دوره و شماره: دوره 10، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 1-280 
تعداد مقالات: 13

بررسی و تحلیل نقش طاووس در جُل های قشقایی

صفحه 1-23

https://doi.org/10.22059/jis.2020.301952.840

محمد افروغ

چکیده جل­ اسب، یکی از مهم­ترین و ضروری­ترین دست­بافته­های عشایر قشقایی است که از زمان حضور اسب در جامعه ایلی، همواره مورد توجه و استفاده بوده است. در این بافته، بافنده علاوه بر سعی در ارائه جلی با دوام و کیفیت بالا، اهتمامی ویژه به بُعد زیباشناختی (نقش و رنگ) آن داشته ­است. از این رهگذر، هم­نشینی دو عنصر تجسمی نقش و رنگ در جل­های قشقایی، آن­را به یک اثر هنری بومی و عشایری (کاربرد جل­ها به­واسطه تغییر شیوه زندگی، منسوخ‌شده است)، تبدیل نموده­است که امروزه زینت­بخش مجموعه­ها و موزه­های مشهور جهان است. این مقاله بر آن است تا جل­های نقش طاووسی را از منظر زیباشناختی بررسی، تحلیل و معرفی نماید. از این­رو، تعداد سی جل از منابع مختلف جمع­آوری و مورد مطالعه قرار گرفت. یافته­های پژوهش چنین است: نقوش در نمونه­های انتخابی به چهار طبقه جانوری (حیوانات و پرندگان)، انسانی، گیاهی و اشکال هندسی تقسیم می­شود که از این میان نقوش جانوری و به‌طور خاص نقش پرنده طاووس در برگه‌های متنوع، بیش­ترین حضور را هم به­صورت تک‌نگاره و هم به­صورت تکرار در قالب نوارهای افقی، در زمینه جل­ها دارند. هم­چنین تعداد رنگ­های به­کار رفته در این بافته­ها بین 8 الی 12 رنگ است که عبارت است از قرمز، آبی، سرمه­ای، سبز، زرد، نارنجی، عنابی، سیاه، سفید، خرمایی، قهوه­ای باز و سیر. هم­چنین فن بافت جل­ها، سوزنی و قالی بری (ترکمن نقش) است. این پژوهش از نوع بنیادین و روش تحقیق از نوع تحلیلی ـ توصیفی  است. شیوه گردآوری داده­ها نیز توأمان به­صورت کتابخانه­ای و میدانی، جستجو در موزه­ها و مجموعه­های معتبر، بوده است.

نظام دیوان سالاری فارس در دورۀ افشاریه (احیاء و اصلاح)

صفحه 25-44

https://doi.org/10.22059/jis.2020.280055.671

احمد بازماندگان خمیری

چکیده ا
ایالت فارس در طی اعصار تاریخی خود، تأثیر بسزایی در ساختار سیاسی و دیوان­سالاری ایران داشته است و گاهی دیگر ایالات ایران نیز از آن تأثیر می­پذیرفتند. در دورۀ نادرشاه­ افشار این ایالت شاهد دگرگونی و تغییراتی در ساختار دیوان­سالاری خود بود. این دگرگونی روند و رویکرد جدیدی را در این ساختار به وجود آورد. پرسش­های اصلی این هستند که چرا نادرشاه این تغییرات را به وجود آورد؟ چه مناصبی در این دوره از اهمیت برخوردار بودند و کارکرد آنها چه بود؟ چرا این تغییرات نتوانستند به فارس ثبات ببخشند؟ روش به کار رفته در این مقاله، تحلیلی- توصیفی بر مبنای تحقیقات کتابخانه­ای و اسنادی است و تلاش شده تا از اسناد و فرمان­های کمتر شناخته شده­ استفاده شود. این بررسی نشان داد که هدف نادرشاه همچون دیگر کنشگران سیاسی، اعمال قدرت به بهترین وجه ممکن بر جامعه و نیروهای موجود در آن بود. او کوشید تا با احیاء و اصلاح مناصب اداری، نفوذ سیاسی و اقتصادی دولتش در فارس را بیشتر کند. به دلیل وجود رقابت­های منطقه­ای و حضور پرنفوذ کنشگران سیاسی محلی، بسیاری از این اصلاحات ناکام ماند.

واکاوی سکه های باوندی نمونه ای از سکه های امرای شیعی در ایران

صفحه 45-63

https://doi.org/10.22059/jis.2020.298354.804

محرم باستانی، حسن کریمیان

چکیده سکه­ها راست‌گوترین اسناد با ارزش بشری هستند که از دیرهنگام در ادوار تاریخی برای ثبت و ضبط وقایع از آن بهره می برند و در طول ایام این وسیله ارزشمند مطابق شرایط زمانی و مکانی تغیر و تحولات اساسی در  جنس فلز، وزن، عیار، خطوط و نقوش و شعارها و از همه مهم‌تر تاریخ و محل ضربشان به وجود آمده است. این شئی ارزشمند تاریخی  اطلاعات بسیاری  مؤثری در حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زبانی، دینی و مذهبی را در خود دارد که تعمق و تفحص در آن می تواند ابهامات زیادی در حوزه های متعدد  برای محققان، دانش‌پژوهان، مورخین و باستانشناسان، جامعه شناسان و محققان علوم اجتماعی را روشن سازد و آنان  با مسلح شدن به این وسیله با ارزش برخی از پیچیدگی برآمدن یک حاکمیت و شکست آنان در عرصه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زبانی، دینی و مذهبی  تبیین نماید. از جمله خاندان­های حکومتگر شیعی مذهب که در ایام حاکمیت عباسیان  بر ایران برای اعتبار بخشی به حاکمیت خود اقدام به ضرب سکه کردند تا حقانیت حکومت و اقتدار را به رخ حاکمان قدر قدرت، سایر امرای محلی و منطقه­ای  بکشند خاندان باوندیان است. سکه های باوندی با توجه به شاخص­های آن از ویژگی های خاصی نسبت به سایر سکه­های ضرب شده معاصر خود برخوردار است و  به نحوی جنبه­های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زبانی، دینی و مذهبی حاکمیت باوندی را در بر­می­گیرد که بررسی آن می تواند برخی از ابهامات و پیچیدگی های این دوره از تاریخ ایران مشخص کند. از این رو  مقاله حاضر درصدد است با طرح این سوال؛ چرایی و چگونگی ضرب سکه‌ فرمانروایان باوندی در دورۀ حاکمیت عباسیان بر ایران به چالش بکشد؟ اینکه خاندان حکومتگر باوندی به تعبیت از کدام یک از حکومت های محلی و منطقه ای برای اثبات حاکمیت خود اقدام به ضرب سکه­ کرده است و در این حوزه تا چه حدی توانسته در آن پیشرفت حاصل کند.

بررسی مثل‌واره‌ای منتسب به سعدی و وصّاف

صفحه 65-80

https://doi.org/10.22059/jis.2020.285671.699

جواد بشری

چکیده در برخی کتب نثر اواخر سدۀ هفتم و اوایل سدۀ هشتم و پس از آن، به کلام موزونی با کارکردی مثل‌گونه استشهاد شده که شباهت زیادی به مصرعی از سروده‌های سعدی دارد؛ در حالی که در تاریخ وصّاف، این مصرع به مؤلف تاریخ، انتساب یافته است. در این گفتار با نگاهی چندوجهی ابتدا ضبط تعدادی از دستنویس‌های کلیات سعدی در موضع مربوط به مصرع مزبور بررسی خواهد شد، سپس فقره‌ای از تاریخ وصّاف که این مصرع را در خود جای داده با مقایسۀ دستنویس‌هایی از آن به اتقان خواهد رسید. فرض نهایی دربارۀ این مصرع مثل‌گونه آن است که سعدی و وصاف مثل مشهوری را دستآویز هنرنمایی خویش قرار داده و اوّلی با تغییری جزئی در ابتدای آن و دومی به شکل دست‌نخورده آن را تضمین و برداشت کرده‌اند. استفادۀ یکی از کتب نثر از این مصرع (رسالۀ فریدون سپهسالار) که همزمان با وصاف یا حتی پیش از او نگاشته شده، به نتیجه‌گیری اخیر یاری می‌رساند. ازاین‌رو نمی‌توان این مصرع را متعلّق به وصاف دانست، بلکه حدس قریب‌به‌یقین آن است که او نیز مثل مشهوری را که پیش از او در افواه رواج داشته در کلام خویش تضمین کرده و آن را به نام خود زده است.

نیاکان اوست‌ها: (آلان‌ها، آس‌ها و اوس‌ها در مسیر تداوم و تحول؛ بر پایۀ منابع تاریخی ایرانی)

صفحه 81-102

https://doi.org/10.22059/jis.2020.301706.836

سید مهدی حسینی تقی آباد

چکیده اوست‌ها در مرکز کوهستان بزرگ قفقاز در دو سوی گذرگاه داریال ساکن هستند. شماری مسلمان و شماری مسیحی‌اند. نتایج پژوهش‌های علمی و خودآگاهی هویتی اوست‌ها حاکی از خویشاوندی آنان با ایرانیان است و تبار ایشان‌را در زنجیره‌ای از سکاها، سرمت‌ها، آلان‌ها و آس‌ها و سرانجام اوس‌ها و اوست‌ها ترسیم می‌کند. آلان‌ها و آس‌ها که پیشینۀ آنها به سده‌های واپسین پیش از میلاد بازمی‌گردد، متأخرترین نیاکان اوست‌ها‌ محسوب می‌شوند، مردمانی‌که حضور یافتن‌شان در سرحدات شمالی ایران، آنها را برای ایرانیان واجد اهمیتی درخور ساخت. در مقالۀ حاضر به جستجوی بخشی از زنجیرۀ نیاکان اوست‌ها، یعنی آلان‌ها و آس‌ها و تحول این نام‌ها در کتیبه‌ها و مکتوبات به‌جا مانده از دوران ایران پیش از اسلام و همچنین آثار چاپ‌شده تاریخ‌نویسان، سفرنامه‌نویسان، اندرزنامه‌نویسان و شاعران ایرانی به زبان فارسی تا دورۀ قاجار پرداخته می‌شود. یافته‌های این پژوهش حاکی از تطابق بزنگاه‌های حیات نیاکان اوست‌ها و تحول نام‌های ایشان در منابع ایرانی با نتایج پژوهش‌های تاریخی به زبان‌های مختلف و دستاوردهای باستان‌شناسی و زبان‌شناسی است.

خارک و خاراسن؛پیشنهاد و بحثی درباره انتساب دو گورصخره‌ای‌ بزرگ و نام جزیرۀ خارک

صفحه 103-124

https://doi.org/10.22059/jis.2020.301768.837

احمد حیدری

چکیده جزیرۀ خارک یکی از جزایر مهم خلیج­فارس است که در طول تاریخ به علـت قرار گرفتـن در مـسیر راه­های تجاری دریایی موردتوجه بوده و آثار تاریخی متعدد و متنوعی در خود جای داده است. مدارک تاریخی و باستان­شناسی نشان می­دهد که این جزیره در دوره اشکانی و ساسانی مسکون بوده و یک پایگاه تجاری و مذهبی مهم به شمار می­رفته است. از جمله آثار برجسته جزیرۀ خارک، دو گورصخره­ای منسوب به تجار پالمیری است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که این دو گور متعلق به چه کسانی بوده و چه رابطه­ای بین نام جزیرۀ خارک، با ایالت خاراسن وجود دارد؟ نتیجه این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام‌شده نشان می­دهد که نام جزیرۀ خارک از واژۀ خاراسن (خاراکن) گرفته‌شده و دو گور­ صخره­ای بزرگ جزیرۀ خارک، برخلاف نظر رایج، متعلق به تجار پالمیری نیستند. با توجه به نقوش برجسته، فرم و ساختار دو آرامگاه، به‌احتمال گور شرقی متعلق به آنانیاس و گور جنوبی با توجه به نقش فرد لمیده بر تخت که نشان­دهنده مقام عالی­رتبه­ای در حد یک پادشاه است، متعلق به مهرداد (شاهزاده اشکانی و حاکم ایالت خاراسن) بوده است. نام جزیرۀ خارک نیز به مناسبت دفن دو پادشاه یا مقام عالی­رتبه خاراسن، از واژه خاراسن یا خاراکن (به معنای قلعه)گرفته شده است.

دست‌نویس کلیات نزاری قهستانی در کتابخانۀ چوروم حسن‌پاشا و اهمیت آن در تصحیح و تکمیل اشعار او

صفحه 125-145

https://doi.org/10.22059/jis.2020.304233.865

مهدی رحیم پور، عسگر صلاحی

چکیده نزاری یکی از شاعران معروف فارسی در قرن هفتم و هشتم هجری است که آثار متعددی در قالب­های مختلف از او باقی مانده است. غزلیات و مثنویها و رباعیات نزاری چاپ شده‌اند، ولی سایر اشعار او، اعم از قصاید، قطعات، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند و مسمطها هنوز چاپ نشده‌اند. از طرفی در برخی نسخه‌های بازیافته کلیات نزاری ابیات دیگری هست که در نسخه‌های چاپی نیست. یکی از این نسخه‌ها، نسخة کلیات نزاری متعلق به کتابخانة چوروم حسن‌پاشا در ترکیه است که در این مقاله ضمن معرفی آن، ابیات تازه‌ای از اشعار نزاری را که در آن نسخه آمده، ولی در نسخه‌های مورد استفادة مصححان نبوده، می‌آوریم. از طرفی برخی به اختلافات مهمی که از نظر نگارندگان صحیح‌تر از ضبط‌های نسخه‌های چاپی است، اشاره کرده‌ایم. لازم به ذکر است از بین آثار منظوم نزاری، آنچه که در این مقاله مورد توجه قرار گرفته، غزلیات، سفرنامه، مثنوی روز و شب و نامه‌های منظوم اوست.

بررسی جایگاه یوز و کارکردهای آن در تاریخ ایران

صفحه 149-168

https://doi.org/10.22059/jis.2020.272317.618

فرهاد صبوری فر، رضا محمدی، علی زارعی

چکیده یوز یا یوزپلنگ از گونه‌های جانوری در خطر انقراض ایران است که نه تنها جزئی از تاریخ طبیعی این مرزوبوم به شمار می‌رود بلکه در تاریخ، فرهنگ و تمدن ما نیز نقش دارد. از همین رو پژوهش حاضر در نظر دارد تا با روشی تحلیلی ـ توصیفی و با استفاده از منابع و مآخذ تاریخی، به جایگاه یوز در تاریخ ایران بپردازد و به این پرسش بنیادی پاسخ دهد که این گونه جانوری چه جایگاه و کارکردهایی در تاریخ ایران داشته است؟ یافته‌های پژوهش حکایت از آن دارد که در تاریخ ایران از یوز به عنوان حیوان شکاری در مراسم شکار و بزم و رزم استفاده می‌شده و در پاره‌ای از موارد به عنوان هدیه و کالایی ذی‌قیمت به دربار شاهان ارسال می‌گردیده است. حتی در دوره‌ی مغول یوز را به عنوان مالیات ثابت از ولایاتی که این گونه جانوری در آن می‌زیست، دریافت می‌کردند. علاوه بر این ادبیات منثور و منظوم ما از یوز تأثیر پذیرفته و در امثال و اشعار، به یوز اشارات فراوانی شده است.

مناسبات افشارهای خمسه و حکومت قاجار (مدلی از تعامل دولت مرکزی با خاندان‌های محلی حکومتگر)

صفحه 169-188

https://doi.org/10.22059/jis.2020.304932.875

رسول عربخانی، حسن اسماعیلی

چکیده منطقۀ زنجان یا خمسۀ قدیم از قرون میانه ایران تا به امـروز به عنوان سکـونتگاه اصلی ایل افشار و تیره­های مختلف آن شناخته شده است. افشارها طایفه­ای از قوم اغوز بودند که در مسیر مهاجرت خود به ایران در مناطق مختلف از جمله زنجان استقرار یافته و در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در ادوار مختلف نقش بسزایی داشته‌اند. از دورۀ صفویه به بعد علی­الخصوص از زمان قاجار، افراد منتسب به ایل افشار به سبب برخورداری از قابلیت­های ایلی به ویژه در عرصۀ نظامی و نیز بروز پاره­ای وقایع تاریخی که بسترساز مشروعیت تاریخی برای ایل بود، توانستند نقش مهمی در حوادث سیاسی ـ اجتماعی مناطق مختلف ایران ایفا کنند. ظهور خاندان‌های حکومتگر و شخصیت‌های نظامی سیاسی تأثیرگذار از میان افشارهای خمسه از دورۀ صفویه تا پهلوی، حکایت از میزان بالای اثرگذاری آن‌ها در ساختار قدرت در ایران دارد. نحوه تعامل افشارهای خمسه با دولت قاجار به عنوان یکی از قدرت‌های محلی پرنفوذ از منظر مناسبات میان و خاندان‌های محلی، موضوعی است که این مقاله قصد دارد به آن بپردازد. موقعیت جغرافیایی و استراتژیک ولایت خمسه، نفوذ محلی و ریشه‌دار افشارهای خمسه به همراه برخی عوامل تأثیرگذار دیگر چون جذابیت­های اقتصادی و ظرفیت­های نظامی این سرزمین، نقش مهمی در نحوه شکل­دهی به مناسبات سیاسی میان افشارها و حکومت مرکزی ایران داشته است. این پژوهش، بر آن است تا با تکیه بر اصول روش پژوهش تاریخی ضمن بررسی ریشه­های تاریخی نفوذ افشارها در خمسه به تبیین مناسبات میان این خاندان با دولت مرکزی و تأثیر آن بر تحولات سیاسی عصر قاجار بپردازد.

بینش و روش در تاریخ نگاری فرصت الدوله شیرازی

صفحه 189-210

https://doi.org/10.22059/jis.2020.275263.635

محمد کشاورز بیضایی، رضا معینی رودبالی

چکیده تاریخ آثارعجم اثر فرصت­الدوله شیرازی، مورّخ، ادیب، شاعر، نقّاش، موسیقیدان و دانشمند برجسته و نوگرای اواخر دورۀ قاجار است که نویسنده در تدوین آن از بسیاری اصول نوین دانش تاریخ بهره برده است. این جستار با روشی توصیفی ـ روایی و تحلیلی، بینش و روش حاکم بر تاریخ­نگاری فرصت­الدوله­ شیرازی را در کانون توجه خود قرار داده است. یافته­های این پژوهش نشان می­دهند که فرصت در دو حوزۀ بینش و روش، به مبانی و ویژگی­های تاریخ­نگاری علمی و نوین واقف بوده و به رعایت آن در آثارعجم همت گماشته است. این ویژگی­ها عبارت‌اند از: روش کاربست تحلیل در ریشه­یابی علّی پدیده­ها و رویدادها، استعانت از کار گروهی، بهره­گیری از علوم و منابع جدید، روش میدانی و مشاهده­ای و به­کارگیری نقشه، جغرافیا، ریاضی، نقّاشی و اندازه­گیری در امر تحقیق، توجّه به دانش خطوط باستانی، پیشینۀ شهرها، اماکن و بناهای تاریخی، اجتناب از رویدادنگاری، مشیّت­گرایی، تعصب و زودباوری و به‌کارگیری سبک و نثری ساده. همچنین حاصل این پژوهش نشان می­دهد که نویسنده با وجود وفاداری به برخی شاخصه­های تاریخ­نگاری سنتی، چون: استعمال اشعار عربی و فارسی در جای‌جای متن کتاب، از حیث توجه به اصول علمی تاریخ­نگاری، طرحی نو درانداخته و تاریخی نوگرا در عرصۀ تاریخ­نگاری محلی ایران به رشتۀ تحریر درآورده است.

نظام آموزشی ارامنه جلفای اصفهان در دورۀ صفوی

صفحه 211-228

https://doi.org/10.22059/jis.2020.288503.728

محسن لطف آبادی، عطاالله حسنی

چکیده ارامنه جلفای اصفهان، در تاریخ فرهنگی ایرانِ دورۀ صفوی، نقش فعالی داشتند. آنها بعد از مهاجرت از مناطق جلفا و قفقاز و ساکن شدن در اصفهان در زمان شاه‌عباس اول، حفظ فرهنگ و هویت‌شان را از طریق نظام آموزشی در دستور کار قرار دادند. ویژگی‌ها و ابعاد آموزش و پرورش آنان و جایگاه‌شان در نظام آموزشی آن عصر، مسئله‌ای است که چندان مورد توجه و تحقیق قرار نگرفته است. این مقاله با روش تحقیق تاریخی، بر اساس داده‌های جمع‌آوری‌شده از اسناد و کتب دست‌اول، ضمن نظر داشتِ یافته‌های ادبیات تحقیق، به توصیف و تفسیر این مسئله می‌پردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارامنه جلفا برای حفظ دین و اعتقادات خود، نظام آموزشی‌شان را بر اساس سنن تعلیم و تربیتی خود پی‌ریزی کردند و از حمایت حکومت صفوی برخوردار شدند. در این زمان، کلیسا و مدارس به موازات هم امر تعلیم را بر عهده داشتند و ساختمان مدارس در محوطه کلیساها بنا شده بودند. به همین دلیل، جنبه دینی نظام آموزشی ارامنه، غلبه داشت و در کنار آن بر آموزش برخی علوم غیردینی به ویژه در زمینه تجارت نیز تأکید می‌شد. البته، وجود فرقه‌های مختلف کاتولیک در اصفهان، انگیزه رقابت بین آنها را بیشتر برجسته می‌کرد.

ایران بین «غر شماری» و « همه شمولی از بالا»: جدال برای به رسمیت شناخته شدن و مشارکت در فرایند همه شمولی از پایین

صفحه 229-252

https://doi.org/10.22059/jis.2020.278025.661

حسین مصباحیان

چکیده این نوشته در گام نخست خود سعی کرده است، به ساخت گشایی غرشماری، مفهومی آشنا در فرهنگ سرزمین­مان ایران، بپردازد تا از طریق آن نشان دهد که اگر وجه مستور و پنهان این مفهوم دیده شود، برجسته گردد و امکانات رهایی‌بخش آن آزاد شود، می‌تواند از مفهومی سلبی و ناظر بر «بیرون بودن از شمار آدمی» به مفهومی ایجابی و ناظر بر مشارکت‌کننده‌ای فعال در «فرایند همه‌شمولی از پایین» تغییر مکان دهد و در برابر «ادعای همه‌شمولی از بالا با محوریت اروپا» قرار گیرد و سهمی راستین در ساختن تمدن انسانی ایفا کند. از این‌رو نوشته سعی کرده است وجه مغفول غرشماری را در برابر وجه پیدای این مفهوم قرار دهد و از دعوت برای مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن سخن بگوید. با وام گرفتن مفهوم دشوار «در راه» دریدا در کتاب اشرار: دو رساله درباره عقل و به کار گرفتن آن در متن و زمینه‌ای کاملاً متفاوت مقاله بحث کرده است که غرشماری توسط منطقی خود ایمن حفظ می‌شود. گرچه درست است که غرشماری همواره توسط منطق خودش از درون تهدید می‌شود، ولی واجد ذخایری است که می‌تواند از خود در مقابل تهدیدات دفاع کند و چون چنین است همواره می‌تواند بماند، بپوید و در راه باشد.این راه «در راه»، راهی که نه با پذیرش ادعای همه‌شمولی از بالا به غرشماری تن در می‌دهد و نه با پذیرش غرشماری، خود را از تحولات جهانی برکنار نگاه می‌دارد، راه همه‌شمولی از پایین خوانده‌شده است.

نقد نظریه تاریخ نگاری فریدون آدمیت دربارۀ نهضت مشروطه

صفحه 253-270

https://doi.org/10.22059/jis.2020.289518.735

نورالدین نعمتی، راحیل عسگری، سیامک رفعیی

چکیده مشروطیّت، یکی از مهم­ترین حوادث تاریخ ایران است. بستری برای ایجاد شکافی عظیم، میان مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران؛ اگرچه این جنبش، پس از طی کردن فراز و نشیب­های بسیاری، از اهداف اولیه خود فاصله گرفت. به دلیل اهمّیّت بالای این برهه از تاریخ، نظر مورّخان و تحلیل‌گران بسیاری به‌سمت جنبش مشروطه جلب شده‌است. در بین مهم­ترین تحلیل­گران این دوره، فریدون آدمیت دارای جایگاه ویژه­ای است. در این مقاله ضمن بررسی نگاه انتقادی فریدون آدمیت به جنبش مشروطه، اندیشه‌ها و دیدگاه­های او را در آثارش نشان داده می‌شود. عوامل و دلایل شکل‌گیری جنبش مشروطه و مسیر حرکت را از دیدگاه او، مورد بررسی و تلیل قرار خواهد گرفت. هم‌چنین در اظهارنظرهای وی دربارۀ وقایع مختلف به جست­وجوی مشرب فکری و جهت‌گیری‌های سیاسی­اش نیزپرداخته می­شود تا بتوان نقد وی دربارۀ جنبش مشروطه را بهتر ارائه‌داده و ابعاد آن تبیین شود. آثار آدمیت، معمولاً کمتر مورد نقد و بررسی قرار گرفته­اند و بیشتر، به جهت تحلیل­های جامع وی، تحسین و تشویق شده­اند. ضرورت ایجاب می­کرد پژوهشی با محوریّت آثار آدمیت، به نقد اندیشۀ او و تاریخ‌نگاری وی انجام شود.