کلیدواژه‌ها = فرهنگ عامه
تعداد مقالات: 4
<span lang=FA>اجاق در فرهنگ عامۀ ایران: قداست خانگی، درمان آیینی و نظم نمادین</span>

اجاق در فرهنگ عامۀ ایران: قداست خانگی، درمان آیینی و نظم نمادین

دوره 16، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 61-82

https://doi.org/10.22059/jis.2026.417812.1423

علی جهانشاهی افشار

چکیده این پژوهش به بررسی جایگاه چندوجهی و معنایی اجاق در فرهنگ عامۀ ایران می‌پردازد. اجاق، فراتر از کارکرد مادی خود به عنوان فضایی برای پخت‌وپز و تأمین گرما، در باورها و آیین‌های مردم ایران، نقشی نمادین و آیینی یافته است. درک عمیق این نقش، نیازمند تحلیل پیوند میان عناصر مادی، باورهای آیینی، ساختارهای خانوادگی و نظم اجتماعی است. هدف اصلی این تحقیق، تبیین و تحلیل کارکردها و معانی نمادین اجاق در فرهنگ عامۀ ایران، با تأکید بر ارتباط آن با مفاهیمی چون تداوم نسل، سلامت، برکت، قداست و نظم خانوادگی است. همچنین، این پژوهش در پی آن است تا با بهره‌گیری از داده‌های مردم‌نگارانه و چارچوب‌های نظری انسان‌شناسی، ابعاد مختلف معنایی اجاق را روشن سازد. جامعۀ آماری این پژوهش شامل باورها، آیین‌ها و داده‌های مردم‌نگارانۀ جمع‌آوری شده از مناطق مختلف ایران است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به اجاق، تنور، خاکستر، دوده و مفاهیم مرتبط با آن‌ها اشاره دارند. روش تحقیق حاضر، توصیفی-تحلیلی است. تحلیل داده‌ها با اتکا به روش مردم‌نگاری و با استفاده از چارچوب‌های نظری انسان‌شناسی، به‌ویژه نظریۀ مکان مقدس و مناسک گذار (میرچا الیاده)، نگاه به خانه به مثابه فضای صمیمی (گاستون باشلار) و نظریۀ پاکی و آلودگی (مری داگلاس) صورت گرفته است. داده‌های مورد استفاده عمدتاً از طریق مراجعات متنی و تحلیل اسناد مردم‌نگارانه گردآوری شده‌اند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که اجاق در فرهنگ عامۀ ایران، به مثابۀ «مرکز حساس» خانه، نقشی کلیدی در بازتولید معانی بنیادین فرهنگی ایفا می‌کند و فراتر از کارکرد مادی به یک «نهاد نمادین» بدل شده است که معانی بنیادین زندگی را بازنمایی و بازتولید می‌کند

عروسک‌های آیینی در فرهنگ عامه چهارمحال و بختیاری

عروسک‌های آیینی در فرهنگ عامه چهارمحال و بختیاری

دوره 15، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 44-68

https://doi.org/10.22059/jis.2025.387022.1324

حمید رضایی، ناهید جعفری دهکردی

چکیده میراث معنوی استان چهارمحال و بختیاری شامل عروسک‌های انسان‌ریختی است که به‌عنوان نمادهایی از باورها، آیین‌ها و ادبیات شفاهی اقوام مختلف منطقه شناخته می‌شوند و فراتر از یک بازیچه، تجلی‌گر عقاید، نیازها و ارتباطات فرهنگی مردم این دیار هستند. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی ارتباط میان عروسک‌های بومی و آیین‌های بازتاب‌یافته در آن‌ها پرداخته است. داده‌ها از طریق مطالعات میدانی و اسنادی گردآوری شده‌اند. نگارندگان با هدف "شناسایی آیین‌های مرتبط عروسک‌های بومی چهارمحال و بختیاری" به این پرسش پاسخ می‌دهند که "عروسک‌های بومی چهارمحال و بختیاری، به‌عنوان نمادهای فرهنگی، چه باورها و آیین‌هایی از مردم این منطقه را بازنمایی می‌کنند؟" یافته‌ها نشان می‌دهند که این نمونه‌ها، فراتر از نقش یک ابزار بازیچه، تجلی‌گاه باورها، نیازها و ارتباطات فرهنگی مردم این منطقه هستند. این عروسک‌ها، چه در آیین‌های جمعی و چه در مناسک فردی، نقشی نمادین ایفا کرده و به‌عنوان واسطه‌ای برای ارتباط انسان با نیروهای طبیعی، معنوی و ماورایی عمل کرده‌اند. کارکردهای متنوع عروسک‌ها، از طلب باران و برکت تا محافظت در برابر بلاها و تقویت امید، نشان‌دهنده جایگاه عمیق آن‌ها در زندگی مردم است. این عروسک‌ها نه‌تنها بازتاب‌دهنده هویت فرهنگی و اعتقادات معنوی مردمان چهارمحال و بختیاری هستند، بلکه نشان از هماهنگی میان انسان و طبیعت و تلاشی برای حفظ تعادل در جهان اطراف دارند.

تطبیق شخصیت «حاجی‌فیروز» در فرهنگ عامۀ ایران و کهن‌الگوها بر پایۀ نظریات یونگ

تطبیق شخصیت «حاجی‌فیروز» در فرهنگ عامۀ ایران و کهن‌الگوها بر پایۀ نظریات یونگ

دوره 12، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 21-37

https://doi.org/10.22059/jis.2022.344638.1122

فاطمه زینلی گلنابادی، نرگس ذاکر جعفری

چکیده ظهور پیام‌آوران بهاری در میان نشانه‌های سال جدید فرهنگ ایرانیان اهمیت ویژه‌ای دارد. سال‌هاست «حاجی‌فیروز» به‌عنوان پیک بهاری شهرها، به‌ویژه شهر تهران، شناخته شده‌است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی ویژگی‌های شخصیت حاجی‌فیروز و خوانش کهن‌الگویی از او با استناد به نظریات روان‌شناختی یونگ است. در مباحث مربوط به روان‌کاوی و روان‌شناسی شخصیت یونگ، از مبحثی با عنوان «کهن‌الگوها» یاد می‌شود. این عناصر با آنکه در ضمیر ناخودآگاه جمعی انسان‌ قرار دارند، نشانه‌هایی در خودآگاه بروز می‌دهند که سبب شناخته شدن نوع کهن‌الگو می‌شود و این شناخت خوانش نمادها و رمزورازهای ذهن و طبیعت را برای بشر ممکن ساخته‌است. در این پژوهش، با در نظر گرفتن ویژگی‌ها و نمادها و نشانه‌های حاجی‌فیروز، به مقایسۀ آن با کهن‌الگوهای یونگ پرداخته شده‌است. تحقیق حاضر در تلاش است به این پرسش‌ها پاسخ دهد: دلیل تداوم حیات حاجی‌فیروز چیست؟ شخصیت حاجی‌فیروز چقدر با چهارچوب کهن‌الگوهای یونگ هم‌پوشانی دارد؟. طبق یافته‌های تحقیق حاضر، بیشترین تطبیق حاجی‌فیروز و کهن‌الگوهای یونگ را می‌توان در کهن‌الگوی «خویشتن» جست‌وجو کرد؛ ویژگی‌هایی چون تکرارشوندگی، نماد هندسی ماندالا و ارتباطش با دایرۀ زنگی، نماد حیوانی مار و جاودانگی و ارتباط آن با کلاه حاجی‌فیروز، ویژگی جمع اضداد و تقابل‌های دوگانه، در این مورد تأمل‌برانگیز هستند. نگاه دقیق به شخصیت حاجی‌فیروز و زمان حضورش در جامعه و پیامی که دارد نشان می‌دهد که وی نیز مانند توصیفاتی که یونگ از کهن‌الگوی خویشتن و همچنین مشخصات کلی اساطیر دارد، مطابقت دارد و با گذر از دنیای کهن‌الگوهایی چون «آنیما» و «سایه» و «نقاب»، به کهن‌الگوی خویشتن و جایگاه فردیت دست یافته‌است. این مطالعه نشان می‌دهد حاجی‌فیروز می‌تواند در چهارچوب علمی اسطوره قرار ‌گیرد و به همین دلیل است که با وجود تحولات عمیق فرهنگی و سیاسی در طول تاریخ، در ضمیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان حیات داشته و بروزش در جهان عینی فرهنگ ایرانی تاکنون ادامه یافته‌است. گردآوری اطلاعات در این پژوهش به‌صورت کتابخانه‌ای است که با رویکردی کیفی و به شیوة تحلیلی ـ توصیفی انجام شده‌است.

آتشِ خانه در فرهنگ عشایر و اقوام جنوب ایران

آتشِ خانه در فرهنگ عشایر و اقوام جنوب ایران

دوره 6، شماره 2، زمستان 1395، صفحه 61-75

https://doi.org/10.22059/jis.2017.62824

کشواد سیاهپور

چکیده در ایران باستان، آتش از عناصر اصلی حیات بشر محسوب می‌شد که همواره مورد ستایش و احترام بود. در ایران پس از اسلام، به تبع تغییر تدریجی در دین، احترام و تقدس آتش رو به ‌نقصان نهاد. به‌رغم این، در برخی مناطق ایران، از جمله جنوب کشور، قداست و حرمت آتش در خانه‌های عموم، حراست و صیانت شد. افروختن آتش در روز و شب، آیین­ها و آداب خاص آن، سوگند به آتش و اجاق آن و نام‌گذاری فرزندان به اسم آذر، آتش، آتشین و آتشو از نمودهای این احترام و تقدس بود. به­علاوه، در نظام اجتماعی عشایر و ساخت سنتی بعضی اقوام، نام تش (= آتش) مبین واحدی از این نظام بود. یافته‌های این مقاله بیانگر آن است که آتش و قداست آن در تمام امور زندگی عشایر و اقوام جنوب جاری و ساری بود[m1] ه و شؤون متعدد و مختلفی از مسایل اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و فرهنگی قوم را شامل می‌شده است.



 [m1]الان نیست؟!