دوره و شماره: دوره 6، شماره 1، بهار 1395، صفحه 1-158 
تعداد مقالات: 8

میراث هندوایرانی «هفت‌کشور» در متون کهن ایرانی و هندی

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jis.2016.60591

احسان افکنده، باقرعلی عادلفر

چکیده قدمت انگارة جغرافیایی «هفت‌کشور» به دوران آغازین هندوایرانی بازمی­گردد. پس از جدایی هندیان و ایرانیان، روایت آغازین هندوایرانی هفت­پاره بودن زمین، با توجه به شرایط اقلیمی سرزمین­های جدید و تغییرات دینی و سیاسی دگرگون شده و به صورت­های کنونی درآمده است. مقایسة متون کهن ایرانی و هندی، به­ویژه اوستا و ویشنو پورانه، نشان می­دهد که در طرح کلی روایت اصلی هندوایرانی، جهان به هفت پاره تقسیم شده بوده که یک پاره در میان بوده و شش پارة دیگر بر گرد آن قرار داشته­اند. از میان این هفت سرزمین، که توسط موانعی از یکدیگر جدا شده بودند، در آغاز تنها پارة میانی مسکون بوده است، اما بعدها پس از انشعاب مردم از پیش­نمونة نیای آغازین، سایر نواحی هم مسکون شده­اند. در متون اوستایی، همچون هندی، نام­های جدیدی جایگزین نام­های آغازین شد. بعدها با گسترش آیین مزدیسنی و انتقال نیروی سیاسی از شرق به غرب فلات ایران، هفت‌کشور متون اوستایی نیز دچار تغییر شده و در متون فارسی میانه با تغییر جهات شرقی و غربی با افق جغرافیایی جدید، که بنا بر آن سرزمین میانی در غرب فلات ایران قرار داشت، منطبق گشت. این میراث تقسیم هفت­گانه به صورت مستقل در منابع مربوط به دورة هخامنشی نیز مشاهده می­شود که در آن به صورت کم­رنگ ردپای یک تقسیم هفت­گانه در سازماندهی شهرب­های هخامنشی دیده می­شود.

سغد چگونه هفت‌آشیان شد؟ (تحلیل زبانی ـ ‌خطّی نام سرزمین سغد در متون پهلوی)

صفحه 21-34

https://doi.org/10.22059/jis.2016.60592

محمدحسن جلالیان چالشتری

چکیده خط و نظام نوشتاری به‌کار‌رفته در متون فارسی میانۀ زرتشتی یا همان خط پهلوی به دلیل نواقص و مشکلات بسیاری که داشته، چه در زمان رواج و کاربردش در نگارش آثار و متون فارسی میانه و چه در حال حاضر که این متون مورد بررسی و پژوهش قرار می‌گیرند، همواره باعث بدفهمی‌ها و قرائت‌های اشتباه فراوان شده است. این ابهامات خط و عدم درک کامل و دقیق متن باعث شده تا مؤلّفان و کاتبان گذشته و پژوهندگان کنونی گاه جهت رفع ابهام از واژه‌‌ها و توجیه برداشت و قرائت خود دست به پرداختن افسانه‌هایی بزنند که پشتوانه و اساسی ندارند. در این نوشتار، پس از مروری بر صورت­های نگاشته‌شدۀ نام سرزمین سغد در متون پهلوی و ارائۀ پیشنهادی در نحوۀ واجنویسی یکی از این صورت­ها به صفت «هفت‌آشیان»، که در مورد این سرزمین در متن پهلوی شهرستانهای ایران و در کتاب زین‌الاخبار  گردیزی آمده، پرداخته شده است و در نهایت صفت «هفت‌آشیان»  صورتی تحریف‌شده از  برگردان واژۀ اوستایی suγδō.šayanaبه حساب آمده است. صورت اوستایی با پشت سر گذاشتن تحولات آوایی در زبان فارسی میانه به صورت suwdōšayan درآمده، ولی به علت عدم آگاهی کاتبان از آن و شباهت نگارشی آن در خط پهلوی باhaftāšyān ، در دستنویس­های پهلوی و متون پس از اسلام به واسطة این واژة اخیر پس زده شده و به­کلی متروک شده است.
 

آبریزگان و آذرجشن: انقلابین و تقویم دورة ساسانی

صفحه 35-53

https://doi.org/10.22059/jis.2016.60593

پدرام جم

چکیده ماهیت دو جشنی که در دورة ساسانی آبریزگان و آذرجشن نامیده می‌شدند، به دلیل درکِ نادرست تقویم ساسانی، در تحقیقات جدید ناشناخته مانده است، اما تفسیر درست این تقویم، که بیرونی آن را شرح داده، می‌تواند ماهیت این جشن‌ها را به خوبی مشخص کند. این مقاله نشان می‌دهد که رسم برگزاری این دو جشن به پیش از زمان پیدایش جشن‌هایی که با یکسانی نام ماه و روز برگزار می‌شدند برمی‌گردد. به علاوه، این دو جشن انگیزة بنیادین انتخاب نام‌های تیر و آذر برای ماه نخست تابستان و ماه آخر پاییز در زمان تأسیس تقویم ایرانی بوده‌اند. در این مقاله رسوم مرتبط با این دو جشن در دوران ساسانی مطالعه می‌گردد و سازوکار برگزاری جشن‌های فصلی در سال سیّار تقویم ساسانی نشان داده می‌شود. همچنین دلیل پیدایش بدیل‌های غیرفصلی این دو جشن و نیز جشن‌هایی که با یکسانی نام روز و ماه در تقویم زرتشتی برگزار می‌شدند واکاوی می‌گردد و در نهایت، تحولات پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی در زمان برگزاری این دو جشن در دوران پیش از تأسیس تقویم جلالی و پس از آن تا زمان حاضر بررسی می‌شود.

سرقت ادبیِ سه منظومۀ پهلوانی در قرن دهم: فرامرزنامۀ کوچک، شبرنگ‌نامه و سام‌نامه

صفحه 55-68

https://doi.org/10.22059/jis.2016.60594

ابوالفضل خطیبی

چکیده  تاکنون دربارۀ سرایندۀ سام‌نامه بحث‌های بسیاری بین پژوهندگان درگرفته است. برخی سرودن آن را به شاعر نامدار قرن هشتم، خواجوی کرمانی، نسبت داده‌اند و برخی دیگر در این انتساب تردید کرده‌اند. در این مقاله، این فرض مطرح شده است که در قرن دهم هجری شخصی همنام خواجو به نام «خواجوی شاهنامه‌خوان کراتی» منظومۀ سام‌نامه را از روی همای و همایون خواجوی کرمانی و با افزودن اشعار دیگری دربارۀ سام، سرودۀ خود او یا دیگران، ساخته و مدوّن ‌کرده است. افزون بر این، همین شخص دو منظومۀ پهلوانی دیگر را نیز، به نام‌های فرامرزنامۀ کوچک و شبرنگ‌نامه، که احتمالاً هر دو در قرن ششم هجری سروده شده و در متن هیچ­یک به سرایندۀ آنها تصریح نشده، به خود نسبت داده است.

آیوروِده یا طب سنتی هند در متون خُتنی

صفحه 69-88

https://doi.org/10.22059/jis.2016.60595

مجید طامه

چکیده  یکی از مکتب‌های کهن پزشکی در جهان مکتب آیوروِده یا همان سنت پزشکی هندی است که با قدمتی نزدیک به پنج‌هزار سال از قدیمی‌ترین مکتب‌های پزشکی به ‌شمار می‌رود. این شیوۀ پزشکی که در سرزمین هندوستان شکل گرفت و به بلوغ رسید بر دیگر مکاتب پزشکی دنیا تأثیر گذاشته و طب ایرانی نیز از آن متأثر شده است. در متون به‌جامانده از یکی از زبان‌های ایرانی میانۀ شرقی، یعنی خُتنی، در منطقۀ شین‌جیانگ در ترکستان چین، تأثیر این مکتب به‌وضوح دیده می‌شود. برخی از متون مهم مکتب آیوروِده به ختنی به‌صورت کلی یا جزئی ترجمه شده و پاره‌ای از آنها هنوز به‌ جا مانده است. از جملۀ مهم‌ترین متون پزشکی به‌جامانده به زبان ختنی، که در واقع ترجمه‌هایی از متون هندی هستند، می‌توان به سیدّهه‌ساره و جیوَکه‌پوستَکه اشاره کرد. نوشتۀ حاضر تلاشی است در جهت معرفی این متون و بررسی محتوای آنها.

تصحیح بیت‌هایی از حدیقة سنایی

صفحه 89-104

https://doi.org/10.22059/jis.2016.60596

وحید عیدگاه طرقبه ای

چکیده از میان آثار سنایی، مثنویِ حدیقةالحقیقه و شریعةالطّریقه اهمیت دارد و از دیر باز مورد توجّه سخنوران سده­های گوناگون قرار گرفته ­است. در این مثنوی انبوهی از آگاهی­های اجتماعی و فرهنگی و مذهبی با زبانی هنری و دارای گسترة واژگانیِ بسیار بیان شده­ و این در نتیجه متنی را فراهم آورده ­است که دریافتنش گاه به آسانی و برای همه ­کس ممکن نیست. با این ­همه، شماری از دشواری­های این کتاب مربوط به پیچیدگیِ سخن سنایی نیست و از تحریف­ متن به دستِ کاتبان و ناتوانیِ مصحّحان در تشخیصِ دست­خوردگی­ها سرچشمه گرفته ­است. یافتنِ برخی از این موارد و اصلاحِ آن­ها هدف این مقاله است.
 

ادب و تعارف در ایران

صفحه 105-124

https://doi.org/10.22059/jis.2016.60597

زورن فایکا

چکیده در پژوهش­های معمول بین‌المللی دربارة politeness، رفتار مؤدبانه در ایران هم مورد بحث قرار گرفته است و محور این پژوهش­ها تعارف بوده است. تعارف به طور معمول به «Iranian politeness» تعریف شده است. نگارنده تلاش می‌کند یک دیدگاه متفاوت را ارائه کند، چونکه می‌توان بین ادب (رفتار مؤدبانه) و تعارف تفاوت قائل شد و این تمایز منحصراً از طریق اصطلاحات قابل تشخیص نیست، بلکه به عوامل مختلف  مهمی بستگی دارد. در ارزیابی رفتار اجتماعی‌ و تمایز بین ادب و رفتار تعارفی، محیط، موقعیت، زبان بدن و چهره و به­ویژه لحن نقش اساسی دارند. پس رفتار مؤدبانه و تعارف تحت یک گفتمان اجتماعی مدام و مستمر بین آن آدم‌هایی که با هم درارتباط هستند صورت می‌گیرد.

یک ساخت ناشناختۀ فعل التزامی در فارسی میانه

صفحه 125-136

https://doi.org/10.22059/jis.2016.60598

سید احمد قائم مقامی

چکیده در زبان فارسی میانه، مانند بسیاری از زبان‌های دیگر، یکی از وجوه فعل التزامی است که هم در زمان مضارع و هم در زمان ماضی کاربرد داشته، ولی در متون موجود فقط از بعضی صیغه‌های آن شواهدی در اختیار است. ماضی التزامی در فارسی میانه کم‌کاربردتر از مضارع التزامی است و ظاهراً محدود است به بعضی افعالی که از ماده یا بن ماضی فعل و فعل معین hād ساخته شده‌اند. با این حال، صورت دیگری از افعال التزامی هم در متون موجود به کار رفته که از مادۀ ماضی و صرف مضارع فعل būdan ساخته می‌شده و در کتاب‌های دستور ذکری از آن نشده است. این ساخت در فارسی جدید (یا فارسی دری) هم استمرار پیدا کرده و  منشأ آن را نیز می‌توان در ساخت‌های فعلی ترکیبی زبان‌های ایرانی باستان (یعنی اوستایی و فارسی باستان) نشان داد.