بازنمایی مفهوم ایران‌ در عصر ایلخانی (بر اساس منظومه‌های تاریخی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

چکیده

پس از استقرار دولت ایلخانی بار دیگر نام ایران به عنوان سرزمینی دارای استقلال سیاسی و جغرافیایی احیا گردید و ایلخانان حاکمان سرزمین پهناور ایران از جیحون تا فرات خوانده شدند. در تاریخ‌های منثور و منظوم دورۀ ایلخانی نیز به این موضوع اشاره شده است. در این پژوهش چگونگی بازنمایی مفهوم ایران در منظومه‌های تاریخی مهم عصر ایلخانی، یعنی همایون‌نامۀ زجاجی، شهنامۀ چنگیزی، ظفرنامۀ مستوفی و شهنشاه‌نامۀ تبریزی بررسی شده است تا مشخص شود که شاعران این حماسه‌های تاریخی چقدر در راستای بازنمایی نام ایران گام برداشتند و چقدر کوشیدند تا قلمرو حکمرانی ایلخانان را ایران‌زمین بنامند و آن را با قلمرو پادشاهی ایران باستان منطبق سازند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که در این منظومه‌ها دو نگرش متفاوت نسبت به مقولۀ ایران وجود دارد: در شهنامه، ظفرنامه و شهنشاه‌نامه که در دربار ایلخانان مسلمان سروده شده، بارها قلمرو فرمانروایی ایلخانان، ایران و ایران‌زمین نامیده و حدود آن از جیحون تا روم و مصر ذکر شده است؛ همچنین حاکمان ایلخانی، شاهانی ایرانی پاسدار مرزهای ایران‌زمین معرفی شدند؛ اما در همایون‌نامه کمتر چنین نمونه‌هایی دیده می‌شود. به نظر می‌رسد که مهم‌ترین دلیل رویکرد متفاوت همایون‌نامه این است که این منظومه در اوایل شکل‌گیری دولت ایلخانی سروده شده است؛ زمانی که هنوز به مفهوم ایران و هویت ایرانی کمتر توجه می‌شد؛ اما سرایش سه منظومۀ دیگر در دورۀ ثبات و اقتدار ایلخانان انجام شده است. دیدگاه‌های شخصی شاعران نیز در این رویکرد مؤثر است، هدف اصلی زجاجی روایت کردن تاریخ اسلام بوده است، بدون اینکه دغدغۀ پرداختن به تاریخ ایران و هویت ایرانی را داشته باشد؛ اما کاشانی و به‌ویژه مستوفی و تبریزی دیدگاه ایران‌گرایانۀ خود را در تفسیر حوادث تاریخی دخالت دادند. وجود دو رویکرد متفاوت و معنادار در این آثار نشان می‌دهد که شاعران آگاهانه و هدفمند به کاربرد نام ایران و ایران‌زمین در آثار خود توجه داشتند؛ علاوه بر این ثابت می‌شود که در دورۀ تثبیت حکومت ایلخانی، بار دیگر ایران‌زمین به عنوان سرزمینی مستقل با مرزهای جغرافیایی معین شناخته می‌شده ‌است که پادشاهان وظیفۀ خود می‌دانستند تا از آن در برابر دشمنان متجاوز دفاع کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Manifestation of the Concept of Iran in the Ilkhanid Era (According to the Historical Epics)

نویسندگان [English]

  • Mahshid Gohari Kakhki 1
  • Mohammad Jafar Yahaghi 2
1 Ph. D. Persian Literature, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran.
2 Professor of Persian Literature, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran.
چکیده [English]

After the establishment of the Ilkhanid government, for the first time since the fall of the Sassanids, the name of Iran was revived as a land with political and geographical independence, and the Ilkhanate were called the rulers of the vast land of Iran from Jeyhun to the Euphrates. This issue has been mentioned in the histories of the Ilkhanid period. This research studies how the concept of Iran is represented in the important historical epics of the Ilkhanid era, namely Homayoonnameh, Changizi Shahnameh, Zafarnameh, Shahanshahnameh, to determine how much the poets of these historical epics tried to call the realm of the Ilkhanid Iran. The results of this study show that in these poems there are two different attitudes towards Iran: in Shahnameh, Zafarnameh and Shahanshahnameh, the domain of the Ilkhanid rulers is often called Iran and its borders as from Jeyhun to Rome and Egypt. Furthermore, the Ilkhanid rulers are introduced as Iranian kings who defend the borders of Iran. But in Homayoonnameh such examples are rarely seen. It seems that the most important reason for Homayoonnameh’s different approach is that this poem was written early in the formation of the Ilkhanid government, when the concept of Iran and Iranian identity were still less considered; but the composition of the other three poems was done in the period of stability of this dynasty. The personal views of the poets are also influential in their approaches. The main purpose of Zajaji was to narrate the history of Islam, but Kashani, Mostufi and Tabrizi included their Iranianist views in interpreting historical events. These two different and meaningful approaches in these poems show that the poets have consciously and purposefully used the name of Iran in their works. In addition, the results of the research prove that in the period of stabilization of the Ilkhanid rule, Iran was once again recognized as an independent territory with certain geographical borders, which the kings knew their duty to defend against the invading enemies.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Iran-land
  • Ilkhanate
  • Changizi Shahnameh
  • Mostufi’s Zafarnameh
  • Tabrizi’s Shahanshahnameh
  • Homayoonnameh
آورزمانی، فریدون، 1394، جغرافیای تاریخی ایران زمین، تهران، پازینه.
آیدنلو، سجاد، 1390، دفتر خسروان، تهران، سخن.
ابوریحان بیرونی، محمد بن احمد، 1389، آثارالباقیه، ترجمۀ اکبر داناسرشت، تهران، امیرکبیر.
اشرف، احمد، 1396، هویت ایرانی از دوران باستان تا پایان پهلوی، چاپ ششم، ترجمه و تدوین حمید احمدی. تهران، نشر نی.
اصطخری، ابواسحاق ابراهیم، 1368، مسالک و ممالک، به اهتمام ایرج افشار، تهران، علمی و فرهنگی.
اصفهانی، حمزه بن حسن، 1367، تاریخ پیامبران و شاهان، ترجمۀ جعفر شعار، تهران، امیرکبیر.
اطلس تاریخی ایران، 1350، تهران، مؤسسۀ جغرافیای دانشگاه تهران.
الله‌یاری، فریدون، 1382، «بازنمایی مفهوم ایران در جامعالتواریخ رشیدالدین فضل‌الله همدانی»، مطالعات ملی، بهار 82، ش 15، صص 47-68.
بلعمی، محمد بن محمد، 1353، تاریخ بلعمی، تصحیح محمدتقی بهار، به کوشش محمد پروین گنابادی، تهران، زوار.
بویل، جی. آ، 1366، «تاریخ دودمانی و سیاسی ایلخانان»، تاریخ ایران کمبریج: از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان،گردآورنده: جی. آ. بویل، ترجمۀ حسن انوشه، جلد پنجم، تهران، امیرکبیر.
بیضاوی، عبدالله بن عمر، 1382، نظام‌التواریخ، تهران، بنیاد موقوفات افشار.
تاریخ سیستان، 1314، تصحیح ملک‌الشعرا بهار، تهران، خاور.
تبریزی، احمد، 1397، شهنشاه‌نامه، تصحیح مهشید گوهری کاخکی و جواد راشکی، تهران، بنیاد موقوفات افشار با همکاری سخن.
جوینی، علاءالدین محمد، 1387، تاریخ جهانگشای جوینی، به اهتمام احمد خاتمی، تهران، علم.
دینوری، احمد بن داوود، 1381، اخبارالطوال، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی.
راشکی علی‌آباد، جواد، 1396، تاریخ سروده‌های حماسی زیر سایۀ شاهنامۀ فردوسی. تهران، مورخان.
رشید‌الدین فضل‌الله، 1373، جامع‌التواریخ. تصحیح محمد روشن و مصطفی موسوی، تهران، البرز.
روایت پهلوی، 1367، ترجمۀ مهشید میرفخرایی، تهران، مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
رودمعجنی، محسن و دیگران، 1393، «بازتاب اندیشۀ سیاسی رشیدالدین فضل‌الله همدانی در ساختار زبانی مکاتبات وی»، نقد ادبی، پاییز 93، ش 27، صص 183-199.
زجاجی، 1383، همایون‌نامه (تاریخ منظوم حکیم زجاجی)، نیمۀ دوم، تصحیح علی پیرنیا، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
ـــــــ، 1390. همایون‌نامه (تاریخ منظوم)، نیمۀ نخست. تصحیح علی پیرنیا، تهران، میراث مکتوب.
سنایی، مجدود بن آدم، 1362، دیوان سنایی، به اهتمام مدرس رضوی، تهران، سنایی.
شبانکاره‌ای، محمد بن علی، 1363، مجمع‌الانساب، تصحیح میرهشام محدث، تهران، امیرکبیر.
طبری، محمد بن جریر، 1375، تاریخ طبری، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، 1375، ج2، تهران، اساطیر.
طهماسبی، ساسان، 1395، «مؤلفه‌های هویت و وحدت ملی در ایران عهد صفوی»، تاریخ روایی، تابستان 95، سال اول، ش 1، صص 2-17.
عنصری، حسن بن احمد، 1363، دیوان عنصری، به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، سنایی.
فرخی سیستانی، علی بن جولوغ، 1349،دیوان حکیم فرخی سیستانی، به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، زوّار.
فرنبغ دادگی، 1395، بندهش، ترجمۀ مهرداد بهار، تهران، توس.
فضلی‌نژاد، احمد، 1392، «بازنمایی سیمای کیانیان در تاریخ‌نگاری و حماسه‌سرایی دورۀ ایلخانان»، تاریخنگری و تاریخنگاری، پاییز و زمستان 92، ش 12، صص 149-180.
_____________، 1393، «ایران‌زمین در تاریخ‌نگاری ایلخانان و ممالیک»، پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام، پاییز و زمستان 93، ش 15، صص 171-190.
کاشانی، شمس‌الدین، تاریخ منظوم، نسخۀ خطی شمارۀ 585 س‌س، کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی.
کاشانی، شمس‌الدین، 1398، شهنامۀ چنگیزی، تصحیح وحید قنبری ننیز، تهران، موقوفات محمود افشار با همکاری سخن.
کروولسکی، دوروتیا، 1378، «احیای نام ایران در عهد ایلخانان مغول»، تاریخ روابط خارجی، زمستان 78، ش1، صص 1-16.
گردیزی، عبدالحی بن ضحاک، 1363، تاریخ گردیزی، تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران، دنیای کتاب.
گزیده‌های زادسپرم، 1366، ترجمۀ راشد محصل، تهران، موسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
گوهری کاخکی، مهشید و دیگران، 1392. «ارزیابی جایگاه مغولان و ایرانیان در شهنشاه‌نامۀ احمد تبریزی»، جستارهای ادبی، سال 46، ش1، صص84-57.
گوهری کاخکی، مهشید و مهدوی، جواد، 1398، «سره‌نویسی فارسی در دربار ایلخانان (شهنشاه‌نامۀ احمد تبریزی: یگانه اثر منظوم به فارسی سره)»، نامۀ فرهنگستان، ش 66، صص 109-119.
لین، جورج، 1389، ایران در اوایل عهد ایلخانان، ترجمۀ سید ابوالفضل رضوی، تهران، امیرکبیر.
مارکوارت، یوزف، 1373، ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی، ترجمۀ مریم میراحمدی، تهران، اطلاعات.
مدبری، محمود و دیگران، 1395، «تحقیقی در احوال شمس کاشی و شهنامۀ چنگیزی»، کهن‌نامۀ ادب پارسی، سال هفتم، ش1، صص 109-89.
مرتضوی، منوچهر، 1370، مسائل عصر ایلخانان، تهران، آگاه، چاپ دوم.
مستوفی، حمدالله، 1377، ظفرنامه، چاپ عکسی نسخۀ خطی شمارۀ 2833، کتابخانۀ ملی بریتانیا، زیر نظر نصرالله جوادی و نصرت‌الله رستگار، مرکز نشر دانشگاهی ایران و انتشارات آکادمی علوم اتریش.
_____________، 1380، ظفرنامه (قسم اسلامیه)، تصحیح مهدی مداینی، ج1، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
_____________، 1388، ظفرنامه (قسم سلطانیه)، تصحیح منصوره شریف‌زاده، ج10، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
_____________، 1389،  ظفرنامه (قسم سلطانیه)، تصحیح فاطمه علاقه، ج7، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
_____________، 1389، ظفرنامه (قسم سلطانیه)، تصحیح ناهید ذاکری، ج8، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
مسعودی، علی بن حسین، 1365، التنبیه و الاشراف، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
مشکور، محمدجواد، 1371، جغرافیای تاریخی ایران باستان، تهران، دنیای کتاب.
منوچهری، احمد بن قوص، 1375، دیوان منوچهری دامغانی، به کوشش محمد دبیر ساقی، تهران، زوّار.
مینوی خرد، 1391، ترجمۀ احمد تفضلی، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، توس.
نیولی، گراردو، 1387، آرمان ایران، جستاری در خاستگاه نام ایران، ترجمۀ سید منصور سید سجادی، تهران، موسسۀ فرهنگی و هنری پیشین پژوه (اسطوره).
ولف، فریتس، 1377، فرهنگ شاهنامۀ فردوسی، تهران، اساطیر.
Mackenzie 1, D. N. 1998, "ĒRĀN-WĒZ", Enclopaedia Iranica, VIII, Fasc. 5, p.536.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ. 1998, "ĒRĀN, ĒRĀNŠAHR", Enclopaedia Iranica, VIII, Fasc. 5, p.534.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ. 1998, "ĒRĀN-WĒZ", Enclopaedia Iranica, VIII, Fasc. 5, p.536.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ. 1998, "ĒRĀN, ĒRĀNŠAHR", Enclopaedia Iranica, VIII, Fasc. 5, p.534.