<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1396</YEAR>
<VOL>7</VOL>
<NO>2</NO>
<MOSALSAL>0</MOSALSAL>
<PAGE_NO>148</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>آگاهی تازه‌ای از رابطۀ عمر خیّام و امام محمد غزّالی(دو رباعی نویافته از خیّام در رثای غزّالی)</TitleF>
				<TitleE>New Information Concerning the Relationship between Omar Khayyam and Imam Mohammad al-Ghazzali (Two Newly Found Quatrains by Khayyam Elegizing Ghazzali)</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_68279.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2018.68279</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>از احوال خیّام اطلاع زیادی در دست نیست. گویا مجموعة اشعار مدوّنی نداشته و اگر هم داشته به دست ما نرسیده است. قدیم‌ترین مجموعه‌های رباعیات منسوب بدو که در دست است در نیمۀ دوم سدۀ نهم هجری قمری گرد آورده شده و مشحون است از رباعیاتی که قطعاً و یقیناً از خیّام نیست. ناچار باید اشعار اصیل او را به مرور ایّام در لابه‌لای متون کهن یافت و این البته کاری است که پژوهشگران تا حدّ ممکن انجام داده‌اند. اما همچنان ممکن است اشعار یا اطلاعات تازه‌ای از خیّام در کتب قدیم دستیاب شود. موضوع این یادداشـت از جـملۀ هـمین آگاهی­های تازه و موثق است که هم ارزش تاریخی دارد و هم شعری. از آنجا که مطلب اصلی این جستار دو رباعی از خیّام در رثای غزّالی است، بعد از بحثی دربارۀ روابط و سابقۀ آشنایی آن دو، در پایان بخش کوتاهی به پیشینۀ مرثیه‌سرایی در قالب رباعی اختصاص داده شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>There is not much accurate information about Khayyam. It genuinely seems that either his poetry had not been systematically collected, or if it were, no copy has survived. The oldest collection of Rubaiyat (quatrains) attributed to Khayyam, was compiled in the second half of the 9th century AH, and many of the quatrains that are preserved in it definitely do not belong to Khayyam. We must therefore, look to other sources to find his original verse. Although researchers have done much to discover his remaining quatrains, individual verses by and information about him remain scattered in various manuscripts.  This paper presents newly discovered and reliable historical information about Khayyam. The focus of the present study are two quatrains of Khayyam that elegize the great theologian, al-Ghazzali. In addition to discussing Khayyam and Ghazzali’s relationship, the history of elegies that are in quatrain form are also discussed.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>13</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>افشین وفایی</Family>
						<NameE>mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>afshinvafaie</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m.afshinvafaie@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the history of Persian literature</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rubaiyat (quatrains) of Khayyam</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Makatib of Ghazzali</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Khayyam</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mohammad Ghazzali</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن­اثیر، 1407ق/1987م، الکامل فی التاریخ، راجعه و صححه الدکتور محمد یوسف الرقافه، المجلد الثامن، بیروت، دارالکتب العلمیه.##افشین­وفایی، محمد، 1389، «جعبه­آینۀ کتاب 1»، بخارا، سال دوازدهم، شمارۀ 75، فروردین-تیر 1389، صص 623-645.##اوحدی بلیانی، 1389، عرفات العاشقین و عرصات العارفین، تصحیح ذبیح­الله صاحبکاری، آمنه فخر احمد، با نظارت علمی محمد قهرمان، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب و کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.##تقی­الدین کاشانی، خلاصة الاشعار و زبدة الافکار، دستنویس شمارۀ 16783 کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی به خطّ مولف، کتابت مورّخ 999ق.##جلال­الدین یوسف اهل، 1358، فرائد غیاثی، به کوشش حشمت مؤید، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.##خیامی، عمر بن ابراهیم، 1377، دانشنامۀ خیّامی، به اهتمام رحیم رضازادۀ ملک، تهران، علم و هنر و صدای معاصر.##سروشیار، جمشید،1353، «خیّام و غزّالی»، یغما، شمارۀ سوم، سال بیست و هفتم، خرداد 1353، صص 152- 153.##شمس تبریزی،1377، مقالات شمس تبریزی، تصحیح و تعلیق محمدعلی موحد، تهران، خوارزمی (چاپ دوم).##شهرزوری، شمس‌الدین محمد بن محمود،1396ق/1976م، نزهة الارواح و روضة الافراح فی تاریخ الحکماء و الفلاسفه، اعتنی بتصحیحه و التعلیق علیه السید خورشید احمد، حیدرآباد دکن.##شهرزوری، شمس‌الدین محمد بن محمود، 1365، نزهة الارواح و روضة الافراح (تاریخ الحکماء)،ترجمۀ مقصودعلی تبریزی، به کوشش محمدتقی دانش­پژوه و محمدسرور مولایی، تهران، علمی و فرهنگی.##ظهیرالدین ابی‌الحسن علی بن ابی‌القاسم زید البیهقی، 1351ق، تتمة صوان الحکمه، [به تصحیح محمد شفیع]، لاهور.##عوفی، محمد، 1335، لباب الالباب، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ابن­سینا و علمی.##غزّالی، محمد، 1966/1385ق، تهافت الفلاسفه، تحقیق الدکتور سلیمان دنیا، قاهره، دارالمعارف بمصر.##غزّالی، محمد، 1380، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیو جم، تهران، علمی و فرهنگی##(چاپ نهم).##غزّالی، محمد،1333، مکاتیب فارسی غزّالی به نام فضائل الانام من رسائل حجة الاسلام، گردآورنده یکی از منسوبان وی، به تصحیح و اهتمام عباس اقبال، تهران: کتابفروشی ابن‌سینا.##فخرالدین رازی، 1369، «رسالة التنبیه علی بعض الاسرار المودعه فی بعض سور القرآن العظیم و الفرقان الکریم»، به تصحیح و مقدمۀ محمود فاضل یزدی مطلق، سیمرغ، سال یکم، شمارۀ ششم، تهران، تیرماه 1369، صص 45-64.##قزوینی، محمد،1313، «تاریخ بیهق (3)، تکمله در خصوص خیّام»، مهر، سال اول، شمارۀ 11، فروردین 1313، صص 830- 837.##مسعود سعد سلمان،1390، دیوان، مقدمه، به تصحیح و تعلیقات محمد مهیار، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی.##میرافضلی، سید علی،1382، رباعیات خیّام در منابع کهن، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##ـــــــــ ،1389، «رباعی خیّام در تاریخ وصّاف»، گزارش میراث، دورۀ دوم، سال چهارم، شمارۀ 40، مرداد و شهریور 1389، صص 29- 30.##مینوی، مجتبی،1335، «از خزاین ترکیه»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات (دانشگاه تهران)، شمارۀ 2، سال چهارم، دی­ماه 1335، صص 42-75.##نجم رازی (1383). مرصاد العباد، به اهتمام محمد امین ریاحی، تهران، علمی و فرهنگی (چاپ دهم).##نظامی عروضی سمرقندی،1909م، چهار مقاله، به سعی و اهتمام و تصحیح محمد بن عبدالوهاب قزوینی، لیدن، بریل.##همایی، جلال‌الدین،1342، غزّالی‌نامه، شرح حال و آثار و عقاید و افکار ادبی و مذهبی و فلسفی و عرفانی امام ابوحامد محمد بن محمد بن محمد بن احمد غزّالی طوسی، طبع دوم با تجدید نظر و اضافات، تهران، کتابفروشی فروغی.##یار احمد بن حسین رشیدی تبریزی،1367، رباعیات خیّام: طربخانه، به تصحیح جلال‌الدین همایی مؤسسۀ نشر هما (چاپ دوم).##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ملاحظاتی انتقادی درباب نگرش سیاحان خارجی دورة قاجار به آیین یارسان</TitleF>
				<TitleE>Critical Considerations on the Attitudes of Foreign Travelers to the Yarsan Sect in the Qajar Era</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_68280.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2018.68280</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>گسترش ورود اروپاییان به ایران در قرن 19میلادی/13 هجری، اگرچه موجبات افزایش اطلاعات آنان در عرصه­های مختلف از طبیعت و جامعة ایران را فراهم ساخت، اما به­دلیل ادراک حسی یا سطحی از فرهنگ، ادیان و مذاهب ایرانی، به­ویژه مذاهب قومی، محلی و رازآلود، دریافت­های آنان با اما و اگرهای فراوانی همراه است. این امر در گزارش سیاحان غربی دورة قاجاریه از مذاهب صفحات غرب ایران به­وضوح قابل مشاهده است. هدف این پژوهش بررسی انتقادی این موضوع بر پایة روش تطبیقی است. بخش فراوانی از آنچه سفرنامه­نویسان خارجی در سفرنامه­های خود تحت عناوین اهل ­حق، نُصَیری، چراغ­خاموش، چراغ­پف، داوودی و به­ویژه فرقة علی­اللهی به عقاید و آداب و رسوم جاری در میان کردان با مرکزیت شهر کرند غرب منسوب داشته­اند، بیشتر به­یکی از آیین­های رایج در منطقه به­نام «یاری» تعلق دارد و در نتیجه تصویر آنان از فرقة علی­اللهی تصویری مخدوش و غیر قابل اعتماد است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The considerable increase of the Europeans’ travels to Iran in the 19th/13th AH centuries expanded their information about various aspects of Iran&#039;s nature and society. But due to their sensory or superficial perception of the Persian culture, religions, and sects, particularly ethnic, local, and mystic sects, their percepts are not that much accurate. This fact is evident in the Western travelers&#039; reports of the religions of Western Iran in the Qajar period. The present paper is a critical study on the basis of the comparative approach. Foreign travel writers mentioned current beliefs and customs of the Kurds, whose central settlement was the city of Kerend-e Gharb. What they recorded in their travelogues -entitled Ahl-e Haq, Nosairi, Cheragh khamush, Cheragh pof, Davudi and, in particular, the Ali-Allahi sect- is actually about Yari, one of the common sects of the area. Therefore, their image of the Ali-Allahi sect is distorted and unreliable.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>15</FPAGE>
						<TPAGE>32</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جهانبخش</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ثواقب</Family>
						<NameE>Jahanbakhsh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Savagheb</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیأت علمی/ دانشگاه لرستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>jahan_savagheb@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>معصومه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هادی</Family>
						<NameE>Masoomeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه لرستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>masoomhadi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زاده صفری</Family>
						<NameE>Mohammadreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zadehsafari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rezasafari1362@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Iranian religions</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>bateni sects</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Ahl-e haq</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Yari sect</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>European travelogues</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>افضلی­ شاه­ابراهیمی، قاسم، 1352، دفتر رموز یارسان (گنجینه سلطان ­سهاک)، تهران، بی­نا.##القاضی، مجید، 1361، مجموعة آیین و اندرز و رمز یاری، تهران، طهوری.##اوبن، اوژن، 1362، ایران امروز 1907- 1906، سفرنامه و بررسی­های سفیر فرانسه در ایران، ترجمة علی ­اصغر سعیدی، تهران، زوار.##اورسل، ارنست، 1382، سفرنامة قفقاز و ایران، ترجمة علی ­اصغر سعیدی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##بایندر، هنری،1370، سفرنامه هنری بایندر (کردستان، بین­النهرین و ایران)، ترجمة کرامت­الله افسر، تهران، فرهنگسرا.##براون، ادوارد، 1387، یک ­سال در میان ایرانیان، ترجمة مانی صالح­ علامه، تهران، اختران.##بلوشر، ویپرت، 1369، سفرنامة بلوشر، ترجمة کیکاوس جهانداری، تهران، خوارزمی.##بنجامین، ساموئل گرین، 1391، ایران و ایرانیان در عصر ناصرالدین­ شاه، ترجمة محمد حسین کردبچه، تهران، اطلاعات.##پولاک، یاکوب ادوارد، 1368، سفرنامة پولاک (ایران و ایرانیان)، ترجمة کیکاوس جهانداری، تهران، خوارزمی.##چریکف، واسیلی ایوانوویچ، 1379، سیاحت­نامة مسیو چریکف، ترجمة آبگار مسیحی، به­کوشش علی ­اصغر عمران، تهران، امیرکبیر.##دو بد، کلمنت اوگاستس، 1388، سفرنامة لرستان و خوزستان، ترجمة محمد حسین آریا، تهران، علمی و فرهنگی.##دو گوبینو، کنت، 1367، سه ­سال در آسیا (سفرنامة کنت دوگوبینو)، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، کتاب­سرا.##دیوان گوره، نسخة خطی.##راولینسون، سر هنری، 1362، سفرنامة راولینسون (گذر از ذهاب به خوزستان)، ترجمة سکندر امان­اللهی بهاروند، تهران، آگاه.##زاده­صفری، محمد­رضا، 1392، «پیدایش و تحول فرقة اهل ­حق در کرمانشاه»، پایان­نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی.##سرنا، کارلا، 1363، سفرنامة کارلا سرنا (مردم و دیدنی­های ایران)، ترجمة غلامرضا سمیعی، تهران، نشر نو.##سلطانی، محمدعلی، 1381، خاندان­های حقیقت و مشاهیر متأخر اهل ­حق در کرمانشاه، کرمانشاه، سها.##سوری، ماشاءالله، 1344، سروده­های دینی یارسان، تهران، امیرکبیر.##شیل، مری، 1362، خاطرات لیدی شیل، ترجمة حسین ابوترابیان، تهران، نشر نو.##صفی­زاده، صدیق، 1361، نوشته­های پراکنده دربارة یارسان (اهل حق)، تهران، عطایی.##ـــــــــــــــ ، 1375، نامة سرانجام، تهران، هیرمند.##ــــــــــــــ ، 1387،  اهل­حق، پیران و مشاهیر، تهران، حروفیه.##طاهری، طیب، 1389، زیج آریایی کردی، تهران، حروفیه.##کرزن، جورج ناتانیل، 1387، ایران و قضیة ایران، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی، 2 ج، تهران، علمی و فرهنگی.##ویشارد، جان، 1363، بیست ­سال در ایران، ترجمة علی پیرنیا، تهران، نوین.##هالینگبری، ویلیام، 1363، روزنامة سفر هیئت سر جان ملکم به دربار ایران، ترجمة امیرهوشنگ امینی، تهران، کتاب­سرا.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>گفتمان فکری روزنامة اختر دربارة وضعیت منحط و عقب‌ماندۀ ایران و جهان اسلام</TitleF>
				<TitleE>The Intellectual Discourse of the Akhtar Newspaper on the Degenerate and Underdeveloped Status of Iran and the Muslim World</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_68282.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2018.68282</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>انحطاط و راه برون‌رفت ایران و اسلام از آن یکی از موضوعات مهم مطرح­شده در مطبوعات دوران قاجار، از جمله روزنامۀ اختر، است.  پرسش این مقاله این است که شیوه­های گفتمانی که نویسندگان اختر در دو سال نخست انتشار برای بازنمایی ایدئولوژی فکریشان دربارة علل عقـب­مـاندگی ایران و راه­های برون­­رفت از آن به کار می­بردند، چگونه بوده است؟ بر اساس یافته­های این تحقیق، گفتمان اختر بر حول محور انسان و بازتعریف الهیات اسلامی از مفهوم انسانیت و رسالت آن در آفرینش می­گردیده است. انسان بازنمایی­شده در اختر مکلف است با آگاهی از این هدف والای آفرینش و زندگی به‌عنوان یک مسئولیت تاریخی، نوع خود را از انحطاط نجات دهد. انسان در گفتمان اختر در دوگانة واقعی و وحشی هویت‌بخشی و بازشناسی می‌شود. علی­رغم تبارسازی الهیاتی برای این تعریف از انسان در اختر، ویژگی‌هایی برشمرده برای انسان واقعی همان ویژگی‌های انسان غربی است. اختر برای برون‌رفت انسان شرقی از انحطاط، انسانِ اشرف مخلوقات را برای پاسداشت شأنش به کنشگری فردی و اجتماعی به‌منظور دستیابی به ترقی و پیشرفت دعوت می­کند که این نیز الگویی غربی است. در این گفتمان اختر بُعد تازه‌ای به عبودیت انسانی می‌دهد و آن شکرگزاری انسان واقعی در بعد عملی، یعنی تلاش در جهت برون‌رفت از انحطاط و عقب‌ماندگی با الگوپذیری از انسان غربی، است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the fundamental issues raised in the Qajar periodicals, including Akhtar newspaper, is the problem of the decline in Iran and the Muslim world and its solution. The question of this article is: what were the discourse methods used by the writers of Akhtar to represent their ideologies about the causes of Iran&#039;s backwardness and the ways of escaping from it, specifically in the first two years of its publication? According to the findings of this research, the basic discourse of Akhtar is about the human, the Islamic theology’s redefinition of the concept of humanity, and man’s mission in creation. The man represented in the Akhtar discourse is obligated to prevent human beings from decline by understanding the supreme cause of creation and life as a historical responsibility. Human beings are identified and recognized in a dichotomy between the real and the wild. Despite the theological genealogy for this definition of human in Akhter, the characteristics of the genuine man are the same features of the Western man. Akhtar invites human, as the superior to all the creatures, to defend his dignity through individual and social activism, and achieve progress, which is also a Western pattern. In this discourse, Akhtar introduces a new dimension to servitude, which is the gratitude of the genuine man in the practical dimension. This can be considered as an attempt to escape decline and backwardness with the pattern of the Western human.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>33</FPAGE>
						<TPAGE>48</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>داریوش</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رحمانیان</Family>
						<NameE>Daryush</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rahmanian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار تاریخ ایران اسلامی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rahmanian.dariush@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>افسانه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>روشن</Family>
						<NameE>Afsaneh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rowshan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>afsaneh.roshan@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>backwardness</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Iran in Qajar period</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Akhtar Newspaper</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>decadence</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Islamic humanism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>critical discourse analysi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اختر، 1292-1314ق، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، چ اول، 1378، ج 1.##براون، ادوارد، 1386، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت، ترجمة محمد عباسی، تهران، علم، ج 2.##رحمانیان، داریوش، 1382، تاریخ علت­شناسی انحطاط و عقب‌ماندگی ایرانیان و مسلمین (از آغاز دورة قاجار تا پایان دوره پهلوی)، تبریز، مؤسسة تحقیقاتی علوم اسلامی-انسانی.##سلطانی، سید علی‌اصغر،1387، قدرت، گفتمان و زبان (سازوکارهای جریان قدرت در جمهوری اسلامی ایران). تهران، نی.##صدر هاشمى، محمد، 1363، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، کمال، ج 1.##قانون، 1307ق، به کوشش هما ناطق، تهران، امیرکبیر، 2535.##کسروی، احمد، 1383، تاریخ مشروطه، تهران، امیرکبیر (چاپ بیستم).##یورگنسن و فیلیپس، 1389، نظریه و روش در تحلیل گفتمان، ترجمة هادی جلیلی، تهران، نی.##Reisigl, M., R. Wodak, 2005, Discourse and discrimination: Rhetorics of racism and anti-Semitism, Routledge.## Wodak, R., 2006, “The discourse-historical approach”. In Wodak, R. and M. Meyer (eds.), Methods of critical discourse analysis, London, Sage.##Wodak, R., M. Meyer (Eds.), 2006, Methods of critical discourse studies, London, Sage.##Žagar, I., 2010, Topoi in critical discourse analysis, Lodz Papers in Pragmatics, 6 (1).##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تکوین خطوط مواصلاتی نواحی شرقی همدان و نقش آن در تکامل مراکز سکونتگاهی (با تأکید بر ناحیۀ درگزین)</TitleF>
				<TitleE>The Development of the Routes of Hamedan’s Eastern Regions and its Role in the Growth of the Residential Areas (with Emphasis on Dargazin Region)</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_68284.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2018.68284</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>درگزین از جملة مناطقی است که در گذشته به سبب قرار گرفتن بر سر راه­های ارتباطی از اهمیت سیاسی و فرهنگی برخوردار بوده و امروزه نیز وجود بناهای تاریخی و تپه‌های باستانی به­جا­مانده از آن ایام  نشان از اهمیت آن در گذشته دارد. حال با توجه به اهمیّت و جایگاه این ناحیه، این سؤال مطرح است که چرا درگزین در قرون بعد از اسلام تاریخ ایران اهمیت داشته و نقش و جایگاه مسیرهای ارتباطی در شکل‌گیری سکونتگاه‎‌ها و پیشرفت فرهنگی آن به چه صورتی بوده است؟ مقالۀ حاضر برای پاسخ گفتن به این پرسش، در صدد شناخت پیشینۀ تاریخی و تکوین خطوط ارتباطی و نقش آن در تکامل سکونتگاه‌ها و وضع فرهنگی ناحیۀ درگزین در قرون بعد از اسلام است. بررسی منابع تاریخی و جغرافیایی و  مسیرهای ارتباطی کنونی این ناحیه نشان می‌دهد که موقع جغرافیایی درگزین بر سر راه­های مواصلاتی، برخورداری از زمین‌های حاصلخیز و هموار و قرار گرفتن در دامنۀ کوه‌های خرقان، که برای آن یک امتیاز ژئوپولیتیکی به شمار می‌رود، این ناحیه را از گذشته تاکنون به محل تردّد کاروان‌های تجاری و محل سکونت اقوام و گروه‌های مختلف تبدیل کرده است. امروزه نیز، با نگاهی به خطوط مواصلاتی این ناحیه و قرار گرفتن آن بر سر راه سه استان زنجان و مرکزی و قزوین، مشخص می‌شود که همچون گذشته دو شاخۀ مهم جادۀ ابریشم آن را از شرق و غرب احاطه کرده‌ و عمدۀ سکونت گاه‎های این ناحیه نیز در امتداد همین مسیرها قرار گرفته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Dargazin was one of the politically and culturally significant regions of Iran in the past, and its historical monuments and mounds shows the importance of this area. Why was Dargazin important in the post-Islamic era and what was the role of the routes in the formation of settlements and the cultural development of this region? To answer these questions, the present article looks for the historical background of the routes, and its role in the expansion of the settlements, and the cultural growth of Dargazin in the post-Islamic era. The geographic location of Dargazin (being on the side of the main roads), having fertile and flat lands, and being at the skirts of the Kharaqan mountains (which is a geopolitical advantage), developed this area, as a transit point for commercial caravans and the residence of several groups of people. At the present time, Dargazin locates on the side of the roads to Zanjan, Markazi, and Qazvin provinces, and in the past, the two main branches of the Silk Road surrounded it from east and west. The study shows that most of the habitats of this area have been located along these routes.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>49</FPAGE>
						<TPAGE>66</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حبیب</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شرفی صفا</Family>
						<NameE>habib</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>sharafi safa</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری دانشگاه خوارزمی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sharafihabib@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>اسماعیل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>چنگیزی</Family>
						<NameE>esmail</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ganghis Ardahi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار  تاریخ دانشگاه خوارزمی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ardeha1340@hotmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدحسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رازنهان</Family>
						<NameE>Mohammad Hassan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Raznahan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار تاریخ دانشگاه خوارزمی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>h_raznahan@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>History of Iran</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Archaeology of Iran</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Historical geography</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>roads</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Hamedan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Dargazin</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابودلف، 1342، سفرنامة  ابودلف، تصحیح  ولادیمیر مینورسکی، ترجمة ابوالفضل طباطبایی، تهران، فرهنگ ایران­زمین.##ابن حوقل، 1366، ایران در صوره الارض، ترجمة جعفر شعار، تهران، امیرکبیر.##ابن خردادبه، 1371، مسالک و ممالک، ترجمۀ سعید خاکرند، تهران، مؤسسۀ مطالعات و انتشارات تاریخی میراث  ملل.##ابن فضلان، 1413، رحله ابن فضلان، تصحیح سامی الدهان، بیروت، دار صادر.##ابن رسته، 1365،  الأعلاق النفیسه، ترجمۀ حسین قره­چانلو، تهران، امیرکبیر.##قدامه بن جعفر، 1370، کتاب الخراج، ترجمۀ حسین قره­چانلو، تهران، البرز.##ابن ‌فقیه همدانی،‌ 1416، البلدان، تصحیح یوسف الهادی، بیروت، عام الکتب.##ابن خلکان، 1407، معجم مقیدات، تصحیح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مکتبه الخانجی.##ابن ‌ندیم، 1343، الفهرست. ترجمۀ رضا تجدد، تهران، کتابخانة ابن‌سینا.##اذکائی، پرویز، 1372، درگزین تا کاشان، همدان.##اذکائی، پرویز، 1380، همدان­نامه: بیست گفتار دربارۀ مادستان، همدان، نشر مادستان.##اصطخری، ابواسحق ابراهیم، 1373، ممالک و مسالک، تصحیح ایرج افشار، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.##ایسیدور خاراکسی، 1387، منزلگاه های اشکانی، ترجمۀ علی اصغر میرزایی، تهران،  ماهی.##بارتولد، ولادمیر، 1358، تذکرة جغرافیایی ایران، ترجمۀ حمزه سردادور، تهران، توس.##بغدادی، عبدالمؤمن بن عبدالحق، 1412 ق، مراصد الاطلاع على أسماء الأمکنه البقاع، تصحیح علی محمد بجاوی، جزء الأولی، بیروت، دارالجیل.##بنداری، فتح بن علی، 1356، زبدة النصر و نخبة العصره: تاریخ سلسلة سلجوقی، محمد حسین جلیلی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##پیگولوسکایا، نینا ویکتوروونا، 1387، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ترجمة عنایت­الله رضا، تهران، علمی و فرهنگی.##تاورنیه، ژان باپتیست، 1336، سفرنامۀ تاورنیه، ترجمۀ ابوتراب نوری، با تصحیح حمید شیرانی، اصفهان، کتابفروشی تأیید.##جغرافیا و اسامی دهات کشور، 1329، ادارة کل آثار و ثبت احوال، ج2، چاپخانة مجلس.##جوینی، عطاملک بن محمد، 1385، جهانگشای جوینی، به تصحیح محمد قزوینی، ج2، تهران، دستان.##حمدالله مستوفی، 1362، نزهة القلوب، به اهتمام گای لسترنج، تهران، دنیای کتاب.##دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، 1368، اخبار الطوال، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی.##دهگان، ابراهیم، 1342، گزارشنامه یا فقه­اللغة اسامی امکنه، اراک، چاپخانة موسوی.##ذهبی، شمس­الدین محمد، 1404 ق، سیر اعلام ‌النبلاء، تصحیح شعیب الارنووط، حقق هذا الجزء اکرم البوشی، الجزء سادس عشر، بیروت، مؤسسه الرساله.##ذهبی، شمس الدین محمد، 1413 ق، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تصحیح عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی.##رافعی، عبدالکریم بن محمد (بی‌تا)، التدوین فی اخبار قزوین، منشورات محمد علی بیضوی، ج 1، بیروت، دار الکتب العلمیه.##رشید الدین فضل­الله همدانی، 1385، تاریخ مبارک غازانی، داستان غازان خان، تصحیح کارل یان، لندن.##رضوی، ابوالفضل، 1388، «راه­های تجاری در عهد ایلخانی»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ش 137، صص 22-35.##سمعانی، عبدالکریم بن محمد، 1399 ق، الأنساب، تصحیح عبدالرحمن بن یحیی، حیدرآباد، دائرة المعارف  العثمانیه.##سبط ابن عجمی، احمد بن ابراهیم، 1417 ق، کنوز الذهب فی تاریخ حلب، تصحیح شوقی اشعث و فالح بکور، ج 1، حلب، دارالقلم العربی.##شفیعی کدکنی، محمد رضا، 1393، «مقامات ابوعلی قومسانی»، بخارا، ش 102، صص 657 -683.##صابری همدانی، احمد، 1381، تاریخ مفصل همدان، ج1، تهران، انتشارات شاکر.##صفدی، خلیل بن ایبک، 1402 ق، الوافی بالوفیات، تصحیح ریتر هلمونت، باعتناء محمد یوسف نجم، الجزء الثامن، بیروت، دارالنشر فرانز شتاینر.##طبری، 1879، تاریخ الامم و الملوک، تصحیح دوخویه و دیگران، الجزء الثالث، لیدن، افست منشورات  مؤسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت.##العفانی، سید حسین، 1425 ق، فرسان النهار من الصحابه الأخیار، الجلد الخامس، ریاض، مکتبه الکیان.##فرای، ریچارد، 1368، میراث باستانی ایران،  ترجمۀ مسعود رجب­نیا، تهران، علمی و فرهنگی.##فرشاد، مهدی، بی تا، تاریخ مهندسی در ایران، بنیاد نیشابور.##قمی، حسن بن محمد، 1361، تاریخ قم، تصحیح سید جلال­الدین تهرانی، تهران، توس.##لسترنج، گای، 1337، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، ترجمۀ محمود عرفان، تهران، علمی و فرهنگی.##مجمل التواریخ والقصص، 1318، تصحیح ملک­الشعرای بهار، تهران، کلالة خاور.##مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، 1347، مروج الذهب، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی.##معین، محمد، 1371، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر.##مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد، 1361، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ترجمۀ علی  نقی منزوی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.##نویان، مهرالزمان، بی‌تا، نام مکان­های جغرافیایی در بستر زمان، تهران، انتشارات ما.##یاقوت حموی، 1365، معجم البلدان، تهران، انتشارات اسدی.##یاقوت حموی، 1399 ق، مختصر البلدان، الجزء الرابع، بیروت، دار  إحیاء التراث العربی.##Belfour, F. C. (Ed.), 1830, The life of sheikh Mohammed Ali Hazin, Vol. 1.           ##Crone, P., 2012, The Nativist Prophets of Early Islamic Iran: Rural Revolt and Local Zoroastrianism, Cambridge University Press.##Dehkordi, S. K., 2017, “Iranian Seljuk Architecture with an Emphasis  on Decorative Brickwork of the Qazvin Kharaqan Towers,” Journal of History, Culture and Art Research, 5(4): 384-394.     ##Ladjal, T. et al., 201, “Asian Hajj Routes: The Reflection of History and Geography,” Middle-East Journal of Scientific Research, 14(12): 1691-1699.##Lotfalikhani, E., and A.  Danaeinia,  2017,  “Typology Architecture of the      Stone Caravanserais of the Seljuk Period in Qom Province, International Journal of Applied Arts Studies (IJAPAS), 2(1):7-18.##Minorsky, V., 1955, “The Qara-Qoyunlu And The Qutb-Shahs,”        Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 17(1): 50-73.##Masson, C., 1850, “Illustration of the route from Seleucia to Apobatana as given by Isidorus of Charax,” The Journal of the Royal Asiatic         Society, 12: 97-124.##Medvedskaya, I. N., 2002, “Were the Assyrians at Ecbatana?,” The International Journal of Kurdish Studies, 16(1/2): 45.##Ouseley, W., 1832, The geographical works of Sádik Isfaháni, London.##Radner, K., 2003, “An Assyrian View on the Medes,” in Lanfranchi, M. et al. (eds.), Continuity of Empire: Assyria, Media, Persia, Italy,pp. 37- 64.##Rahimi, A., 2015, “The Significance of Routes and Commercial Centers and their Role in the Development of Qazvin during the Safavid  Era,” Journal of Current Research in Science, 3(6): 22-27.##Sheikh, A. H. S., and M. A. Kaw, 2012, Revival of Kargil-Iskardu-Gilgit Link Road: Costs and Benefits to India, Pakistan and  Central Asia (Doctoral dissertation).##Schwartz, P., 1896-193, Iran im Mittelalter, nach den arabischen Geographen, Leipzig, Otto Harrassowitz.##Tucker, J., 2015, The Silk Road - Central Asia: A Travel Companion, London - New York, I.B.Tauris.##Tomaschek, W., 1883, Zur Historischen Topographie von Persen, Wien.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>خرد در منظومه های حماسی فارسی و سنجش آن با متون زرتشتی (مطالعۀ موردی: گرشاسب نامه، بهمن نامه و کوش نامه)</TitleF>
				<TitleE>Wisdom in Persian Epic Poems and Comparing it with Zoroastrian Texts (Case Study: Garshasb-name, Bahman-name, and Kush-name)</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_68283.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2018.68283</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>منظومه­های حماسی فارسی غالباً روایات مربوط به ایران باستان را نقل می­کنند. با توجه به اینکه ممکن است پیشینة برخی از این روایات حماسیِ خارج از شاهنامه نیز به دوران ساسانی برسد، می­توان انتظار داشت که مفاهیم و باورهای زرتشتی هم در این منظومه­ها بی‌تأثیر نباشند. یکی از مهم‌ترین این مفاهیم خرد است. این نوشته به بررسی استمرار مفهوم خردِ مذکور در متون زردشتی در این منظومه­های حماسی می­پردازد. بررسی موردی و مقایسة متون زرتشتی و منظومه­های مورد نظر دربارة مفهوم خرد نشان می­دهد که این منظومه­ها نه‌تنها در مورد اهمیت مفهوم خرد، که حتی در توصیف ویژگی­ها و تشبیهاتی که در مورد این مفهوم به کار می­برند، پیرو ادبیات زرتشتی، به­ویژه ادبیات پهلوی، هستند. هرچند تأثیرپذیری منظومه­های مورد بررسی در مورد مفهوم خرد و اهمّیت و نقش آن از متون زرتشتی به اندازۀ شاهنامه فردوسی نیست، ولی باز هم ردّ پای متون زرتشتی را می­توان در آن‌ها دنبال کرد، به­ویژه در گرشاسب­نامه که بیت­های بیشتری را به خرد اختصاص می­دهد و تشبیهات نزدیکتری به متون پهلوی را نقل می‌کند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Persian epic poems often recite the narratives related to ancient Iran. Besides Shahname, other epic poems may root back in the Sassanid era, therefore, one can expect that the Zoroastrian concepts and beliefs affected these poems. One of the most essential concepts in Zoroastrian texts is wisdom, and the present paper examines the continuity of this concept in epic poems. The case study and comparison of the concept of wisdom in the Zoroastrian texts and the epic poems show that the poems follow the Zoroastrian, especially the Pahlavi literature. This continuity is not only in the significance of the concept of wisdom but also in the description of its features and the similes related to it. Although the concept of wisdom in these poems is not as bold as its influence in Shahname of Ferdowsi, it can still be traced; especially in Garshasb-name, in which many couplets are devoted to the concept of wisdom and the similes are closer to the ones in Pahlavi texts.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>67</FPAGE>
						<TPAGE>82</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>کلثوم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غضنفری</Family>
						<NameE>Kolthom</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghazanfari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار تاریخ دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>k.ghazanfari@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>احسان</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمدی</Family>
						<NameE>ehsan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>mohammadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری گروۀ تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ehsan3490@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>wisdom</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Persian epic poems</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Zoroastrian texts</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Bahman-name</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Garshasb-name</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Kush-name</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آموزگار، ژاله،1386، «خردورزی در دین زرتشتی»، زبان، فرهنگ و اسطوره، تهران، معین.##آموزگار، ژاله و احمد تفضلی،1386، کتاب پنجم دینکرد، تهران، معین.##اسدی، علی ابن احمد،1389، گرشاسب­نامه، تصحیح حبیب یغمایی، تهران، دنیای کتاب.##اندرز انوشه­روان آذرباد مارسپندان: رک. جاماسپ آسانا.##اندرز اوشنر دانا: رک. عفیفی##اندرز بهزاد فرخ پیروز: رک. جاماسپ آسانا##ایرانشاه بن ابی الخیر،1370، بهمن­نامه، تصحیح رحیم عفیفی، تهران، علمی و فرهنگی.##                         ،1377، کوش­نامه، تصحیح جلال متینی، تهران، علمی.##بهار، مهرداد، 1369، بندهش، تهران، توس.##تفضلی، احمد، 1385، مینوی خرد، تهران، انتشارات توس.  ##جاماسپ آسانا، 1381، متن­های پهلوی، برگردان سعید عریان، تهران، کتابخانة ملی.##چیده اندرز پریوتکیشان: رک. جاماسپ آسانا##خالقی مطلق، جلال،1370 الف، «جهان­شناسی شاهنامه»، ایران­شناسی، ش 9، صص 55-70.##ـــــــــــــــ ،1370ب، «فرهنگ گرشاسب­نامه»، یغما، سال سی و دوم، صص 67- 100.##دربارۀ خیم و خرد فرخ­مرد رک. جاماسپ آسانا##راشد محصل، محمد تقی، 1385الف، زند بهمن­یسن، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##ــــــــــــــــ ،1385ب، وزیدگیهای زادسپرم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##ــــــــــــــ ،1389، دینکرد هفتم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##سخنی چند از آذرباد مارسپندان: رک. جاماسپ آسانا##صفا، ذبیح­الله، 1363، حماسه­سرایی در ایران، تهران، امیرکبیر.##عفیفی، رحیم،  اساطیر و فرهنگ ایرانی در نوشته­های پهلوی، تهران، توس.##فردوسی، ابوالقاسم،1386،  شاهنامه، تصحیح جلال خالقی­ مطلق، 8 جلد، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.##فضیلت، فریدون، 1381، کتاب سوم دینکرد، تهران، فرهنگ دهخدا.##قائم‌مقامی، سید احمد رضا،1387، تطور مفاهیم اوستایی قدیم در سنت زردشتی، رساله برای دریافت درجة دکتری در رشتة فرهنگ و زبان‌های باستانی، دانشگاه تهران.##متینی، جلال،1362، «مازندران در جنگ­های کی­کاووس و رستم با دیوان»، ایران­نامه، سال دوم، صص 611-638.##مجمل التواریخ و القصص، 1383، تصحیح محمد تقی بهار، تهران، دنیای کتاب.##مزداپور، کتایون، 1390، شایست  ناشایست، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##مول، ژول، 1369،  شاهنامة فردوسی، کتاب اول، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی.##میرفخرایی، مهشید، 1388، «خرد بهتر از هرچه ایزدت داد»، فصل‌نامة پاژ، شمارة 7 و 8، صص 9-18.##ــــــــــــــ ،1392، بررسی دینکرد ششم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##ورهرام، لیلا ،1394، «ملاحظاتی دربارة بهمن‌نامه: خاستگاه داستان، زمان و مکان سرایش آن»، پژوهش‌های ایران‌شناسی، سال 5، ش 1، صص 99-116.##یادگار بزرگمهر رک. جاماسپ آسانا##de Blois, F. 2000. “Garšāsb-nāma,” EIr, Vol X, 318-319.##ـــــــــــــــــــ  . 1998. “Epics”, EIr, Vol VIII, 474-477.##Hanaway, W. L. 1988, “Bahman-nāma,” EIr, Vol III, 499-500.##Humbach, H. and P. Ichaporia, 1994. The Heritage of Zarathustra, A New Translation of His Gathas, Heidelberg.##Khāleghi- Motlagh, Dj. 1987, “Asadī Tūsi,” EIr, Vol II, 699 &amp; 700.##ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.1988. “Bahman,” EIr, Vol III, 489-490.##Madan, D. 1911. The Complete Text of The Pahlavi Dēnkard, Bombay.##Rieu, C. 1895. Supplement of the Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>توسعه و تحول بردسیر در دورة قراختائیان بر اساس دیدگاه مقدسی</TitleF>
				<TitleE>The Development and Transformation of Bardsir During the Qara khitai Era, Based on Maqdisi’s Viewpoint</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_68285.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2018.68285</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مقدسی در احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم تعاریف جدیدی از «مصر»، «قصبه» «مدینه» و «قریه» آورده و با توجه به نقش و کارکرد آن‌ها در قبال یکدیگر، حیات هر واحد را در پیوند با واحد دیگر دانسته است. وی برای تشریح پیوند آن‌ها به یکدیگر از رابطة موجود بین شاهان، حاجبان، ا‌سواران و پیاده‌نظام‌ها کمک گرفته است و در قالب این تشبیه، رابطه‌ای معنادار و منطقی از یک سو بین واحدهای مختلف جغرافیایی با یکدیگر و از سوی دیگر بین فراز و فرود این واحدها با قدرت سیاسی برقرار کرده است. در این مقاله ابتدا دیدگاه مقدسی دربارة واحدهای «مصر»، «قصبه»، «مدینه» و «قریه» توضیح داده شده و آنگاه سعی شده توسعه و تحول دارالملک بردسیر (شهر کرمانی فعلی) در دورة قراختائیان و نقشی که ارکان قدرت سیاسی در این توسعه و تحول ایفا کرده­اند تشریح شود. این بررسی نشان می‌دهد توسعۀ بردسیر در دورۀ قراختائیان از یک الگوی معنادار پیروی می‌کرده است. شناخت این الگوی بومی می‌تواند محققان را در تحلیل دیگر شهرهای مرکزی ایران یا سرزمین‌های اسلامی یاری نماید.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Maqdisi in Ahsan al-Taqasim fi Maʻrefat Al-Aqalim offers new definitions for Mesr, Qasabe, Madine, and Qarye, and relates the life of each unit to the others, regarding their roles and functions. Illustrating their connection with each other, he resembles these geographical units to the kings, the hajeban (orderlies), the aswaran (heavy cavalry) and the infantrymen. By properly using these similes, he tries to picture the logical connection between these various units and the level of their relationship with the central political power. In this article, first, Maqdisi’s view on the units of Mesr, Qasabe, Madine, and Qarye is explained, then, the development and transformation of Dar al-Molk-e Bardsir (current Kerman city) during the Qara khitai era and the role of the political power in this development are described. This study shows that Bardsir&#039;s development in the Qara khitai era followed a meaningful pattern. Understanding this indigenous pattern can aid the researchers to analyze other central cities of Iran or the Islamic world.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>83</FPAGE>
						<TPAGE>101</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عبدالرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کلمرزی</Family>
						<NameE>Abdoreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Kalmorzi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.kalmorzi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدباقر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>وثوقی</Family>
						<NameE>Mohammad Baqr Voosoughi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Voosoughi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد  تاریخ ایران اسلامی دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>vosoughi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Historical geography</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>urban geography</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>History of Iran</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>history of Kerman</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Bardsir</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Qara Khitais of Kerman</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Maqdisi</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن فقیه همدانی، 1345، مختصر البلدان، ترجمة ح. مسعود، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##اصطخرى، ابراهیم بن محمد، 1927، مسالک‌ الممالک، اصطخری، لیدن.##افضل‌الدین کرمانی، ابوحامد، 1326، تاریخ افضل یا بدایع ‌الازمان فی وقایع کرمان، تصحیح مهدی بیانی، تهران، دانشگاه تهران.##ــــــــــــــــــ، 2536، عقد العلی للموقف الاعلی، تصحیح علی‌محمد عامری نائینی، تهران، روزبهان.##آیتی، عبدالمحمد، 1383، تحریر تاریخ وصاف، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##تاریخ شاهی، 2535، تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##تاریخ شاهی قراختائیان، 1390، تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران، علم.##حافظ ‌ابرو، 1378، جغرافیای حافظ ابرو، جلد سوم، تصحیح صادق سجادی، تهران، میراث مکتوب.## دمشقى، محمد بن ابى­طالب، 1382، نخبة الدهر فى عجائب البر و البحر، ترجمة حمید طبیبیان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##شبانکاره‌ای، محمد بن علی ،1381، مجمع الانساب، تصحیح میر هاشم محدث، تهران، امیرکبیر.##قزوینى، زکریا بن محمد، 1373، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمة میرزا جهانگیر قاجار ، تهران، دانشگاه تهران.##گابریل، آلفونس، 1383، مارکوپولو در ایران، ترجمة کیکاوس جهانداری، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.##لسترنج، گای، 1390، جغرافیای تاریخی خلافت شرقی، ترجمة محمود عرفان، تهران، علمی و فرهنگی.##مستوفی، حمدالله، 1388، ظفرنامه، جلد ششم، تصحیح  پروانه نیک­طبع، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##مقدسی، محمد بن احمد، 1411، احسن ‌التقاسیم، قاهره.##ــــــــــــــــــــ، 1385، احسن التقاسیم، ترجمۀ على نقى منزوى، تهران، کومش.##منشی کرمانی، ناصرالدین، 1394، سمط ‌العلی للحضرة ‌العلیا، تصحیح مریم میرشمسی، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.##وزیری، احمد علی، 1393، تاریخ کرمان، تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران، علم.##ــــــــــــــــ، 1383، جغرافیای کرمان به ضمیمة رسالة دهات کرمان، تصحیح و تحشیة محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران، علم.##یاقوت حموی، 1383، برگزیدة مشترک یاقوت حموی، ترجمۀ محمد پروین گنابادی، تهران، ابن سینا.##یوسفی‌فر، شهرام، 1390، شهر و روستا در سده­های میانة تاریخ ایران، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##Masefield, J. ,1908, Marco polo’s Travels with an introduction, London, J. M. Dent &amp; Sons.##The Travels of Pedro Teixeira, trans. by William F. Sinclair, London.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>کارکردشناسی نخل در آیین نخل گردانی از منظر حفاظت از گنجینه های فرهنگی ایران</TitleF>
				<TitleE>The Functionality of Nakhl in Nakhl-gardani Ritual (Carrying Symbolic Coffin) in Terms of Protecting Iranian cultural treasures</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_68286.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2018.68286</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>آیین­ها از مهم­ترین کنش­ها و ارجمندترین میراث­های انسانی برجامانده و جاری در جوامع هستند. نخل­گردانی، آیین کهن ایرانی که با ورود اسلام به ایران در ادامة حیات خویش، رنگ و بوی شیعی به خود گرفته، آیینی همچنان زنده و پویا و گنجینه­ای غنی برای شناخت بخشی از فرهنگ ایرانیان است. اشیاء از ملزومات و اجزاء اساسی برگزاری بعضی از این آیین­ها هستند. نخل­ها، اشیاء محوری در برگزاری آیین نخل­گردانی، به عنوان آثار فرهنگی و تاریخی و بخشی از میراث ملموس و منقول، اشیائی ارجمند و شایستة حفاظت و احترامند. پیش­درآمد این حفاظت، شناخت ویژگی­ها، ارزش­ها و کارکردهای این آثار است. هدف از این پژوهش شناخت کارکردهای نخل به عنوان یک شیء آیینی در آیین نخل­گردانی است. مواد پژوهش با استناد به منابع مکتوب، مشاهدات میدانی و مصاحبه فراهم شده است و یافته­های پژوهش نشان می­دهد که نخل در جایگاه یک شیء آیینی و به عنوان یک اثر فرهنگی، دارای کارکردهای اعتقادی، نمادین و یادمانی بوده و انتقال­دهندة دانش بومی و حامل سنت­ها و آداب سنتی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Rituals are among the most significant human legacies in societies. Nakhl-gardani is an ancient Iranian ritual, which affected by Shiʻi culture after the arrival of Islam to Iran. Objects are the essential components of the rituals, and Nakhl, the pivotal object of  Nakhl-gardani, should be properly protected and respected as a cultural and historical heritage. The prelude of this protection is to recognize the features, values, and functions of the Nakhls, therefore, the purpose of this study is to recognize the Nakhl functions as a ritual object. The research materials include written sources, field observations, and interviews. The findings of the research show that Nakhl, as a ritual and cultural object, carries out functions related to belief, as well as symbolic and memorial functions. It transmits indigenous knowledge and conveys Iranian traditions and customs as well.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>103</FPAGE>
						<TPAGE>121</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عادله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محتشم</Family>
						<NameE>Adele</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mohtasham</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری حفاظت و مرمت اشیاء فرهنگی- تاریخی هنر دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>adele.mohtasham@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>صمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سامانیان</Family>
						<NameE>Samad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Samanian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار دانشگاه هنر تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>samanian@art.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Iranian rituals</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ritual object symbolism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Nakhl</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Nakhl-gardani</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>اسلامی ­ندوشن، محمد علی،1392، روزها، جلداول، تهران، ­یزدان.##افشار، ایرج، 1374، یادگارهای­یزد، جلداول، تهران، انجمن­آثار و مفاخر فرهنگی.##اولیاء، محمدرضا،1376، «واژه­نامة معماری ­اسلامی»، مجموعة ­مقالات ­کنگرة ­تاریخ ­معماری­ و شهرسازی­ایران، جلد پنجم، تهران، سازمان ­میراث فرهنگی­ کشور، صص. 286-321.##آل­احمد، جلال، 1343، ارزیابی ­شتابزده، تهران.##آیتی ­تفتی، عبدالحسین، 1317، تاریخ­یزد، یزد، چاپخانة ­گلبهار.##بلوکباشی، علی،1380، نخل­گردانی: نمایش ­تمثیلی ­از جاودانگی ­حیات­ شهیدان، تهران، دفتر پژوهش­های ­فرهنگی.##بلوکباشی، علی، 1389، «تابوت­گردانی: نمایش ­تمثیلی ­قدسیانه»، در فرهنگ ­خود زیستن ­و به ­فرهنگ­های ­دیگر نگریستن، تهران، گل­آذین.##بلوکباشی، علی، 1392، «هنرعامه: مجلای­ علایم­ رمزی»، مجموعة ­مقالات ­انسان­شناسی ­هنر، به­کوشش­بهار مختاریان ­ومحمد رضا رهبری، اصفهان، حوزه­ی­هنری.##بمانیان، محمدرضا و فریال احمدی، 1389، مبانی­ طراحی ­منظر طبیعی ­در مناطق ­حفاظت­شده، تهران، فرهنگ­ پارس.##پیرنیا، محمد کریم و غلامحسین معماریان، 1380، سبک­شناسی ­معماری­ ایران، تهران، نشر پژوهنده و نشر معمار.##پروندة ­ثبت ­ملی ­آیین ­نخل­گردانی، 1389، معاونت­ حفظ، احیاء ­و ثبت ­آثار (عنوان: آئین­نخل­برداری در استان ­یزد)،دفتر ثبت ­آثار.##چمبرز، رابرت، 1376، توسعة ­روستایی: اولویت­بخشی ­به ­فقرا، مصطفی ­ازکیا، تهران، دانشگاه­تهران.##حصوری، علی،۱۳۷۸، سیاوشان، تهران، چشمه.##حصوری، علی،۱۳۸۴، آیین­شناخت،تهران، چشمه.##دهخدا، علی ­اکبر،1373، لغت­نامة ­دهخدا، چاپ ­اول(ازدوره­ی­جدید)، تهران، مؤسسة ­لغت­نامة ­دهخدا.##رمضان­خانی، صدیقه، 1396، فرهنگ­ عامة ­مردم ­شهر یزد، یزد، پژوهشگاه­ فرهنگ، هنر و ارتباطات، وزارت فرهنگ ­و ارشاد اسلامی.##خاکی، محمد رضا و سیاوش قائدی، 1393، «ریخت­شناسی ­آیین­نخل­گردانی: نمایش ­نمادین ­جاودانگی اساطیر»، کتاب ­صحنه، پاییز و زمستان 1393و بهار 1394، ش 97، صص 5-24.##شریعتی،علی، ؟، تاریخ ­و شناخت ­ادیان، تهران.##فرامکین، گرگوار، 1372، باستان‌شناسی ­در آسیای ­مرکزی، صادق ­ملک­ شهمیرزادی، تهران، وزارت­ امور­خارجه.##کاظمی، سمیه، 1391، بررسی­انسان­شناختی ­هنرهای ­تزئینی ­در نخل­گردانی ­محلة ­هردة­        ابیانه،  انسان­شناسی، س10، ش 141.##کالرک، کنت،1370، سیر ­منظره­پردازی ­در اروپا، ترجمة بهنام­ خاوران، تهران، ترمه.##مخلص، فرنوش و دیگران،1392، «مزار پیرمراد، منظر فرهنگی ­آیینی­ بانه»، باغ­ نظر،27، صص 27 -38.##مزروعی، علی، 1363، «آرشیوهای ­آفریقا و سنت­های ­غیر مکتوب»، پیام ­یونسکو، ش 178، صص12-      14.##موریس، برایان،1383، مطالعات ­مردم­شناختی ­ادیان، ترجمة سید حسین­ شرف­الدین ­و محمد فولادی، قم، زلال ­کوثر.##نصر، سید حسین، 1380، معرفت ­و امر قدسی، ترجمة فرزاد حاجی­میرزایی، تهران، ­فرزان­روز.##Basic Texts of the 2003 Convention for the Safeguarding of the Intangible Cultural Heritage, 2014 Edition, United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization. Intangible Cultural Heritage. http: // unesdoc. unesco. Org / images / 0023 / 002305 / 230504e.##Brabyan, L., 1998, GIS analysis of macro landform, Presented at The 10th             Colloquium of The Spatial Information Research Center, University of Otago, New Zealand,16-19 November 1998.##Chelkowski, P., 1979, Ta’ziyeh: Ritual and Drama in Iran, New York, New York University Press.##Chelkowski, P., 2006, Art for Twenty-four Hours, Islamic Art in the19th Century: Tradition, Innovation, And  Eclecticism, ed. by Doris Behrens-Abouseif, Stephen Vernoit, Netherland, Brill.##Chelkowski, P., 2008, NAḴL, Encyclopædia Iranica, Online edition, available at:http://www.iranicaonline.org/articles/nakl-object-in-the-mourning-rituals (Access date: 19/1/2017).##Chelkowski, P., 2010, Eternal Performance: Taziyeh and Other Shiite Rituals, Chicago, Seagull Books.##Ducrot, O. and J. M. Schaeffer, 1995, Nouveau  dictionnaire  encyclopédique des sciences du langage, Paris, Éd. du Seuil.##Fichtner, J. A., 2003, Tradition, in New Catholic Encyclopedia, 2nd ed., Vol.14. Washington D.C, Gale.##Geertz, Clifford,1983, Local knowledge, New York, Basic Books.##Green, Thomas A.,1997, Folklore: an encyclopedia of                beliefs, customs, tales, music, and art, ABC-Clio Inc.##Guillaud, H., 1998, Technical Annexes and Recommendations, Conservation of Chogha Zanbil, Paris and Tehran, UNESCO/Japan Trust Fund Project.##Habermas, T., 2001, Objects: Material, in N.  J. Smelser and       P. B. Baltes (Eds.), International Encyclopedia of the Social and Behavioral Sciences, Oxford, Elsevier, pp. 10797-10801.##Kelkar, M., 2007, Local Knowledge and Natural Resource Management: A Gender Perspective, Indian Journal of Gender Studies, 14: 295.##Nelson R. and M. Olion, 2003, Memory and monument, made and unmade, Chicago and London, University of Chicago.##Oliver, P., 1986, Vernacular Know-How, Mateial culture, Vol. 118 (3): 113-126.##Petzet. M., 2009, Genius loci: The  spirit of monuments and sites, In Conserving the authentic, Essays in honour of Jukka  Jokilehto, Stanley-Price, N. &amp; J. King, Rome: ICCROM, 63–68.##QUÉBEC DECLARATION ON THE PRESERVATION OF THE SPIRIT           OF PLACE Adopted at Québec. Canada. October 4th 2008. http: // whc. unesco. Org / uploads / activities / documents / activity-646-2.##Rappaport, R. A., 1999, Ritual and Religion in the Making of Humanity, United Kingdom, Cambridge University Press.##Richards, F. Ch., 1931, A Persian journey: being an etcher’s       impressions of the middle East, with forty-eight drawings, London: London Jonathan Cape.##Sauer, C., 1925, The Morphology of  Landscape,  University of California Publications in Geography.##Shils, E.,1971, Tradition, Comparative Studies in Society and History, Vol.13, No. 2, Special Issue in Tradition and Modernity.##Shils, E., 2006, Tradition, Chicago, University of Chicago Press.##Turner, V. W., 1973, Symbols in African Ritual, Science, Vol. 179, No, 4078, 1100-1105.##Von Graefe, A., 1930, Iran. das neue Persien, Atlantis Verlag, Berlin / Zurikh.##Walker, S., 2005, Object Lessons: Enduring Artifacts and Sustainable Solutions, Design Issues, No. 3, Autumn 2005, pp. 20-31.##Warren, D.  and K. Cashman,1988, Indigenous knowledge for sustainable agricultural rural development, Gatekeeper                 Series, No. SA10, London, International institute for environment.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				