دوره و شماره: دوره 14، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-147 
تعداد مقالات: 7

بررسی مدح حضرت علی (ع) در اشعار «عثمان کمالی» شاعر ترک تبار

صفحه 1-23

https://doi.org/10.22059/jis.2023.354393.1181

حمیرا زمردی، بولنت آکداغ

چکیده در این پژوهش به آثار شاعر ترک‏ت بار عثمان کمال افندی معروف به عثمان کمالی می‏ پردازیم. وی از مریدان باواسطه‌ی مولانا جلال‌الدین رومی و حافظ قرآن بود. آشنایی مولانا با علوم عقلی و نقلی، ادبیات، فقه، حدیث، تفسیر قرآن و سخنان حضرت علی (ع) زمینه‏ ساز شکل‏ گیری زیباترین اشعار مدح حضرت علی (ع) در زبان فارسی شده است و همین اثرگذاری سبب شده است اشعار عثمان کمالی نیز در قالبی روح ‏نواز سروده شوند و به ‏شکل عشقی حقیقی به آل علی (ع) نمود یابند. اهمیت پژوهش حاضر معرفی شاعری است که از بیان عشق خود به اهل بیت باکی نداشته و هدف پژوهش، بررسی میزان اثرپذیری اشعار عثمان کمالی از مولاناست. روش پژوهش کتابخانه‏ ای بوده و از مصاحبه نیز در بخشی از پژوهش استفاده شده است. چارچوب نظری پژوهش تحلیل گفتمان با تکیه بر آراء فرکلاف (2001) می‏باشد. بر اساس یافته‏ های پژوهش؛ شعر کمالی به ‏لحاظ درون‏مایه و معنا از شعر مولانا تأثیر پذیرفته است و می ‏توان گفت بحر اشعار نیز نزدیک به مولانا است. برخلاف اشعار مولانا که ضمایر شخصی و غیرشخصی را در خود جا داده ‏اند، ضمایر در اشعار کمالی به ضمایر شخصی محدود می‏ شوند. موضوع برجسته ‏ی دیگری که در اشعار عثمان کمالی به چشم می‏ خورد، استفاده از تلمیح در اشعار وی است. وی تقریبا در تمام اشعار خود، به روش مولانا، از آیات و احادیث و حتی اشعار مولانا به شکل تلمیح استفاده کرده است.

قیاس هویت Manu در داستان لاک پشت و دو غاز پنچتنتره با «انسان کامل» ابن عربی، بر اساس فلسفۀ خالده

صفحه 24-42

https://doi.org/10.22059/jis.2023.354945.1185

سمیه مشایخ، زهره زرشناس

چکیده متون سغدی بر اساس موضوعات متفاوتی دسته‌بندی می‌شوند. می‌توان تمثیل‌های سغدی را به عنوان یک ژانر ادبی در میان آنان تقسیم بندی کرد. وارنر برونو هنینگ از محقیقین پیشگامی بود که ردّپای داستان‌های پنچتنتره را در تمثیل‌های سغدی یافت. یکی از خصیصه‌های این متون روایتی موجز از اصل داستان است. نسخۀ SI 5704 به عنوان روایت کوتاه سغدی از داستان سیزدهم، تنترۀ اول پنچتنتره، یعنی «داستان لاک-پشتی که از چوب افتاد» مشخص شد. در داستان سنسکریت ویشنوشرمن، یک برهمن هشتاد ساله، که نویسندۀ اصلی داستان است سخن حکیمانه‌ای را از فردی به نام "منو" نقل می‌کند که در متن سغدی نیامده. در زبان‌های هند و ژرمن او نمونۀ نخستین انسان است و معنی نام او بین «انسان» و «مرد» در نوسان است. همچنین چهارده حاکم اساطیری به نام منو، بر زمین حکم می‌رانند که نام هر یک «منو» است. مونیر ویلیامز معادل «انسان کامل» را برای منو، در واژه نامۀ خود می‌آورد. این جستار تلاش دارد تا شخصیت "منو" را با انسان کامل ابن عربی بر اساس فلسفۀ خالده، که معتقد است برخی موضوعات در ادوار مختلف در فلسفۀ تاریخ جاری، مشترک و قابل تشخیص هستند را قیاس کند. این جستار تلاش دارد با بررسی هر پرسش و تحقیق درمورد آن به پرسش‌های فوق پاسخ دهد:1- بررسی هویت منو. 2- ریشه‌شناسی منو در زبان‌های هند و ژرمن چیست؟ 3-کدام متون سنسکریت هویت او را تأیید می‌کنند؟ 4- آیا نمونۀ دیگری دارد؟ 5- چه چیز او را با انسان کامل مرتبط می‌کند؟

از زوپیر تا شاه نصرانی گداز؛ بن مایۀ نیرنگ در چهار روایت تاریخی و ادبی

صفحه 43-58

https://doi.org/10.22059/jis.2023.361312.1205

محمود فضیلت، عبدالرضا سیف، آراد غلامی

چکیده ادبیات از آن رو که تجلی گاه و بازتاب دهندۀ واقعیت های زندگی و آرمان های انسان است، پیوسته تحت تأثیر تاریخ قرار می گیرد؛ از این رو، می توان ریشۀ بسیاری از داستان ها و روایت های ادبی را در حوادث و روایت های تاریخی جست و جو کرد. در این پژوهش، بر چهار روایت تاریخی و ادبی که نوع خاصی از نیرنگ و فریب که با آسیب رساندن به خود همراه است، بن مایه یا موضوع مکرر آن ها به شمار می آید، تمرکز می کنیم: روایت تاریخی زوپیر مربوط به عصر هخامنشی، روایت تاریخی رزم پیروز با هپتالیان مربوط به دوران ساسانی، داستان زاغان و بومان در کلیله و دمنۀ بهرام شاهی و داستان شاه نصرانی گداز در دفتر نخست مثنوی معنوی. در راستای به دست دادن یک دید جامع، در ابتدا خلاصه ای از هر یک از این چهار روایت بیان می نماییم (سطح توصیفی پژوهش) و سپس به تبیین اشتراکات و افتراقات آن ها می پردازیم (سطح تحلیلی پژوهش). گردآوری داده ها در پژوهش حاضر، متناسب با موضوع و روش آن، به شیوۀ کتابخانه ای صورت پذیرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهند که توطئۀ اصلی در این چهار روایت یکسان است؛ اما پردازش آن ها متفاوت است. افزون بر این، می توان روایت تاریخی زوپیر را منبعی کهن برای سه روایت دیگر دانست؛ منبعی که تا کنون مورد غفلت واقع شده است.

سیاست های زمین‌داری حکومت قاجاریه در زنجان براساس نظریه دولت پاتریمونیال ماکس وبر

صفحه 59-80

https://doi.org/10.22059/jis.2023.352114.1170

حسن رستمی، عباس قدیمی قیداری

چکیده در سال‌های مشروطه ولایت خمسه با مرکزیت زنجان از کانون‌های بحرانی کشور بود و به‌دلیل نزدیکی به شهرهای تهران و تبریز، سال‌های ناآرامی را سپری کرد. در این بین علاوه بر بحران‌های سیاسی در کشور، دشمنی خوانین خمسه (جهانشاه خان امیرافشار و ذوالفقارخان اسعدالدوله) بر سر تصاحب زمین‌های یکدیگر، نابسامانی‌های فراوانی را در سطح جامعه موجب گردید. این ستیزه‌ها بی‌تأثیر از سیاست‌های زمین‌داری دولت قاجاریه در دوره های ناصری و مظفری نبود. بنابراین مسئله اساسی این تحقیق، نسبت الگوی حکمرانی دولت قاجارها با رقابت‌ها و ستیزه‌های خوانین زمیندار زنجان بر اساس نظریۀ دولت پاتریمونیال ماکس وبر است. به‌نظر می‌رسد با توجه به تداوم ساختار سیاسی قاجاریه و گسترش دستگاه دیوان‌سالاری قاجار ها تا اواخر دوره ناصری، شاه در نقش حاکم پاتریمونیال، با توجه به سلطۀ سنتی و اختیارات نامحدود و نابسامانی‌های اقتصادی و سیاسی کشور، با فروش املاک خالصه و افزایش تیول در ایران، زمینۀ لازم را برای رقابت‌ها و اقتدار زمین‌داران فراهم ساخت. تداوم این سیاست‌های دولت قاجاریه در سال‌های منتهی به انقلاب مشروطه، موجب افزایش نفوذ زمین‌داران شد و با عنایت به ناکارآمدی نهادهای عصر مشروطه در رفع بحران زمینداری در مناطق مختلف کشور، مشکلات فزاینده‌ای در سال‌های بعد به‌وجود آورد. مقالۀ حاضر با گردآوری داده‌های کتابخانه‌ای و اسنادی، به شیوه توصیفی_تبیینی موضوع را مورد بررسی قرار داده است.

بررسی تحلیلی داستان بهرام گور در شاهنامه و هفت پیکر از منظر ادبیات تعلیمی

صفحه 81-100

https://doi.org/10.22059/jis.2024.382026.1308

منصوره شهریاری

چکیده بیشتر قهرمان‌های ادبیات غنایی، حماسی، نمایشی و تعلیمی ما دست‌پروردۀ تاریخ‌اند. یکی از این شخصیت‌ها بهرام گور است که فرمانروایی او در منابع تاریخی به زیور افسانه‌ها در منابع ادبی آراسته شده است. وی ازجمله پادشاهان ساسانی است که به‌دلیل محبوبیت مورد توجه مورخان، ادیبان و هنرمندان و... قرار گرفته است. این پژوهش با نگاه توصیفی‌تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به بررسی این شخصیت در دو حوزۀ تاریخ و ادبیات می‌پردازد؛ زیرا داستان‌های مربوط به بهرام گور در منابع تاریخی و ادبی با وجه تمایزهایی بیان شده‌ اما همۀ آن‌ها یک هدف را دنبال کرده‌اند و آن‌هم تعلیم آحاد جامعه است. این پژوهش به‌دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال است که چگونه ادیبان و مورخان و به‌طورکلی نویسندگان از داستان به‌مثابۀ ابزاری برای تعلیم می‌نگرند؟ برای تبیین این موضوع ابتدا به نگاه مورخان در باب شخصیت مذکور پرداخته و سپس شخصیت بهرام را در شاهنامۀ فردوسی و هفت‌پیکر نظامی و دیگر منابع تاریخی بررسی کرده‌ایم. یافته‌ها حاکی از آن است با وجود اینکه یک شخصیت در مرکز ثقل این پژوهش‌ها قرار دارد، نگاه متفاوت، تحلیل‌های متفاوتی را رقم زده است. زمانی که با نگاه ادبی و با استفاده از عناصر عاطفه و تخیل به متون تاریخی می‌نگریم، دیگر هدف، توصیف صرف واقعیات نیست و ممکن است شاعر یا نویسنده علاوه‌بر زیبایی‌آفرینی اهداف دیگری را نیز در اثر دنبال کند؛ چنان‌که فردوسی و نظامی در تحلیل و توصیف شخصیت بهرام داشته‌اند. در واقع با وجود تفاوت در شیوۀ بیان این دو یکه‌تاز عرصۀ قلم، آنان در مواردی از وجه تاریخی دور شده‌ و با گریز‌های تاریخی داستان‌های تعلیمی خلق کرده‌اند.

سیر اختران در مقامات حمیدی

صفحه 101-116

https://doi.org/10.22059/jis.2023.357951.1195

محمدامیر مشهدی، سارا نظام دوست

چکیده قرن ششم، اوج کاربرد اصطلاحات دانش نجوم در نظم و نثر فارسی است. یکی از برجسته‌ترین و بارزترین آثار در کاربرد اصطلاحات و اطلاعات علم نجوم در ادبیّات فارسی، مقامات قاضی حمیدالدّین بلخی (559م) است که آن را در سال 551 تألیف کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربرد علم نجوم در مقامات حمیدی به روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد که بدین سوال پاسخ دهد که حمیدالدین بلخی چگونه و با چه هدفی از علم نجوم و ابزار آن در مقامات بهره برده است؛ بنابراین تلاش نگارندگان بر آن است که با استخراج نمونه‌های به کار رفته، این اثر را از حیث موضوع یاد شده، مورد واکاوی قرار دهند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که حمیدالدین بلخی، علم نجوم را به صورت ماهرانه و با آگاهی کامل برای پرُ بار کردن و نشان دادن توانمندی خود به کار برده است و اهمیت کاربست آن در مقامات تا بدانجاست که یک مقامه (مقامۀ بیستم: طبیب و منجّم) را کامل به این بحث اختصاص داده است؛ بنابراین می‌توان ادعا کرد که بلخی با آشنایی کامل از علم نجوم، آن را به دلایل گوناگونی از جمله نشان دادن توانمندی‌های خود در به کارگیری علم نجوم و اظهار فضل و دانش، جلوه‌های خیال‌انگیزی ادبی و هنری و در نهایت به دلیل باورهای مذهبی خود به کار برده است تا بدین طریق اثر خود را به خوانندگان معرفی نماید و آن را از این جهت ممتاز نماید تا بعد از او، جاودانگی اثرش حفظ گردد.

فرهنگ چوگان‌بازان؛ واکاوی بازی چوگان در میان مردم ایران

صفحه 117-138

https://doi.org/10.22059/jis.2023.355152.1187

عباسعلی رضائی نیا، سید مهدی موسوی نیا

چکیده چوگان در فرهنگ ایرانی جایگاه بلندی دارد و از یک بازی صرف، فراتر رفته و با نظام ارزشی و فکری جامعه ایرانی پیوند خورده‌است. مطالعه و شناخت از بازی چوگان بیشتر متکی بر متون تاریخی، ادبی و آثار هنری است. اما خلائی که در این زمینه دیده می‌شود، بررسی آثار و شواهد بازی چوگان از منظر میراث فرهنگی ناملموس است. از این رو هدف مقاله حاضر، شناخت جایگاه، اهمیت و تبیین بازی چوگان به عنوان یکی از مولفه‌های هویت بخش در فرهنگ مردم ایران با روش توصیفی _ تحلیلی است. برای رسیدن به این منظور، بازی چوگان در زمینه‌های گوناگون سنت‌های شفاهی، رسوم اجتماعی، هنرهای نمایشی مورد توجه قرار گرفته‌است. نخست جای نام‌هایی که با چوگان پیوند خورده، جستجو شده‌است. سپس به شواهد بازی چوگان در میان بازی‌های بومی و محلی پرداخته شده‌است و در ادامه ضمن شناسایی نشانه‌های بازی چوگان، شباهت‌ها و تفاوت‌های آن در بین مناطق مختلف بیان گردید. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد بازی چوگان نه تنها در بین اشراف و بزرگان، محبوب بوده بلکه در میان مردم عادی ایران نیز رواج داشته‌است. چنان‌که یازده جای‌نام مرتبط با چوگان و نیز برگزاری آن در مناطق مختلف ایران به دو شیوه سواره و پیاده، نشانه‌ای از پیوند عمیق مردم با این بازی است. بازی چوگان نه تنها به عنوان یک بازی ملی بلکه به عنوان یک عنصر کارآمد فرهنگی در حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی نقش موثری داشته‌است.جلوه‌های گوناگون این بازی در زندگی مردم، بازتاب نگرش‌های ایرانیان و به قوام و تداوم سنت‌های فرهنگی آنها کمک کرده‌است.