نویسنده = نورالدین نعمتی
تعداد مقالات: 4
بریتانیا و عشایر عرب خوزستان (1320-1304ش)

بریتانیا و عشایر عرب خوزستان (1320-1304ش)

دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 53-74

https://doi.org/10.22059/jis.2024.371126.1254

نورالدین نعمتی، آروین قائمیان

چکیده چکیده

حکومت بریتانیا در اوایل سدۀ بیستم، با کسب امتیاز نفت و تأسیس شرکت نفت ایران و انگلیس در تحولات داخلی ایران نقش مهمی ایفاء کرد. با وقوع جنگ جهانی اول (1918-1914م) و انقلاب روسیه (1917م) استمرار سلطۀ بریتانیا بر حوزۀ عملیات شرکت نفت با چالش جدی مواجه گردید. بنابراین، لندن با اتخاذ راهبردی جدید، تمرکز قدرت در ایران را در صدر اولویت سیاست خارجی خود قرار داد. به قدرت رسیدن رضاشاه (حک 1320-1304ش) و سیاست آمرانۀ وی در راستای نوسازی و تمرکز قدرت سیاسی، با منافع عشایر عرب در تزاحم آشکار قرار گرفت که یکی از پیامدهای مهم آن، جابجایی جمعیتی و مهاجرت گستردۀ عشایر خوزستان به کشورهای مجاور عرب بود. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال ‎است که روابط رضاشاه و عشایر عرب خوزستان چگونه بود؟ فرضیۀ پژوهش پیش رو این است که راهبرد حمایتی حکومت بریتانیا و شرکت نفت از تمرکز قدرت سیاسی و نوسازی در ایران، در جابجایی جمعیتی و مهاجرت گستردۀ عشایر عرب به خارج از کشور مؤثر بوده است. رویکرد این پژوهش توصیفی-تحلیلی و شیوۀ جمع‌آوری داده‌ها بصورت کتابخانه‌ای و اسنادی می‌باشد. تا به حال پژوهشی بصورت مستقل به بررسی به روابط میان بریتانیا و عشایر عرب خوزستان در دورۀ رضاشاه نپرداخته است. از این رو، این مقاله درصدد است تا گوشه‌ای از معادلات پیچیدۀ سیاسی و اجتماعی در خوزستان را بنمایاند.

شکل‌گیری و عملکرد انجمن اسلامیۀ تبریز در دوران مشروطه (21 محرم ـ 17 رمضان 1326 قمری)

شکل‌گیری و عملکرد انجمن اسلامیۀ تبریز در دوران مشروطه (21 محرم ـ 17 رمضان 1326 قمری)

دوره 13، شماره 2، شهریور 1402، صفحه 75-95

https://doi.org/10.22059/jis.2022.350202.1164

نورالدین نعمتی، جمال پیره مرد شتربان

چکیده جنبش مشروطه یکی از سرنوشت‌سازترین رویدادهای تاریخ ایران است. از پیامدهای مشروطیت، شکل‌گیری انجمن‌هایی بود که در مسیر حمایت یا نقد مشروطه گام برداشتند. «انجمن اسلامیه»ی تبریز از همین تشکل‌ها بود که در سال 1326 قمری به کوشش گروهی از روحانیان تبریز، ازجمله میرهاشم دَوه‌چی، در مجاورت دروازۀ «سُرخاب» و کوی «دَوَه‌چی/شتربان» شکل گرفت و با بمباران مجلس شورای ملی به دست محمدعلی‌شاه، به تشکل حامی حکومت در تبریز تبدیل شد. با وجود اهمیت موضوع، تاکنون پژوهش مستقلی دربارۀ انجمن اسلامیه نوشته نشده و نوشتار حاضر در پی آن است تا بخشی از خلأ علمی موجود را پر کند. علاوه بر این، پژوهش پیش رو با نقد نگاه غالب به تاریخ مشروطۀ ایران، تلاش کرده رویکرد نوینی را به انجمن‌های منتقد مشروطه، به‌ویژه انجمن اسلامیه، اتخاذ کند که مبتنی بر بازبینی منابع است. تأسیس و تداوم و انحلال انجمن اسلامیۀ تبریز، این پرسش را پدید می‌آورد که انجمن مزبور چگونه و با چه انگیزه‌ای شکل گرفت و چه نقشی را در تحولات تبریز ایفا کرد؟ در این پژوهش تلاش شده‌است تا با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و بهره‌گیری از روش پژوهش کیفی، به پرسش فوق پاسخ داده شود. ‌فرضیۀ پژوهش حاضر مبتنی بر این است که انجمن اسلامیۀ تبریز که از بستر انگیزه‌های دینی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادیِ «بانیان اسلامیه» شکل‌ گرفته بود، در ابتدای استبداد صغیر، به کانون پشتیبانی از محمدعلی‌شاه در تبریز تبدیل شد، اما تضارب آرای بانیان اسلامیه در کنار مقاومت مردم تبریز و بدگمانی آنان به نیروهای حکومتی، زمینۀ انحلال آن را فراهم ساخت.

نقد نظریه تاریخ نگاری فریدون آدمیت دربارۀ نهضت مشروطه

نقد نظریه تاریخ نگاری فریدون آدمیت دربارۀ نهضت مشروطه

دوره 10، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 253-270

https://doi.org/10.22059/jis.2020.289518.735

نورالدین نعمتی، راحیل عسگری، سیامک رفعیی

چکیده مشروطیّت، یکی از مهم­ترین حوادث تاریخ ایران است. بستری برای ایجاد شکافی عظیم، میان مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران؛ اگرچه این جنبش، پس از طی کردن فراز و نشیب­های بسیاری، از اهداف اولیه خود فاصله گرفت. به دلیل اهمّیّت بالای این برهه از تاریخ، نظر مورّخان و تحلیل‌گران بسیاری به‌سمت جنبش مشروطه جلب شده‌است. در بین مهم­ترین تحلیل­گران این دوره، فریدون آدمیت دارای جایگاه ویژه­ای است. در این مقاله ضمن بررسی نگاه انتقادی فریدون آدمیت به جنبش مشروطه، اندیشه‌ها و دیدگاه­های او را در آثارش نشان داده می‌شود. عوامل و دلایل شکل‌گیری جنبش مشروطه و مسیر حرکت را از دیدگاه او، مورد بررسی و تلیل قرار خواهد گرفت. هم‌چنین در اظهارنظرهای وی دربارۀ وقایع مختلف به جست­وجوی مشرب فکری و جهت‌گیری‌های سیاسی­اش نیزپرداخته می­شود تا بتوان نقد وی دربارۀ جنبش مشروطه را بهتر ارائه‌داده و ابعاد آن تبیین شود. آثار آدمیت، معمولاً کمتر مورد نقد و بررسی قرار گرفته­اند و بیشتر، به جهت تحلیل­های جامع وی، تحسین و تشویق شده­اند. ضرورت ایجاب می­کرد پژوهشی با محوریّت آثار آدمیت، به نقد اندیشۀ او و تاریخ‌نگاری وی انجام شود.

ایران، افغانستان و راه¬های ترانزیتی در دورۀ پهلوی دوم (1320- 1357 ش)

ایران، افغانستان و راه¬های ترانزیتی در دورۀ پهلوی دوم (1320- 1357 ش)

دوره 2، شماره 2، زمستان 1391، صفحه 89-103

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35372

نورالدین نعمتی، مظهر ادوای

چکیده افغانستان کشوری محصور در خشکی است، که برای تأمین کالاهای ضروری نیاز به ترانزیت کالا از کشورهای مجاور داشته است. در این میان، کشور ایران به دلیل نزدیکی و دسترسی به آب­های آزاد، اقتصادی­ترین مسیر برای تأمین نیازهای افغانستان بوده است؛ اما این کشور به علت گرایش به غرب، ابتدا رویکرد اقتصادی به این موضوع نشان نداد؛ چرا که سیاست خارجی همسانی با ایران نداشت. در دورۀ پهلوی دوّم 1941- 1978 م/ 1320- 1357 ش، روابط بین کشورهای منطقه، تحت تأثیر فضای جنگ سرد بود؛ اما با پایان یافتن جنگ دوّم جهانی و شکل­گیری مسألۀ پشتونستان و همچنین دوری راه­های روسیه و هزینه بالای آنها، بهترین گزینه برای ترانزیت کالاهای افغانستان، راه­های ترانزیتی ایران بود. این پژوهش بیشتر با تکیه بر اسناد این دوره، سعی در روشن کردن این مساله دارد که چگونه بهبود وضعیت راه­های ترانزیتی دو کشور، به گسترش روابط اقتصادی بین آنها انجامید و موافقت­نامه­هایی در همین زمینه منعقد شد.