نویسنده = یحیی بوذری نژاد
تعداد مقالات: 3
روش شناسی حکمت عملی تدبیر معماری در فرهنگ ایرانی اسلامی

روش شناسی حکمت عملی تدبیر معماری در فرهنگ ایرانی اسلامی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 97-112

https://doi.org/10.22059/jis.2023.361039.1204

مجید احمد پور، یحیی بوذری نژاد

چکیده ژوهش حاضر درصدد بررسی «روش شناسی حکمت عملی تدبیر معماری در فرهنگ ایرانی اسلامی» است. زیرا به یک معنا، معماری را می‌توان در زمره «حکمت» به حساب آورد؛ زیرا هم در بستری از «دانش» تحقق می‌یابد و هم نیازمند «تدبیر» است؛ معماری ظهور سنخی از جهان‌نگری است که محصول فرهنگ جوامع انسانی تلقی می‌شود و همزمان «انتقال‌دهنده فرهنگ» نیز می‌باشد. سئوال اصلی تحقیق حاضر آن است که مکتب حکمی، جهان‌نگری و نظام ارزشی اسلامی با چه روشی امر معماری را در فرهنگ ایرانی در دو حوزه نظر و عمل تدبیر کرده است؟ در پاسخ، فرهنگ اسلامی، معیارهایی برای حکیمانه بودن امور مربوط به زیست انسانی تعیین کرده است که قاعدتاً امر معماری نیز نمی‌تواند فارغ از آن معیارها باشد؛ از یک‌سو متعالی بودن حکمت به اتصال آن به عالم امر و دریافت افاضه و رحمت الهی تلقی شده است و از سوی دیگر با جریان‌های رقیب خود درگیر می‌شوند و نظام تدبیری خاصّی را پیش می‌کشند. سازگاری عقل و وحی از مشخصه‌های حکمت عملی اسلامی در تدبیر امر معماری تلقی می‌گردد. نظام تدبیری که بر اثر اتصال به منظومه‌ی معرفتی وحیانی تعارضی با دستاوردهای عقلانی بشری پیدا نمی‌کند. به‌طور خاص، در ایران به دلیل عقبه شیعی خود و حوزه تعامل بین نقل و عقل و شهود که حکیمان مسلمان، دائما آن را تئوریزه کرده و حکمت را در ابعاد مختلف حیات انسانی امتداد داده و با آن زندگی کرده‌اند ظرفیت قابل توجهی را برای پی‌افکندن تدابیر حکیمانه زیست انسانی پیش‌روی نظام حکمرانی جامعه اسلامی قرار داده است.در این پژوهش به روش شناسی حکمت عملی تدبیر معماری در فرهنگ ایرانی اسلامی می‌پردازیم..

آسیب‌شناسی دینی ایران عصر صفوی از منظر محقق سبزواری در روضةالانوار عباسی

آسیب‌شناسی دینی ایران عصر صفوی از منظر محقق سبزواری در روضةالانوار عباسی

دوره 13، شماره 2، شهریور 1402، صفحه 97-116

https://doi.org/10.22059/jis.2022.345028.1129

یحیی بوذری نژاد، محمدحسین جمال زاده، سعید آریان پور

چکیده یکی از افرادی که در دوران سلطنت صفویه درحالی‌‌که بالاترین منصب مذهبی را در حکومت داشت، به آسیب‌‌شناسی دینی صفویه دست یازید، ملا محمدباقر سبزواری مشهور به محقق سبزواری است. او در کتاب روضةالانوار عباسی که به درخواست شاه عباس دوم نوشت، تلاش کرد علاوه بر ذکر رهنمودهایی برای ادارۀ حکومت‌ و اصولی برای مملکت‌‌داری، آسیب‌هایی را که صفویه بدان دچار بود، بیان کند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که از منظر محقق سبزواری در کتاب روضةالانوار عباسی، صفویه دچار چه آسیب‌‌هایی بوده‌است؟ ازاین‌رو با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و با گردآوری کتابخانه‌‌ای داده‌‌ها، به یافته‌‌های زیر رسیده‌ایم: آسیب‌شناسی دینی سبزواری از صفویه، در پنج زمینۀ آسیب‌شناسی دین، معرفت دینی، جامعۀ دینی، دین‌داری، نهادهای دینی دسته‌بندی می‌شود. اندیشۀ اصلاحی در روضةالانوار عباسی او مبتنی بر حکمت عملی اسلام است و رویکرد عدالت‌محورانه و مهرورزانه در قبال عامۀ مردم در آن مشهود است. همچنین باید موضوع کتاب روضةالانوار عباسی را تدوین و تحقق الگوی سیاست‌‌ورزی مؤمنانه دانست که مبتنی بر اعتقادات و احکام و اخلاق اسلامی، شیوه‌‌ای از امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر اجتماعی را به دست می‌دهد. سبزواری در بسیاری موارد با بیانی کنایی، منظور خود را گفته و در برخی موارد هم به‌ تصریح مستقیم آسیب‌‌ها پرداخته‌است. سبزواری برای رفع آسیب‌های مذکور و حفظ و بقای حکومت، سه عامل را دخیل می‌داند که برخاسته از مبانی خاص اندیشۀ سیاسی اوست: 1. عامل باطنی: اصلاح رابطۀ باطنی (معنوی) حاکم با خداوند؛ 2. عامل ظاهری: اصلاح رابطۀ حاکم با مردم و دولت‌مردان در رعایت اصول مملکت‌داری؛ 3. عامل ظاهری و باطنی: عدالت‌ورزی و مهروزی با مردم و مبارزه با ظلم و ظالم.
 

پیامدهای سیاسی و اجتماعی ظهور اخباری گری در دوره صفویه

پیامدهای سیاسی و اجتماعی ظهور اخباری گری در دوره صفویه

دوره 12، شماره 1، اردیبهشت 1401، صفحه 45-67

https://doi.org/10.22059/jis.2022.342597.1110

یحیی بوذری نژاد، حسین ایرانپور

چکیده در زمان صفویه، شاخه‌‌ای از عالمان از روش طبیعی اجتهاد در استنباط فقهی احکام خارج شدند و به اخباری‌‌گری روی آوردند. حکومت صفوی در جایگاه داعیه‌‌دار تشیع ـ سلباً یا ایجاباً ـ مورد اهتمام علمای شیعه بود؛ به همین سبب، بررسی حرکت‌‌های علمی و اجتماعی در این دوره مورد اهتمام است. بررسی نظرات مجتهدها و اخباریان ما را به این مهم رهنمون می‌‌سازد که سرچشمه و منشأ سنخ تعاملات و کنش‌‌های هر کدام از فریقین در نوع نگاه آنان به شأن زعامت برای جامعه است که اصولی‌ها آن را متعلق به مجتهد جامع‌الشرایط می‌انگارند و شاه را ملزم به گرفتن اذن از او می‌‌دانند، ولی اخباری‌ها این شأن را عرفی می‌انگارند و به عهدۀ مردم گذاشته‌‌اند. تلقی اخباری‌ها از زعامت جامعه، تبعاتی را در پی داشت. این جریان به نوعی به ظاهرگرایی دامن زد و همین امر سیر ترقی تمدن اسلامی را منحط ساخت و به خودکامگی پادشاهان صفوی دامن زد. از دیگر سو، این جریان و وقوع آن در بستر زمانی صفویه، سبب رواج یافتن خرافات و بدعت‌‌هایی در اعتقادات و اعمال مذهبی از جمله اختلافات مذهبی، حجیت یافتن رؤیا، بدعت‌‌گذاری در مناسبت‌‌های دینی، به‌‌خصوص عزاداری، و نیز تصرف در اعتقادات منجی‌‌گراییِ شیعی شد. توجه به جایگاه علوم عقلی در دورۀ صفویه هم درخور توجه است که با کنار نهادن آن، پیامدهای اجتماعی اخباری‌‌گری دوچندان شد. این نوشتار با در نظر داشتن روش تحلیل اسنادی، در صدد بررسی منابع و اَسناد مختلف تاریخی است تا بتواند فهم خود را هم‌‌افق آن عصر بسازد و جلوه‌های جدیدی از تأثیرات مثبت و منفی و در بعضی مواقع مخرب جریان اخباری‌گری بر سیر تاریخ ایران اسلامی را کشف سازد و پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن جریان در همان دوران را به تصویر بکشد و تفاوت آن با جریان اصول‌‌گرایی فقهی را نیز بیان کند.