دوره و شماره: دوره 2، شماره 2، زمستان 1391، صفحه 1-123 
تعداد مقالات: 7

نسبت تاریخ و حماسه در حماسة ملی ایران

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35365

محمود حعفری دهقی، لیلا ورهرام

چکیده شباهت‌ها و تفاوت‌های حماسه و تاریخ و نسبت میان آن‌ها از دیر باز توجه محققان هر دو حوزه را به خود جلب کرده است، زیرا هر دو از طریق بیان روایت به گذشته می‌پردازند. شباهت میان این دو روایت تا حدی بوده، که گذشتگان گاهی تفاوتی میان روایت تاریخی و حماسی قائل نمی‌شدند. این امر شامل حماسة ملی ایران و عالی‌ترین نمونة آن، شاهنامه، نیز می‌شده است که ایرانیان تا اواسط عصر قاجار آن را همان تاریخ ایران پیش از اسلام می‌دانستند. یافتن ریشة بسیاری از داستان‌های حماسة ملی ایران در اوستا و مغایرت مطالب آن با نوشته‌های مورخان خارجی و کتیبه‌ها و یافته‌های باستان‌شناسی، پرسش‌های مهمی را در باب نسبت میان حماسه و تاریخ در حماسة ملی ایران بر انگیخت. مقالة حاضر در دو بخش، نسبت میان تاریخ و حماسه به طور عام و این نسبت در حماسة ملی ایران، به مسألة حاضر می‌پردازد.

بررسی و مقایسه داستان کیومرث در شاهنامه و آدم در قرآن

صفحه 19-33

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35367

صغری سلمانی نژاد مهر آبادی، عبدالرضا سیف

چکیده وجوه شباهت­ها و تفاوت­های موجود بین شخصیت­های اساطیری و تاریخی و بیان آن می­تواند تاثیر و تاثر ممتد اسطوره و تاریخ در طول زمان و نتیجه­ این تاثیرات را نشان دهد. کیومرث همواره در اساطیر ایران به عنوان نخستین انسان که در ظاهر نیز تفاوت چشمگیری با انسان امروزی دارد، مطرح می­شود؛ اما در شاهنامه، فردوسی هرگز او را نخستین انسان نمی­شمارد. به نظر می­رسد این امر متأثر از جهان بینی و نگاه اسلامی فردوسی در مورد آفرینش نخستین انسان در قرآن باشد؛ به همین جهت او را به عنوان اولین پادشاه، و نه نخستین انسان، مطرح می­سازد. در این پژوهش کوشش شده تمام شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو شخصیت در شاهنامه و قرآن بیان شود. انتخاب کوهستان برای اولین محل زندگی، کشته شدن فرزندان، دشمنی اهریمن با آنان، داشتن عنوان نخستین و یکی دانستن این دو شخصیت در برخی از کتاب‌های تاریخی در این مبحث بررسی می­شود.  

سلسلة کلانتران بهبهان

صفحه 35-54

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35368

سید محمد منصور

چکیده سلسلة کلانتران بهبهان و کهگیلویه، معروف به «میرزایان طباطبائی»، از حکومت‌های محلّی فارسند که حدود هفتصد سال بر آن نواحی حکم رانده‌اند و در وقایع مهم تاریخی این سامان نقش­آفرین بوده‌اند؛ البته اطلاعات مبسوط ما دربارة این خاندان فقط از روزگار پایان صفویه تا پایان قاجاریه را در بر می‌گیرد؛ و پیرامون همین محدودة تاریخی نیز تحقیق بایسته‌ای صورت نگرفته است و علاوه بر اینکه ترتیب تاریخی حکام این سلسله بر محققان پوشیده مانده، مکرراً برخی وقایع تاریخی مربوط به یک حاکم از این خاندان را به دیگری نسبت داده‌اند و مورّخ نامداری مانند میرزا حسن فسائی نیز از این خطا برکنار نمانده است. نویسنده در مقالة حاضر کوشیده ضمن گزارش مختصری از حکّام این خاندان و وقایع مهم روزگارشان، ترتیب تاریخی آنها را روشن کند و حلقات این زنجیرة تاریخی را به­درستی کنار هم نهد.          

از اسکندر گجستک تا اسکندر ذوالقرنین

صفحه 55-72

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35370

بهمن فیروزمندی شیره جینی، مهدی رهبر، مصطفی ده پهلوان

چکیده بخشی
از دوران تاریخی ایران را از لحاظ فرهنگی، عصر یونانی‌مآبی در بر می‌گیرد. این عصر
با یورش ویرانگر اسکندر، سردار مقدونی شکل می‌گیرد. منابع تاریخی اسکندر، ما را با
مجموعه‌ای از روایت­های افسانه­ای و تاریخی روبرو می‌سازد که تصویری مبهم و مشوش
از اسکندر حقیقی را در ذهن ما متصور می‌سازد. ارزیابی دقیق متون تاریخی غربی و
شرقی در دوران قبل از اسلام نشانگر نوع نگاه تعارض‌آمیز این منابع نسبت به همدیگر
است. به ویژه متون شرقی که شواهدی مستند بر شکل‌گیری نهضت فکری و مقاومت مذهبی
روحانیون و جامعة ایران عصر یونانی‌مآبی، اشکانی و ساسانی در مقابل سنت‌های هلنی‌گری
می‌باشند. بررسی و مطالعة اسکندر‌نامه‌ها و منابع دوران اسلامی نیز چگونگی انحراف
مورخان و ادیبان مسلمان و ایرانی در تبعیت از تاریخ‌نویسان و منابع غربی و فقدان
آگاهی لازم از منابع شرقی قبل از اسلام را بر ما آشکار می‌سازد

معرفی، مطالعه و تاریخ‌گذاری پایه ستون تزیینی مکشوفه از منطقه بوکان

صفحه 73-87

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35371

کاظم ملازاده

چکیده در سال 1382 و در جریان بررسی باستان‌شناسی، در مزرعه پرورش اسب اوچ‌تپه بوکان، از پایه‌ستون منحصر به فردی بازدید شد که با توجه به ویژگی‌های هنری، به نظر می‌رسد مربوط به عصر آهن III و محوطه قلایچی باشد که در جریان کاوش‌های غیر مجاز به محل کنونی آن منتقل شده است. این پایه‌ستون فاقد نمونه‌های مشابهی در ایران است اما دارای نمونه‌های قابل مقایسه‌ای در محوطه‌ها و نقوش برجسته آشوری است که گویای ارتباط هنری نزدیکی میان شمال‌غرب ایران و امپراتوری آشور است. در این مقاله تلاش می‌شود ضمن معرفی مختصر این اثر، به مقایسه و تاریخ‌گذاری این اثر پرداخته و تعلق آن را به محوطه قلایچی و محل قرارگیری احتمالی آن را مورد بررسی قرار دهیم.    

ایران، افغانستان و راه¬های ترانزیتی در دورۀ پهلوی دوم (1320- 1357 ش)

صفحه 89-103

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35372

نورالدین نعمتی، مظهر ادوای

چکیده افغانستان کشوری محصور در خشکی است، که برای تأمین کالاهای ضروری نیاز به ترانزیت کالا از کشورهای مجاور داشته است. در این میان، کشور ایران به دلیل نزدیکی و دسترسی به آب­های آزاد، اقتصادی­ترین مسیر برای تأمین نیازهای افغانستان بوده است؛ اما این کشور به علت گرایش به غرب، ابتدا رویکرد اقتصادی به این موضوع نشان نداد؛ چرا که سیاست خارجی همسانی با ایران نداشت. در دورۀ پهلوی دوّم 1941- 1978 م/ 1320- 1357 ش، روابط بین کشورهای منطقه، تحت تأثیر فضای جنگ سرد بود؛ اما با پایان یافتن جنگ دوّم جهانی و شکل­گیری مسألۀ پشتونستان و همچنین دوری راه­های روسیه و هزینه بالای آنها، بهترین گزینه برای ترانزیت کالاهای افغانستان، راه­های ترانزیتی ایران بود. این پژوهش بیشتر با تکیه بر اسناد این دوره، سعی در روشن کردن این مساله دارد که چگونه بهبود وضعیت راه­های ترانزیتی دو کشور، به گسترش روابط اقتصادی بین آنها انجامید و موافقت­نامه­هایی در همین زمینه منعقد شد.  

معرفی و بررسی برخی ویژگی‌های اسفار خمسة لندن (PL) «قدیمی‌ترین ترجمة تاریخ‌دار تورات به خط فارسی- عبری1»

صفحه 105-123

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35373

حامد نوروزی

چکیده متون فارسی- عبری، متونی هستند که به زبان فارسی و به خط عبری به نگارش درآمده‌اند. سابقة پیدایش این متون به پیش از نخستین اثر فارسی به خط عربی، یعنی کتاب الابنیه عن حقایق الادویه اثر ابومنصور موفق هروی به کتابت اسدی طوسی (447 هجری قمری) بازمی‌گردد. بنابراین تحقیق دربارة این متون برای بررسی‌های تاریخی زبان فارسی امری حیاتی و بسیار مهم است. یکی از حوزه‌های بسیار مهم متون فارسی- عبری ترجمه‌های تورات به ویژه اسفار خمسه به زبان فارسی و به خط عبری است. کهن‌ترین ترجمه تاریخ‌دار اسفار خمسه به فارسی- عبری، نسخة اسفار خمسة لندن، معروف به PL است که در بریتیش میوزیوم لندن نگهداری می‌شود. این نسخه در 15 مارس 1319 میلادی کتابت شده، مترجم اصلی آیات آن شخصی به نام ابی سعید و کاتب (و احتمالاً یادداشت‌نویس) آن نیز شخصی به نام یوسف بن موسی بوده است. این متن دارای ویژگی‌های منحصر به فرد لغوی، رسم‌الخطی، صرفی و نحوی بسیاری است. نگارنده در این مقاله تنها به معرفی مختصر ویژگی‌های کلی این متن، مانند رسم‌الخط، شیوة اعراب‌گذاری، انجامة نسخه، مکان کتابت و نام مترجم و کاتب پرداخته، بررسی‌های دقیق‌تر در حوزه‌های لغوی و زبان‌شناختی را به مقالات بعدی وامی‌نهد.