروز است اما نیل به این امر کار دشواری است؛ چراکه در چگونگی شناسایی و وصف مسئله‌های تاریخی هر دوره، به شدت تحت تأثیر نظام اندیشه‌ای قدرت سیاسی و اجتماعی زمانه خود قرار دارد. در این پژوهش با تکیه بر یک سنخ منبع، حاوی داده‌های منحصر به فرد از چالش‌ها و مسائل اوایل سدۀ 14/20 ایران، مقوله‌بندی از مسائل اجتماعی ارائه می‌شود. اسناد بایگانی دیوان عدلیه اعظم بنا به ماهیت حقوقی و قضایی آن، مجموعه‌ای از داده‌هایی را به دست می‌دهد که به این پرسش پاسخ خواهد داد که در دورۀ مورد نظر چه مسائل کلان اجتماعی وجود داشت؟ این پژوهش با روش و رویکرد تحلیل داده‌ها به شیوۀ کیفی و استخراج داده‌ها و مقوله‌بندی آن‌ها از متون مورد نظر، انجام شد و در این مرحله تمرکز بر شناسایی و مقوله‌بندی مسائل کلان اجتماعی بود. تحقیق نشان داد چالش‌های اقتصادی و حقوقی ـ قضایی، اصلی‌ترین مسائل کلان اجتماعی در جامعه ایران در آغاز سدۀ 14/20 بود.