کلیدواژه‌ها = موسیقی ایرانی
تعداد مقالات: 2
نقد و تفسیرهای «عرفان گرایانه» از موسیقی ایرانی و برخی ازجنبه‌های بستر فرهنگی ـ اجتماعی موسیقی در دهه های سی و چهل شمسی

نقد و تفسیرهای «عرفان گرایانه» از موسیقی ایرانی و برخی ازجنبه‌های بستر فرهنگی ـ اجتماعی موسیقی در دهه های سی و چهل شمسی

دوره 10، شماره 2، بهمن 1399، صفحه 205-244

https://doi.org/10.22059/jis.2020.305300.878

پویا نکویی، رضا پرویزاده

چکیده مقالة حاضر به بررسی یکی از مباحث مهم در رابطه با موسیقی ایرانی پرداخته که در دهه­های سی و چهل شمسی مطرح شد. در این بحث گروهی از منتقدین موسیقی ایرانی به نقد ویژگی­های به زعم خود عرفان­گرایانة موسیقی ایرانی پرداختند. در آن سو گروه دیگری از فعّالان موسیقی ایرانی بر همان اساس به خوانشی عرفان­گرایانه از موسیقی ایرانی پرداختند. در بخش نخست ابتدا به بررسیِ آراءِ گروهی از منتقدین موسیقی ایرانی مبنی بر پیوند آن با تصوف پرداخته است. در ادامه همچنین به بررسی ریشه­های این تفسیر از موسیقی ایرانی در ایران آن دوره پرداخته شده است. همان­طور که بیان خواهد شد، دو جریان فکری به نقد نقش تصوف در فرهنگ ایرانی پرداخته بودند؛ در یک سو جریان چپ و در سوی دیگر احمد کسروی نمایندگان این نوع نگاه محسوب می­شدند. چنانکه اشاره شده درون­مایة نظرات منتقدین موسیقی ایرانی مشابه نظرات طیف­هایی است که تا پیش از این تاریخ به نقد وجوهی از فرهنگ ایرانی منجمله تصوف پرداخته بودند. در ادامه، نظرات گروه دیگری که به بیان روایتی عرفان­گرایانه از موسیقی ایرانی پرداختند، بررسی شده است، و ضمناً به برخی از علل شکل­گیری این نگرش و خوانش نیز اشاراتی شده است. این مقاله ضمن ریشه شناسی علل پیدایش این دو رویکرد، به طرح تمایز مفاهیم «محفل» و «بزم»، بر اساس برخی از شواهد و مستندات موجود به طور مختصر پرداخته است. در این راستا دو تلقی از فرهنگ شنیدن در تاریخ فرهنگی شنیدن موسیقی در عرصة موسوم به «اندرونی» موسیقی ایرانی مطرح شده است. همچنانکه به اختصار بیان شده است دو فرهنگ شنیداری متفاوت بر این دو عرصه حاکم بوده است. در همین راستا نشان داده شده که این تلقیِ «عرفان­گرایانه» وابسته به آداب و قواعد شنیداری حاکم بر عرصة موسوم به محافل بود. در ادامه همچنین مختصراً مطرح شده که بر اساس گفتمان «پرورش ذوق عامه» در دورة پهلوی برخی از فعّالانی که آن روایت­ عرفان­گرا از موسیقی را ارائه می­کردند، بر اهمیت و لزوم نقش اجتماعی موسیقی تأکید داشتند. در بخش پایانی اجمالاً به بررسی برنامة گلها پرداخته شده و این برنامه محصول تفسیر عرفان­گرایانة فعالان موسیقی و تأکید آنها بر مسئلة پرورش ذوق مردم تلقی شده است.

در باب چند اصطلاح موسیقایی در دیوان منوچهری

در باب چند اصطلاح موسیقایی در دیوان منوچهری

دوره 8، شماره 1، مرداد 1397، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jis.2018.68709

راضیه آبادیان

چکیده منوچهری دامغانی از آن دست شاعرانی است که به موسیقی توجه داشته و اصطلاحات موسیقایی در دیوان او بسی بیش از دیوان بسیاری از شاعران دیگر آمده است. با توجه به متونی که تا کنون به چاپ رسیده، بعضی از این اصطلاحات نخستین بار در دیوان او آمده و در جای دیگری – تا آنجا که دیده شد و پژوهشگران حوزة موسیقی نیز دیده‌اند – نمی‌توان آن‌ها را یافت. همین موجب می‌شود که معنای دقیق و ضبط درست این اصطلاحات چندان روشن نباشد، به‌ویژه آنکه دستنویس ارزنده‌ای از دیوان او در دست نیست. این مقاله توضیحی است در باب معنا یا صورتِ اصلی چند واژه و اصطلاح موسیقایی در دیوان منوچهری دامغانی. در کنار این توضیحات، چند بیت از دیوان نیز تصحیح شده است. در چند مورد، توضیحات داده‌شده معنای تازه‌ای از یک اصطلاح ارائه نمی‌دهد و ردّ آنچه پیش‌تر در آن باره گفته شده نیست، اما چیزی افزون بر آنچه پیش از این در منابع دیگر دربارة آن آمده بوده، به دست خواهد داد.