<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1396</YEAR>
<VOL>7</VOL>
<NO>1</NO>
<MOSALSAL>0</MOSALSAL>
<PAGE_NO>144</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>جام هایِ ویژۀ چند شخصیّتِ داستانی و تاریخی در متون ایرانی</TitleF>
				<TitleE>The Magical Cups of Some Fictional and Historical Characters in Iranian Texts</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_65706.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2017.65706</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>غیر از دو جامِ مشهورِ جمشید و کیخسرو با ویژگیِ گیتی­نمایی، بعضی شخصیّتهایِ داستانی و تاریخیِ دیگر نیز در متون و روایتهای ایرانی جام­های مخصوصی دارند. از آن جمله، کاووس، شهریارِ نامدارِ کیانی، در سنّتِ نقّالی صاحبِ جامِ جهان­بینِ معروف است. کید هندی به اسکندر جامی پیشکش می­کند که محتوایِ آن با نوشیدن کاسته نمی­شود و در بعضی منابع خاصیّتِ جهان­نمایی هم دارد. جام اسکندر/ سکندر/ سکندری در شعر فارسی ناظر بر این جام است. در معدودی از مآخذِ تاریخی به جامِ خاصِّ خسروپرویز با دو ویژگیِ جهان­بینی و پر شدنِ خودبه­خود اشاره­هایی شده است و گویا دارا/ داراب و انوشیروان هم جامهایی داشته­اند. در این مقاله نکات، توضیحات و شواهدِ مربوط به این جام­ها از منابعِ ادبی، تاریخی و داستانی آورده و بررسی شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Excluding two famous cups of Jamšīd and Key-xosrow with magical properties (similar to a crystal ball), some other historical and fictional characters also have magical cups in Iranian texts and narratives. Among them Kāvūs, the eminent Kayanid monarch, is the owner of the famed magical cup in the naqqāli tradition (the dramatic story-telling and performance). The Indian Kēd gave Alexander a cup, which is called the cup of Eskandar (Alexander)/ Sekandar/ Sekandari in Persian poetry. The content of the cup of Eskandar was not reduced by drinking; and in some sources the cup acted as a crystal ball as well. In historical sources there are indications to Xosrow-parvīz’s magical cup with attributes of a crystal ball, and self-filling property; and it seems that Dārā/ Dārāb and Anūšīravān also had such cups. In this paper, the evidences related to the magical cups from literary, historical and fictional sources are collected and studied.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>14</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سجاد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آیدنلو</Family>
						<NameE>Sajad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Aaydenloo</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیارِ دانشگاهِ پیامِ نور اورمیّه</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>aydenloo@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Iranian narratives</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Persian literature</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Kāvūs’s cup</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Alexander’s cup. Dārā/ Dārāb’s cup</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Anūšīravān’s cup</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Xosrow-parvīz’s cup</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آیدنلو، سجّاد (1387)، «جام فریدون»، فصلنامۀ پاژ، سال اوّل، شمارۀ چهارم، زمستان، صص203-211.##آیدنلو، سجّاد (1388)، «جام کیخسرو و جمشید»، از اسطوره تا حماسه، تهران، سخن، چ دوم، صص 165-190.##ابن حسام خوسفی (1382)، تازیان­نامۀ پارسی (خلاصۀ خاوران­نامه)، تصحیح حمیدالله مرادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##اسکندرنامه (روایت فارسی از کالیستنس دروغین) (1387)، عبدالکافی بن ابی­البرکات، تصحیح ایرج افشار، تهران، چشمه.##اسکندرنامه (روایت آسیای میانه) (1392)، باقی محمّد بن مولانا یوسف، تصحیح حسین اسماعیلی، تهران، معین.##اصفهانی، کمال­الدین اسماعیل (1348)، دیوان، تصحیح حسین بحرالعلومی، تهران، کتابفروشی دهخدا.##اکبری مفاخر، آرش (1394)، «جام جم»، دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ج3، صص 116- 124.##ایرانشاه بن ابی­الخیر (1370)، بهمن­نامه، تصحیح رحیم عفیفی، تهران، علمی و فرهنگی.##بویس، مری و فرانتز گرنر [گرنه] (1375)، تاریخ کیش زرتشت (پس از اسکندر گجسته)، ترجمۀ همایون صنعتی، تهران، توس.##بهار، لاله­تیک­چند (1380)، بهار عجم، تصحیح کاظم دزفولیان، تهران، طلایه.##جلالی پندری، یدالله (1372)، زندگی و اشعار عمادالدین نسیمی، تهران، نی.##جنگ­نامۀ حضرت سیّد جلال­الدین اشرف (1366)، تصحیح محمّد روشن، تهران، علم، چ دوم.##جعفری قنواتی، محمّد (1391)، «انوشیروان»، دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج1، صص 658- 663.##جیحون­آبادی، حاج نعمت­الله (1373)، حقّ­الحقایق یا شاهنامۀ حقیقت، تهران، جیحون.##حافظ، شمس­الدین محمّد (1387)، دیوان، تصحیح محمّد قزوینی و دکتر قاسم غنی، تهران، اساطیر، چ هفتم.##حزین لاهیجی، محمّد علی (1374)، دیوان، تصحیح ذبیح­الله صاحبکار، تهران، دفتر نشر میراث مکتوب و نشر سایه.##خاقانی، افضل­الدین (1378)، دیوان، تصحیح ضیاء­الدین سجّادی، تهران، زوّار، چ ششم.##خواجوی کرمانی، ابوالعطا (بی تا)، دیوان، تصحیح احمد سهیلی خوانساری، تهران، کتابفروشی بارانی و محمودی.##خواجوی کرمانی، ابوالعطا (1370)، همای و همایون، تصحیح کمال عینی، تهران، موسّسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##دهخدا، علی اکبر (1377)، لغت­نامه، تهران، دانشگاه تهران، چ دوم از دورۀ جدید.##سجّادی، صادق (1377)، «طبقات پیامبران و شاهان، جدول سلاطین ایران و اسلام، مشجّرات»، نامۀ اقبال، به کوشش سیّد علی آل داوود، تهران، هیرمند، صص 184- 194.##سمعانی، احمد (1384)، روح ­الارواح فی شرح اسماء ملک الفتاّح، تصحیح نجیب مایل هروی، تهران، علمی و فرهنگی.##سودی بسنوی، محمّد (1357)، شرح سودی بر حافظ، ترجمۀ عصمت ستّارزاده، اورمیّه، انزلی، چ چهارم.##شبرنگ­نامه (1395)، تصحیح ابوالفضل خطیبی و گابریله وان دِن بِرگ، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.##صائب، محمّدعلی (1387)، دیوان، تصحیح محمّد قهرمان، تهران، علمی و فرهنگی، چ پنجم.##صدیقیان، مهین­دخت (1375)، فرهنگ اساطیری- حماسی ایران، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##عراقی، فخرالدین (1372)، مجموعۀ آثار فخرالدین عراقی، تصحیح دکتر نسرین محتشم (خزاعی)، تهران، زوّار.##عرفی شیرازی (بی تا)، دیوان، به کوشش جواهری وجدی، تهران، سنایی.##عفیفی، رحیم (1376)، فرهنگنامۀ شعری، تهران، سروش، چ دوم.##عهد جدید (1387)، ترجمۀ پیروز سیّار، تهران، هرمس.##عهد عتیق (کتابهای شریعت یا تورات) (1393)، ترجمۀ پیروز سیّار، تهران، هرمس.##فردوسی، ابوالقاسم (1386)، شاهنامه، تصحیح جلال خالقی ­مطلق، دفتر ششم با همکاری محمود امیدسالار و دفتر هفتم با همکاری ابوالفضل خطیبی، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.##فردوسی، ابوالقاسم (1393)، شاهنامه، تصحیح جلال خالقی ­مطلق، تهران، سخن.##فصیحی هروی (1383)، دیوان، تصحیح ابراهیم قیصری، تهران، امیرکبیر.##فلکی شروانی، نجم­الدین محمّد (1345)، دیوان، تصحیح طاهری شهاب، تهران، کتابخانۀ ابن سینا.##قاآنی شیرازی (1336)، دیوان، تصحیح محمّد جعفر محجوب، تهران، امیرکبیر.##قاسم انوار (1393)، دیوان، تصحیح حسین نصیری جامی، تهران، مولی.##قطران تبریزی، ابومنصور (1362)، دیوان (از روی نسخۀ محمّد نخجوانی)، تهران، دنیای کتاب.##کریستن­سن، آرتور (1386)، نمونه­های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه­ای ایرانیان، ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضّلی، تهران، چشمه، چ سوم.##کلیّات شاهنامۀ فردوسی (1339)، تبریز، کتابفروشی فردوسی.##لطفی­نیا، حیدر (1388)، حماسه­های قوم کرد، تهران، سمیرا.##مجمل ­التواریخ و القصص (13839، تصحیح ملک­الشعرای بهار، تهران، دنیای کتاب.##مرتضوی، منوچهر (1384)، مکتب حافظ، تبریز، ستوده، چ چهارم.##مستوفی، حمدالله (1381)، تاریخ گزیده، تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، چ چهارم.##مسعودی، علی بن حسین (1387)، مروج­الذهب، ترجمة ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی، چ هشتم.##معین، محمّد (1368)، «جام جهان­نما»، مجموعه مقالات دکتر محمّد معین، به کوشش مهدخت معین، تهران، معین، ج1، صص 345- 366.##منوچهری دامغانی (1385)، دیوان، تصحیح سیّد محمّد دبیرسیاقی، تهران، زوّار، چ ششم.##میرعابدینی، سیّد ابوطالب و مهین­دخت صدیقیان (1386)، فرهنگ اساطیری- حماسی ایران، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ج2.##نرم­افزار تاریخ ایران اسلامی (متن 276 کتاب)، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.##نرم­افزار تُراث 2 (متن 283 کتاب)، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.##نرم­افزار دُرج 4 (بزرگترین کتابخانۀ الکترونیک شعر و ادب فارسی، 236 اثر نظم و نثر ادبی)، (1390)، تهران، موسّسۀ فرهنگی مهر ارقام ایرانیان.##نرم­افزار عرفان 3 (متن 805 کتاب)، قم، مرکز کامپیوتری علوم اسلامی.##نظیری نیشابوری (138)، دیوان، تصحیح محمّد رضا طاهری، تهران، نگاه.##نیساری، سلیم (1385)، دفتر دگرسانی­ها در غزلهای حافظ، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##یاحقّی، محمّد جعفر (13869، فرهنگ اساطیر و داستانواره­ها در ادبیّات فارسی، تهران، فرهنگ معاصر.                       ##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>گرداب‌های دریایی و جایگاه‌های آن در نوشته‌های قرون گذشته</TitleF>
				<TitleE>Maelstroms in the Islamic and Iranian Texts</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_65707.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2017.65707</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>گرداب‌ها جایگاه‌هایی بودند در پهنه‌های دریا که کشتی گرد آن به چرخش در می­آمد و سرانجام در کام آن فرو می‌رفت. اهمیت این جایگاه‌ها به اندازه‌ای بود که علاوه بر بیشتر جغرافی‌نگاران که دربارة آنها مطالبی نوشته­اند، رسّامان نقشه‌های جغرافیایی نیز در بیشتر نقشه‌های ناحیه‌ای به رسم جایگاه آن پرداخته‌اند تا کشتی‌بانان را از افتادن در آنها پرهیز دهند. یکی از شناخته­شده‌ترین گرداب‌ها جایگاه‌ فم الاسد یا کام شیر در خلیج فارس است. منظور از کام شیر یا دهان شیر، که به فراوانی در نوشته‌های و سروده‌های قدیم به کار رفته،  گاه همین فم الاسد است. چنین می‌نماید که تا کنون دریافت روشنی از «کام شیر» در معنای جایگاه یک گرداب ترسناک نموده نشده، بلکه بیشتر به معنای ظاهری آن، یعنی دهان شیر جنگل، بسنده شده است. شناخت درست و بجای این واژه‌ها می‌تواند تفسیر ما را از نوشته‌ها، سروده‌ها و نقشه‌هایی که به این جایگاه‌ها پرداخته‌اند دگرگون کند. این نوشته به شرح نام این جایگاه و گونه‌های دیگر جایگاه‌های گردابی، که در نوشته‌های قدیم پرکاربردترند، پرداخته، پیشینۀ هر یک از این کلمات را واکاوی کرده و نمونه‌هایی از آن را نشان داده است.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Maelstroms are powerful and violent whirlpools in the sea, sucking in objects such as ships within a given radius. Not only most of the geographers mentioned the maelstroms, but also cartographers mapped them, to protect sailors from being drawn into them. One of the most recognized maelstroms in the Persian Gulf is Fam al-asad or Kām-e šīr, which means the mouth of lion. Kām-e šīr or Dahān-e šīr, which is used frequently in ancient poetry and prose, is sometimes referred to as Fam al-asad. It seems that merely the surface meaning of &quot;Kām-e šīr&quot; (the mouth of lion) is focused on in interpretations; hence, the accurate understanding of these expressions can alter the interpretation of the texts and maps. The present paper describes the name of Fam al-asad or Kām-e šīr and other maelstroms in the old texts, and analyses the history of them with the help of some instances.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>15</FPAGE>
						<TPAGE>28</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمد حسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رازنهان</Family>
						<NameE>Mohammad Hassan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Raznahan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار تاریخ دانشگاه خوارزمی تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hasan_raznahan@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مهران</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رضایی</Family>
						<NameE>Mehran</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rezaei</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mehran.rezaie@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد حسین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سلیمانی</Family>
						<NameE>Mohammad Hossein</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Soleymani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی  دکتری تاریخ دانشگاه خوارزمی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Historical geography</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>maelstrom</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Persian Gulf</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Fam al-asad</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Dahān-e šīr</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن بطوطه (1361)، سفرنامۀ ابن بطوطه، ترجمة محمد علی موحد، تهران، آگاه.##ابن خرداذبه، عبیدالله بن عبدالله (1992)، المسالک و الممالک، بیروت، دار صادر (افست از روی چاپ لیدن).##ابن فقیه، احمد بن محمد (1379)، ترجمة مختصر البلدان، ترجمةمحمدرضا حکیمی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##ابن فقیه، احمد بن محمد (1416ق)، البلدان، تصحیح یوسف الهادی، بیروت، عالم الکتب.##ابن وردی، عمر بن مظفر (1428ق.)، خریده العجائب و فریدة الغرائب، تصحیح انور محمود زناتی، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه.##ابن وردی، عمر بن مظفر، نسخۀ خطی خریدة العجائب و فریدة الغرائب، کتابخانۀ ملی پاریس.##ابن وردی، عمر بن مظفر، نسخۀ خطی خریدة العجائب و فریدة الغرائب، کتابخانۀ ملی ملک.##ابوریحان بیرونی (1352)، تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن، ترجمة احمد آرام، تهران، دانشگاه تهران.##اسدی طوسی (1356)، لغت فرس، تصحیحمحمد دبیرسیاقی، تهران، طهوری.##اصطخری، ابراهیم بن محمد، نسخة خطی مسالک و ممالک، انستیتو گوته.##اقبال آشتیانی، عباس (1345)، خاندان نوبختی، تهران، طهوری.##اقتداری، احمد (1357)، «فم الاسد در شاهنامة فردوسی»، یغما، س 31، ش 12:101 - 106.##بیغمی، محمد بن احمد (1391)، داراب‌نامه، تصحیحذبیح الله صفا، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.##حدود العالم من المشرق الی المغرب (1340)، تصحیح منوچهر ستوده، تهران، دانشگاه تهران.##خزرجی، مسعود بن مهلهل (1342)، سفرنامة ابودلف در ایران، ترجمة ابوالفضل طباطبایی، تهران، فرهنگ ایران زمین.##خواجوی کرمانی (1348). همای و همایون، تصحیح کمال عینی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##درایتی، مصطفی (1391)، فهرستگان نسخه های خطی ایران (فـنخا)، تهران، سازمان اسناد و کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران.##رامهرمزی، بزرگ بن شهریار (1348)، عجایب هند، ترجمة محمد ملک‌زاده، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##رامهرمزی، بزرگ بن شهریار (2009)، عجائب الهند برّه و بحره، تصحیحپیتر لیت و آنتونی واندر، بیروت، دار و مکتبة بیبلیون.##طرسوسی، محمد بن حسن (1357)، داراب‌نامه، تصحیح ذبیح­ الله صفا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##طوسی، محمد بن محمود (1382)، عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات، تصحیح منوچهر ستوده، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.##فردوسی، ابوالقاسم (1387)، شاهنامه، تصحیح جلال خالقی مطلق، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.##قزوینی، زکریا محمد بن احمد کمونی (1361)، عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات، ترجمة عبدالله صبوحی، تهران، کتابفروشی مرکزی.##کراچکوفسکی، ایگناتی یولیانویچ (1379)، تاریخ نوشته‌های جغرافیایی، ترجمة ابوالقاسم پاینده، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.##گنجی، محمد حسن و دیگران (1386)، وصف خلیج فارس در نقشه‌های تاریخی، تهران، بنیاد ایرانشناسی.##مجمل التواریخ و القصص (1318)، تصحیح ملک الشعراء بهار، تهران، کلالة خاور.##مجمل التواریخ و القصص (2000)، تصحیح سیف­الدین نجم­آبادی و زیگفرید وبر، آلمان، دومونده نیکارهوزن.##محمد حسین بن خلف تبریزی (1380)، برهان قاطع، تهران، امیرکبیر.##مستوفی، حمدالله (1377)، نزهة القلوب (چاپ عکسی)، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد (1361)، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ترجمة علی‌نقی منزوی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان.##مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد (1408ق)، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، تصحیح محمد مخزوم، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی [اسلامی].##مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد (1906)، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، لبنان، دار صادر (افست از روی چاپ لیدن).##نظامی گنجه‌ای (1388)، اقبال‌نامه، تصحیح حسن وحید دستگردی، تهران، قطره.##نفیسی، میرزا علی اکبر (1342)، فرهنگ نفیسی، تهران، کتابفروشی خیام.##یاقوت حموی (1995)، معجم البلدان (جلد 7)، بیروت، دار صادر.##Vosughi, M. B., 2013, “Silla, Basila or Bosila: new findings concerning Korea from Persian manuscripts,” The 8th international seminar on Kushnameh.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>کاخ جهان نما و مدخل ورود به خیابان چهارباغ در اسناد تصویری و نوشتاری دوران صفوی تا پهلوی</TitleF>
				<TitleE>Jahān-namā Palace and the Entrance to Chahār-bāgh Avenue of Isfahan A Reflection on the Textual and Visual Sources from Safavid to Pahlavi Period</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_65708.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2017.65708</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>خیابان چهارباغ در طی گسترش شهر اصفهان در زمان شاه عباس اول در خارج از باروی قدیم شهر احداث گردید. در ابتدای شمالی خیابان، که محل ورود از دولت­خانه به خیابان بود، کاخی به نام جهان‌نما، آن نیز به امر شاه عباس، ساخته شد. با سقوط سلسلة صفوی و حملة افغان­ها و در دورة قاجار، به طور خاص با حکومت ظل­السلطان، بسیاری از آثار ارزشمند دوران صفوی، از جمله آثار مذکور، به بهانه­های مختلف تخریب شد. همچنین تغییرات رخ­داده در دورة پهلوی و دوران اخیر باعث شد تا محل دقیق کاخ و شروع خیابان چهارباغ نامشخص گردد. این بخش از شهر صفوی شامل کاخ جهان‌نما و فضای شمالی، یعنی محل ورود به کاخ، و فضای جنوبی آن، یعنی شروع خیابان چهارباغ، در دورة صفوی در نوشته­های تعدادی از سیاحان اروپایی شرح داده شده و در دورة قاجار، تا قبل از تخریب بنا، توصیفات و تصاویری از آن در منابع قابل دسترس است. در میان این مدارک، اسناد تصویری تهیه­شده از کاخ در دورة صفوی و قاجار و محدودة دولت‌خانه در دورة پهلوی اهمیت ویژه‌ای دارند و بررسی و مقایسه آن‌ها می‌تواند بسیاری از نانوشته‌های تاریخی را آشکار کند و اعتبار آن‌ها را مورد سنجش قرار دهد. نوشتة حاضر با بررسی منابع مکتوب و اسناد تصویری از دورة صفوی تا دورة پهلوی سعی در روش کردن وضعیت محدوده مذکور داشته است. این اطلاعات کمک شایانی در پیشبرد طرح باستان­شناختی صورت­گرفته در محل داشت که طی آن، علاوه بر شواهد کاخ جهان‌نما، داده‌هایی از بخش شمالی و جنوبی کاخ مربوط به دوران قبل و بعد از صفویه نیز به دست آمد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>On the outskirts of the old fortification of Isfahan, the Chahār-bāgh avenue was built during the expansion of the city in the reign of Šāh ʻAbbās I. At the starting point of Chahār-bāgh, the Jahān-namā palace was built by his command as well, which was the entrance monument of the Dowlat-xāneh. Chahār-bāgh and Jahān-namā, like many other monuments of Isfahan, were destroyed after Safavids&#039; collapse, particularly during the reign of Ẓel al-Solṭān, the Qajar governor of Isfahan. In some travel books of European travelers in Safavid era, and the textual and visual sources of Qajar, this district of Isfahan is mentioned and illustrated. The remaining visual sources of Safavid and Qajar era, and the documents of Dowlat-xāneh district in Pahlavi period, give us keys to find the location of the palace, and shed light on some of the architectural aspects of the complex that cannot be deciphered from textual sources. The present article is an attempt to a concurrent analysis of textual and visual sources. The extracted data helped in the development of the archaeological project of the Jahān-namā palace, and the northern and southern parts of the palace, which belong to the periods before Safavids, and after them.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>29</FPAGE>
						<TPAGE>48</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شجاعی اصفهانی</Family>
						<NameE>Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Shojaee Esfahani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار باستان‌شناسی دانشگاه هنر اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.shojaei@aui.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Isfahan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Safavid period</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Jahān-namā palace</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Chahār-bāgh avenue</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Visual documents</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آوی، حسین بن محمد (۱۳۸۵)، ترجمة محاسن اصفهان، تصحیح عباس اقبال، اصفهان، شهرداری اصفهان.##اسکندر بیک ترکمان (1382)، تاریخ عالم آرای عباسی، تصحیح ایرج افشار، تهران، امیرکبیر.##بروان، ادوارد (1387)، یک سال در میان ایرانیان، ترجمة مانی صالحی علامه، تهران، اختران.##پروندة ثبتی چهارباغ، آرشیو مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی.##تاورنیه، ژان باتیست (1363)، سفرنامه، ترجمة ابوتراب نوری، با تجدید نظر کلی و تصحیح حمید شیرانی، تهران و اصفهان، کتابخانة سنایی و تأیید.##تحویلدار، میرزا حسین خان (1342)، تاریخ اصفهان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، دانشگاه تهران.##جابری انصاری، حاج میرزا حسن خان (1321)، تاریخ اصفهان و ری و همه جهان، انتشارات روزنامة خرد.##جابری انصاری، حاج میرزا حسن خان (1378)، تاریخ اصفهان، تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری، مشعل و بهی.##جناب، میر سید علی (1386)، آثار و ابنیة تاریخی اصفهان، تصحیح رضوان پورعصار، اصفهان، مرکز اصفهان­شناسی.##جلال­الدین منجم (1366)، تاریخ عباسی یا روزنامه ملا جلال، به کوشش سیف الله وحید نیا، وحید.##دلاواله، پیترو (1390)، سفرنامه: قسمت مربوط به ایران، ترجمه، شرح و حواشی شعاع­الدین شفا، تهران، امیرکبیر.##دمندان، پریسا (1382)، هزار جلوظ زندگی: تصویرهای ارنست هولستر از عهد ناصری، تهران، سازمان میراث فرهنگی.##دولیه دلاند، آندره (1355)، زیبایی های ایران، ترجمة محسن صبا، تهران، انجمن دوستداران کتاب.##دیولافوا، ژان (1369)، ایران، کلده و شوش، ترجمة| علی محمد فره­وشی، تهران، دانشگاه تهران.##رجایی، عبدالمهدی (1383)، تاریخ اجتماعی اصفهان در عصر ظل­السلطان، اصفهان، دانشگاه اصفهان.##رجایی، عبدالمهدی (1385)، تاریخ مشروطیت اصفهان، اصفهان، مرکز اصفهان­شناسی و خانة ملل.##رنه، هانری (1335)، سفرنامه از خراسان تا بختیاری، ترجمة علی محمد فره­وشی، تهران، گیلان.##سانسون، نیکلاس (1346)، سفرنامه، ترجمة تقی تفضلی، تهران، بی­جا.##سدیدالسلطنه مینابی، محمد علی خان (1362).، سفرنامة سدید السلطنه، تصحیح احمد اقتداری، تهران، بهشهر.##سعادت نوری، حسین (1347)، ظل السلطان، تهران، وحید.##سیف­الدوله، سلطان محمد (1364)، سفرنامة سیف­الدوله معروف به سفرنامة مکه، تصحیح علی اکبر خداپرست، تهران، نی.##شاردن، ژان (1374)، سفرنامه، ترجمة اقبال یغمایی، تهران، توس.##شجاعی اصفهانی، علی (1393)، «مکان­یابی شهر جی و یهودیه در رستاق جی اصفهان و جابجایی مرکز قدرت تا برآمدن سلجوقیان»، پژوهش­های ایران­شناسی، شمارة 7: 57-76.##شجاعی اصفهانی، علی (1395)، گزارش مطالعات باستان­شناختی در محوطه جهان‌نما و خیابان چهارباغ محل ایستگاه قطار شهری در میدان امام حسین (دروازه دولت) و انقلاب، منتشرنشده.##کمپفر، انگلبرت (1363)، سفرنامه، ترجمة کیکاووس جهانداری، تهران، خوارزمی.##گوبینو، ژوزف آرتور (1383)، سه سال در آسیا، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، قطره.##لسان­الملک سپهر، محمد تقی خان، (1377)، ناسخ التواریخ، به اهتمام جمشید کیانفر، تهران، اساطیر.##لوسی، هاینتس (1391)، «اصطبل شاهی در اصفهان و نقشة محلة کاخ از انگلبرت کمپفر در سال 1712 میلادی»، ترجمة سارا ماریا مایر، پیام بهارستان، شمارة 16: 300-318.##مافروخی اصفهانی، مفضل بن سعد (1352)، محاسن اصفهان، تصحیح جلالالدین حسینی طهرانی، تهران، مجلس.##محمد مهدی اصفهانی (1368)، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، تصحیح منوچهر ستوده، تهران، امیرکبیر.##مقیمی اسفندآبادی، مهسا (1390)، «مطالعه، بررسی و سامان­دهی اسناد تصویری بناهای ازمیان­رفتة اصفهان صفوی با تأکید بر سه عمارت جهان­نما، نمکدان و تالار آینه»، رسالة کارشناسی ارشد در رشتة مطالعات معماری ایران، منتشرنشده.##مهریار، محمد و دیگران (1378)، اسناد تصویری شهرهای ایرانی دورة قاجار، تهران، دانشگاه شهید بهشتی و سازمان میراث فرهنگی.##میرزا صالح شیرازی (1364)، مجموعة سفرنامه­های میرزا صالح شیرازی، تصحیح غلامحسین میرزاصالح، تهران، نشر تاریخ ایران.##ویلز، چالز جیم (1368)، سفرنامة دکتر ویلز، ایران در یک قرن پیش، ترجمة غلامحسین قراگوزلو، تهران.##همایی، جلال الدین (1384)، تاریخ اصفهان (مجلد ابنیه و عمارات اصفهان و آثار باستانی)، تهران، هما.##Alemi, M., 2005, “Safavid Royal Gardens and Their Urban Relationships,” A Survey of Persian Art from Prehistoric Times to the Present, Vol. 18: Islamic Period: From the End of the Sasanian Empire to the Present, Costa Mesa, Calif. Mazda Publishers.##Aubin, J., 1970, “Eléments pour l’étude des agglomérations urbaines dans l’Iran medieval,” in A. Hourani and S. Stern (eds.) The Islamic City, Papers on Islamic History I (Carbondale, Southern Illinois University Press), 65-75.##Babaie, S., 2008, Isfahan and its palaces: statecraft, Shi&#039;ism and the architecture of conviviality in early modern Iran, Edinburgh, Edinburgh University Press.##Bruyn, C., de, 1725, Voyage au Levant…, Rouen.##Coste, P. X., 1867, Monuments modernes de la Perse mesurés, dessinés et décrits, Paris, A. Morel.##Emrani, S. M. A., 2013, The role of gardens and tree-lined streets in the urban development of Safavid Isfahan (1590-1722): a comparative approach (Paris and Versailles in the 17th century), München.##Galdieri, E., 1974, “Les Palais d’Isfahan,” Iranian Studies, Vol. 7, No. 3/4, Studies on Isfahan: Proceedings of the Isfahan Colloquium, Part II, pp. 380-405.## https://oi.uchicago.edu##Sarre, F., 1931, “A Portuguese Carpet from Knole,” The Burlington Magazine for Connoisseurs, Vol. 58, No. 338, pp. 210+214-215+219.##Sarre, F., 1910, Denkmäler persischer Baukunst: geschichtliche Untersuchung und Aufnahme muhammedanischer Backsteinbauten in Vorderasien und Persien, Berlin, Wasmuth, Bd. 1 Tafelband, 1901, Bd. 2, Textband. Silva y Figueroa, G., a de, 1667,  L&#039;ambassade de D. Garcias de Silva Figueroa en Perse…, ed. L. Billaine, Paris.##Tavernier, J. B., 1676, Les six voyages de Jean - Baptiste Tavernier…, ed. G. Clouzier et C. Barbin, Paris.##Thomson, John, A Collection of Photographs taken in Persia, Turkey and in the Caucasus during a seven months’ journey in 1891, unpublished.##Wills, C. J., 1891, In the land of the lion and su; or Modern Persia. Being experiences of life in Persia from 1866 to 1881, London - New York, Ward, Lock.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی آماری وضعیت و زمینه های فعالیت علمای علوم دینی در ایران عصر سلجوقی</TitleF>
				<TitleE>Islamic Studies and the Religious Scholars in the Saljuq Era in Iran: A Statistic Study</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_65709.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2017.65709</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از تحولات تاریخی ایران عصر سلجوقی برتری یافتن موقعیت قشر اجتماعی موسوم به فقها و اهل شریعت اهل سنت در عرصه­های آموزشی  و  اجتماعی و فرهنگی بود. با این که در مورد این پدیده در شکل گزاره­های تاریخی کیفی تحقیقات قابل توجهی صورت گرفته و دیدگاه­های مختلفی مطرح شده است، اما ابعاد و مصادیق تاریخی چنین امری به صورت دقیق مورد پژوهش قرار نگرفته است. در این نوشته تلاش شده است که بر اساس یافته­ها و روش تحلیل آماری، موقعیت علمای دینی شناخته­شدة ایران عصر سلجوقی بر اساس فعالیت آنها در سه زمینه، یعنی فعالیت علمی، مذهب و حوزه­های جغرافیایی، نشان داده شود. مبنای کار منابع تاریخی مهم چون الکامل ابن اثیر،  المنتظم ابن جوزی، وفیات الاعیان ابن خلکان ، سیاق تاریخ نیشابور عبدالغافر فارسی و الانساب سمعانی بوده است. بر اساس یافته­های پژوهش، عراق عرب و خراسان پررونق­ترین مراکز حضور و فعالیت علمای دینی در دورة سلجوقی بوده­اند و عراق عجم در رتبة سوم قرار داشته است. همچنین از میان علمای دینی شناخته­شده، در حدود 80 درصد آنها شافعی­مذهب بوده­اند. از حیث فعالیت فکری و آموزشی هم در حدود 70 درصد علمای دینی شناخته­شده در علم حدیث فعالیت داشته­اند. پیشینة تاریخی، مرکزیت سیاسی خراسان و عراقین عرب و عجم در دورة سلجوقی، تأسیس مدارس نظامیه در شهرهای مهم خراسان و عراق و حمایت­های حکومت سلجوقی از مذهب شافعی و علوم نقلی اهل سنت در به وجود آمدن وضع مذکور تأثیر بسیار زیاد داشته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Superiority of the Sunni jurists and scholars was one of the historical developments of the Saljuq era from educational, social, and cultural points of view. Despite the vast quantitative studies, the historical dimensions of this subject have not been analyzed thoroughly yet. In this paper, based on the findings of statistical analysis method, the situation of the religious scholars of the Saljuq era, in three fields of their scientific activities, sects, and the places of residence is investigated. For this purpose, the essential historical sources such as Al-kāmil by Ibn al-Athīr, Al-montaẓam of Ibn al-Jozī, Vafayāt Al-aʻyān of Ibn Xallikān, Siyāq-e Tārix-e Neyšābūr by ʻAbd al-ghāfer-e Fārsī, and Al-ansāb of Samʻānī have been studied. According to this research, the geographical regions known as ʻIrāq-e ʻArab and Xorasān were in first places in terms of the presence and activity of religious scholars; and ʻIrāq-e ʻAjam was in the third place. Moreover, around 80 percent of the known scholars belonged to the Šāfeʻī school. From intellectual and educational points of view, around 70 percent of known religious scholars of the Saljuq era were involved in the field of Ḥadith. This situation was the result of historical background and centricity of the above mentioned regions in the Saljuq era, establishment of Neẓāmīyyeh schools in the important cities of those regions, as well as the Saljuqids&#039; support of the Šāfeʻī sect and the Sunni traditional studies.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>49</FPAGE>
						<TPAGE>65</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ناصر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صدقی</Family>
						<NameE>Naser</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sedghi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار  تاریخ دانشگاه تبریز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>n_sedghi@tabrizu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>ناهید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>باقری توفیقی</Family>
						<NameE>Nahid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Bagheri Tofighi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری تاریخ ایران دورة اسلامی دانشگاه تبریز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>History of Iran</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the Saljuq era</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Islamic scholars</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Islamic studies</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Islamic sects</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن الاثیر، عزالدین (1417 ق)، الکامل فی التّاریخ، ج 8-9، تصحیح عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتب العربی.##ابن الجوزی، جمال­الدین ابوالفرج (1415 ق)، المنتظم فی تواریخ الملوک و الامم، ج 9-10، تصحیح سهیل زکار، بیروت، دارالفکر.##ابن خلکان (1381 ق)، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، تصحیح احسان عباس، ج 1، 2، 5، بیروت، دار صادر.##ابن کثیر (1407 ق)،  البدایه و النهایه، تصحیح خلیل شحاده، ج 12، بیروت، دارالفکر.##بنداری اصفهانی، فتح بن علی (1357)، زبدة النصره و نخبة العصره: تاریخ سلسلة سلجوقی، ترجمة محمد حسین جلیلی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.##بویل، جی. آ. (1385)، «تاریخ سیاسی و دودمانی سلجوقیان»، تاریخ ایران کمبریج (از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان)، ترجمة حسن انوشه، تهران، امیرکبیر.##ترکمنی آذر، پروین (1385)، «سلجوقیان: اختلافات مذهبی و پیامدهای آن»، پژوهشنامة علوم انسانی، ش51، صص 53-74.##سبط ابن جوزی (1371 ق)، مرآة الزمان فی تاریخ الاعیان، 8، حیدر آباد دکن.##سبکی، تاج­الدین ابونصر (1383 ق)، طبقات الشافعیة الکبری، تصحیح محمود محمد الطناحی و عبدالفتاح محمد الجاد، ج 4-7، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه.##سمعانی، ابوسعد عبدالکریم ( 1396-1405 ق)، الانساب، تصحیح عبدالرحمن یمانی، محمد عوانه، ریاض مراد و دیگران، 12 جلد، قاهره.##عالم­زاده، هادی (1379)، «اوضاع دینی، فرهنگی و اجتماعی سدة ششم هجری به گزارش ابن جوزی»، تاریخ اسلام، ش 2، صص 175-191.##عبدالغافر فارسی (1362)، تاریخ نیسابور المنتخب من السیاق، المنتخب ابواسحق ابراهیم بن محمد الازهر الصیریفینی، تصحیح محمد کاظم المحمودی، قم، جامعة مدرسین حوزة علمیه.##عبدالغافر فارسی (1384)، المختصر من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور، تصحیح محمد کاظم محمودی، تهران، میراث مکتوب.##کسائی، نورالله (1363)، مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن، تهران، امیرکبیر.##Hodgson, G. S. M., 1977, The Venture of Islam, Chicago and London, The University of Chicago.##Makdisi, George, 1961, “Muslim Institutions of Learning in Eleventh Century Baghdad, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, Vol. 24, pp. 1-56.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تأثیر اقدامات اصلاحی مورگان شوستر آمریکایی و صف‌بندی‌های موجود در برابر آن در اواخر دورة قاجار</TitleF>
				<TitleE>The Effects, Allies and Enemies of Morgan Shuster&#039;s Financial Measures in the Late Qajar Period</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_65710.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2017.65710</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>روند اصلاحات مجلس دوم (2 ذیقعده ۱۳۲۷ ق / ۱۵ نوامبر ۱۹۰۹ م - ۳ محرم ۱۳۳۰ ق / ۲۴ دسامبر ۱۹۱۱ م)، که برای احیای بنیان‌های اقتصادی جامعة اواخر دورة قاجار از مورگان شوستر دعوت نموده بود، بسان جدال نسبی بین دو پدیدة سنت و تجدد پدیدار گشت. کم نبودند عواملی که در برابر هرگونه تغییر به سنن کهنة موجود در ایران کمک کنند. عملی کردن اصلاحات بنیادین، با وجود مدل خاص اجتماعی ایران، مسیری بود سخت و دشوار و با مقاومت‌های کانون­های سنتی دوران قاجار همراه بود و چون انجام آن محال و باعث بحران‌های اجتماعی می‌گردید، راهی به جز حذف مبانی اصلاحی برای حکومت قاجار وجود نداشت. این تحقیق ، در پی پاسخ به این سؤال است که چه عواملی با چه انگیزه‌هایی در برابر اقدامات شوستر به مقاومت پرداختند؟ در پاسخ به این پرسش، فرض این تحقیق بر آن است که چالش موجود بین دو عامل سنت و تجدد در ماجرای استخدام و سپس انفصال مورگان شوستر تأثیر بسیاری داشت. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که علاوه بر عوامل سنتی داخلی، مانند شاهزادگان، وابستگان دربار و زمینداران کلان و ...، که عموماً با هر گونه تغییر در وضعیت موجود مخالفت داشته­اند، روسیه و انگلیس نیز مخالف احیای بنیان‌های اقتصادی ایران در اواخر دوران قاجار بوده­اند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The process of reform in the time of the second parliament (November 15, 1909 – December 24, 1911), which resulted in inviting Morgan Shuster for financial improvements in the late Qajar era, represented the controversy between tradition and modernism in Iran. Many factors were against the process of change in Iran and could lead to social crises. Actually, the implementation of fundamental reforms was very problematic, regarding the specific social model of Iran, and the resistance of the traditional forces. This research, which is based on archival documents and historical sources, seeks to answer these questions: what were the main powers against Shuster&#039;s measures, and what were their motivations? The hypothesis was that the challenge between tradition and modernism was very influential; but the research findings demonstrate that in addition to traditional domestic factors such as princes, courtiers, landlords, and ..., who generally opposed any changes, foreign forces of Russia and Britain were among the main opponents as well.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>67</FPAGE>
						<TPAGE>87</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهدی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صلاح</Family>
						<NameE>mahdi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>salah</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار تاریخ دانشگاه سیستان و بلوچستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mehdisalah2011@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Qajar dynasty</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Morgan Shuster</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>the second parliament</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>financial reforms</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Russia</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Britain</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آبراهامیان، یرواند (1378)، ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ترجمۀ کاظم فیروزمند، حسن شمس‌آوری و محسن مدیر شانه چی،  تهران، نشر مرکز.##آوری، پیتر(1363)، تاریخ معاصر ایران، ترجمۀ محمد رفیعی مهرآبادی، ج 1، تهران، عطایی.##اتحادیه، منصوره (1361)، پیدایش و تحول سیاسی احزاب مشروطیت، تهران، نشر گستره.##اوکانر، فردریک (1376)، خاطرات، ترجمۀ حسن زنگنه، تهران، نشر شیرازه.##براون، ادوارد (1351)، نامه‌هایی از تبریز، ترجمۀ حسن جوادی، خوارزمی، تهران.##کتاب آبی، گزارش‌های محرمانة وزارت امور خارجة انگلستان دربارة انقلاب مشروطیت (1362)، به کوشش احمد بشیری، ج 6، تهران، نشر نو.##بهار، محمد تقی (1357)، تاریخ مختصر احزاب سیاسی، تهران، امیرکبیر.##دولت آبادی، یحیی (1330)، حیات یحیی، ج 3، تهران، ابن سینا.##دهخوارقانی، رضا (1365)، وقایع ناصری و توضیح مرام، تهران، دنیا.##رامتین، حسین (1341)، آمریکائی‌ها در ایران، تهران، نشر باما.##رضا زاده، رحیم (1350)، تاریخ روابط ایران و ممالک متحدة آمریکا، تهران، طهوری.##ذوقی، ایرج (1368)، تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرت­های بزرگ 1925ــ1900 م، تهران، پاژنگ.##سازمان اسناد و کتابخانة ملی ایران (ساکما)، سند ۲۴۰/۱۱۹۴۶ - ۱۳/۱/۱۱۹۳۴وزارت امور اقتصادی و دارایی، 1289-1290 در خصوص است‍خدام م‍ت‍خ‍ص‍ص‍ین آم‍ری‍کایی در وزارت دارایی، ش‍وس‍ت‍ر، وی‍ل‍یام م‍ورگان، ۱۸۷۷-۱۹۶۰ م، آرشیو اسناد ملی (ش ف: ۰۲۴۹۰۰۰۶).##ــــــــــــــــ، سند ۲۹۳/۲۴۹۸- ۱۲/۱/۱۱۰۸۷ در خصوص اع‍تراض م‍ورگان ش‍وس‍ت‍ر به قوام­ال‍س‍ل‍طنه در م‍ورد ای‍راد ضرب و جرح م‍عاون مالیه ت‍وس‍ط شهاب­­الس‍ل‍طنه، ‌‫۱۳۲۹-۱۳۲۸ ق.ق، آرشیو ملی ایران (ش ف: ۰۰۱۸۰۱۵۵).##ـــــــــــــــ، سند ۲۹۳/۲۶۲۰-۱۲/۱/۱۱۲۰۹، ارسال ص‍ورت م‍واجب و م‍خارج ش‍ه‍رداری، مکات‍بة ش‍وس‍ت‍ر ب‍ا وزارت کش‍ور در زمینة علت ت‍وق‍یف وجوه م‍ص‍روفی ش‍ه‍رداری، ‫۱۳۲۹ ق.ق، وزارت کشور (ش ف: ۰۰۱۹۰۰۴۵).##ـــــــــــــ، سند ۲۴۰/۶۱۰۴-۱۳/۱/۶۰۹۵، در خصوص است‍ف‍سار ش‍وس‍ت‍ر از وزارت خ‍ارجه در خ‍صوص ان‍ح‍صار ی‍ا عدم ان‍ح‍صاری بودن ت‍ن‍ب‍اک‍و در ایران، ۱۳۱۱ق (ش ف، ۰۱۱۷۰۰۲۸).##ــــــــــــــ، سند ۲۴۰/۱۷۲۱۱-۱۳/۱/۱۷۰۷۰، ان‍ت‍صاب م‍ورگان ش‍وس‍ت‍ر ب‍ه­ع‍نوان م‍س‍ؤول اموال وزارت دارایی، ۱۳۰۵ ش (ش ف ۰۳۰۶۰۰۴۹).##ـــــــــــــــــ، سند ۲۹۳/۲۶۱۰- ۱۲/۱/۱۱۱۹۹ در خصوص درخ‍واست م‍ورگان ش‍وس‍ت‍ر از وزارت کش‍ور م‍بنی ب‍ر ج‍ل‍وگ‍یری از اخلال در امر م‍الیه دولت (ش ف: ۰۰۱۹۰۰۳۵).##ــــــــــــــــ، سند ۲۹۳/۲۶۱۲- ۱۲/۱/۱۱۲۰۱ در خصوص درخ‍واست م‍ورگان ش‍وس‍تر م‍بنی ب‍ر اخ‍ذ وجوه م‍الیات‍ی (ش ف: ۰۰۱۹۰۰۳۷).##ـــــــــــــــــ، سند ۳۶۰/۱۹۲- ۳۱۲ آ ۲ آو ۱، ش‍ک‍ایت یکی از ات‍باع روسیه از خ‍زان‍ه‌داری کل (م‍ورگان ش‍وس‍ت‍ر) به ج‍هت م‍نع ح‍مل ذغال س‍نگ به ش‍ه‍ر و ت‍ق‍اضای پ‍رداخت خ‍س‍ارت به وی، 1331 ق ( ش ف:‌ ۰۰۰۲۰۰۳۷)##ــــــــــــــــ، سند ۲۴۰/۴۳۲۸- ۱۳/۱/۴۳۲۳، مشورت ب‍ا آقای ش‍وس‍ت‍ر، خ‍زان‍ه‌داری کل، در خ‍صوص لای‍حة ق‍انونی است‍خدام اجزای ادارات دولتی، ‌‫۱۳۲۹ق (ش ف: ۰۰۷۸۰۰۶۰).##ــــــــــــــــــــ، سند ‫۹۵۵/۰۷۵۲- ۲۲۸۴۱۴۶، مکتوب مستر شوستر، خزانه‌دار کل ایران، به­عنوان روزنامة طایمس راجع به مناسبات دولت ایران با دولتین روس و انگلیس، ۲۱ اکتبر ۱۹۱۱ مطابق ۲۷ شوال 1329، طهران، مطبع حبل‌المتین.##ـــــــــــــــــ،سند 5923/15384در خصوص بررسی لوایح قانونی معادن و جنگلها، 1329.##ــــــــــــــــ، سند ۲۹۳/۲۷۰۶-۱۲/۱/۱۱۲۹، در خصوص ت‍صرف باغ ش‍عاع­الس‍ل‍طنه ت‍وس‍ط ق‍زاق­های روس و گزارش م‍ورگان ش‍وس‍تر م‍بنی ب‍ر ذخ‍یرة اس‍ل‍حه و گ‍ندم در این باغ (ش ف: ۰۰۱۹۰۱۵۶).##سازمان اسناد سیاسی ایران، اسناد شمارة 2/156/19 و 1/156/19.## ــــــــــــــــــ، اسناد شمارة 6/156/19 و 8/156/19.##ـــــــــــــــــ، سند شمارة 6/6/249.##ـــــــــــــــــ،سند شمارة 6/6/249.##ـــــــــــــــــ، سند شمارة 5/6/147.##ــــــــــــــــــ،سند شمارة 2/6/249.##ــــــــــــــــــ،سند شمارة 1/6/249.##سفری، محمد علی (1363)، مشروطه­سازان، تهران، علم.##شوستر، مورگان (1362)، اختناق ایران، ترجمۀ ابوالحسن موسوی شوشتری، تهران، صفی علی شاه.##فوران، جان (1378)، مقاومت شکننده، ترجمۀ احمد تدین، تهران، رسا.##کاظم‌زاده، فیروز (1354)، روس و انگلیس در ایران، تهران، امیرکبیر.##کسروی، احمد (1346)، تاریخ هجده­سالۀ آذربایجان، تهران، امیرکبیر.##کوهی‌ کرمانی، حسین (1363)، از شهریور 1320 تا فاجعة آذربایجان و زنجان، تهران، مهرآیین.##کیانفر، عین­الله و پروین استخری (1329)، کشف تلبیس یا دورویی و نیرنگ انگلیس، تهران، زرین.##مذاکرات مجلس شورای ملی، دورة دوم، مذاکرات مجلس دوم.##مروارید، یونس (1377)، ادوار مجالس قانونگذاری در دوران مشروطیت، تهران، اوحدی.##مستوفی، عبدالله (1344)، شرح زندگانی من، تهران، علمی.##مکی، حسین (1362)، تاریخ بیست­سالة ایران، تهران، ناشر.##مکی، حسین (1358)، مدرس قهرمان آزادی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##ملک‌زاده، مهدی (1363)، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، علمی.##میراحمدی، مریم (1368)، پژوهشی در تاریخ معاصر ایران، مشهد، آستان قدس.##میلسپو، آرتو ر(1370)، آمریکائی‌ها در ایران، ترجمۀ عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، نشر البرز.##نوایی، عبدالحسین (2535)، دولت‌های ایران از آغاز مشروطیت تا اولتیماتوم، تهران، بابک.##یکتایی، مجید (1355)، تاریخ دارایی ایران، تهران، علمی.##Reinsch, P. S., 1912, “Diplomatic Affairs and International Law 1911,” The American Political Science Review, Vol. 6, No. 1, pp. 17-40.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>ایرانیّات کتاب الاوائل ابوهلال عسکری</TitleF>
				<TitleE>Iran in Al-avāʼel of Abū-Helāl ʻAskari</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_65711.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2017.65711</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ابوهلال عسکری از ادیبان ایرانی­الاصل ولی عربی­نویسی است که در سدۀ چهارم هجری در خوزستان زاده شد. او نیز، همانند دیگر ایرانیان ‌همعصرش، زبان عربی را برای نگارش آثار خود برگزید و تألیفاتی  مانند کتاب الاوائل را به آن زبان نوشت. الاوائل کتابی است تاریخی و ادبی که ابوهلال آن را در بیان نخستین رویدادهای منسوب به اقوام و افراد مختلف نگاشته است. وی در باب نهم، که به «عجم» اختصاص دارد، گزارش­هایی را دربارۀ ایرانیان و آیین­های آنان در دوران پیش از اسلام، به‌ویژه عصر ساسانی، بازگو می­کند که بسیار درخور توجه است. ایرانی بودن او و پیشینۀ آشناییش با زبان فارسی سبب گشته که ملاحظاتی شایان بررسی دربارۀ معنا و ریشۀ کلماتی چون مهمان و مهرگان بیان کند. همین امر، در کنار پاره­ای از گزارش­های کتاب که شاید در دیگر آثار تاریخی و ادبیِ عربی و فارسی بی­مانند باشد، بدان اهمیتی دوچندان بخشیده است. اما بر اساس بررسی­های نویسندگان، تاکنون از این اثر و اطلاعات آن در پژوهش­های ایرانشناسی بهره گرفته نشده، چراکه ناآشناییِ پژوهشگران با کتاب مذکور به گمنام ماندنش انجامیده است. از این ‌رو، در این مقاله  کوشش شده که بعد از معرفی اجمالی ابوهلال عسکری، آن دسته از گزارش­های وی در کتاب الأوائل که با ایران و ایرانی پیوند دارد، افزون بر ترجمه، بررسی و شرح شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Abū-Helāl ʻAskari, is a scholar with Iranian root, who was born in the fourth century A.H. in Xūzestān. He, like many other Iranian authors of his age, chose to write his works in Arabic. Al-avāʼel is the title of his historic - literary book on ethnic groups, and its ninth chapter is dedicated to the &quot;ʻajam&quot;, with outstanding reports on pre-Islamic -specifically the Sassanid- era. His Iranian origin and acquaintance with the Persian language, led to valuable considerations on the meaning and origin of some words such as Mehmān and Mehregān. Al-avāʼel, including valuable unique accounts on Iran, outranks other literary and historical works in Persian or Arabic. According to the studies, researchers&#039; unfamiliarity with Al-avāʼel has resulted in its oblivion; therefore, in this paper firstly Abu-helāl is introduced, then those accounts of the book which are related to Iran are translated, studied, and explained.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>89</FPAGE>
						<TPAGE>105</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سمیه السادات</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طباطبایی</Family>
						<NameE>Somayeh-sadat</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Tabtabei</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشگاه کوثر بجنورد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sst1363@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حسینی</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hosseini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشگاه کوثر بجنورد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>alirhosseyni@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Abu-Helāl ʻAskari</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Al-avāʼel</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Iranian Culture</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>pre-Islamic Iran</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن داود دینوری (1960)، الأخبار الطوال، تصحیح عبد المنعم عامر، قاهره، دار احیاء الکتب العربی.##ابن طاهر مقدسی (بی تا)، البدء و التأریخ، ج 3 و 4، بورسعید، مکتبه الثقافه الدینیه.## ابن قتیبه دینوری (1992)، المعارف، تصحیح ثروت عکاشه، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب.## ابن الوردی، سراج الدین عمر (2008)، خریده العجائب و فریده الغرائب، تصحیح أنور محمود زناتی، قاهره، مکتبه الثقافه الإسلامیه.## ابو حیان توحیدی (1988). البصائر و الذخائر، ج 2، تصحیح وداد القاضی، بیروت، دارصادر.## ابوهلال عسکری (1408ق)، الأوائل، طنطا: دارالبشیر.## _________ (بی تا)، دیوان المعانی، ج 2، بیروت، دارالجیل.## اوستا (1371)، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران، مروارید.## تفضلی، احمد (1345)، «آبسالان، یک واژۀ ناشناخته در مینوی خرد»، نشریة انجمن فرهنگ ایران باستان، سال 4، شماره 1، صص 42-45.##ثعالبی، ابومنصور (1368)، غرر أخبار ملوک الفرس و سیرهم، ترجمة محمد فضائلی، تهران، نقره.##جاحظ، عمرو بن بحر (1423ق)، المحاسن و الأضداد، بیروت، دار و مکتبه الهلال.##حاجی خلیفه (1941)، کشف الظنون عن أسامی الکتب والفنون، ج 1، بغداد، مکتبه المثنی.##حمزۀ اصفهانی (بی­تا)، تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء، بیروت، دار مکتبه الحیاه.##راشد محصل، محمد تقی (1389)، دینکرد هفتم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##طبری، محمد بن جریر (1387ق)، تاریخ الرسل و الملوک، ج 1 و 2. بیروت، دارالتراث.##طبری، محمد بن جریر (2000)، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج 5، تصحیح احمد محمد شاکر،  مؤسسه الرساله.##فردوسی، ابوالقاسم (1394)، شاهنامه، تصحیح جلال خالقی مطلق، تهران، سخن.##قلقشندی، احمد بن علی (بی تا). صبح الأعشی فی صناعه الانشاء، ج 1، بیروت، دار الکتب العلمیه.##مجلسی، محمد باقر (بی تا). بحار الأنوار، ج 48 و 56، بیروت، مؤسسة الوفاء.##محمد حسین بن خلف تبریزی (1342)، برهان قاطع، ج 3، تصحیح محمد معین، تهران، ابن‌سینا.## مسعودی، ابوالحسن بن علی (2005). مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 1، تصحیح کمال حسن مرعی، بیروت، المکتبه العصریه.##نفیسی، علی اکبر (1355)، فرهنگ نفیسی، تهران، کتابفروشی خیام.##نهایة الارب فی أخبار الفرس و العرب (1375)، تصحیح محمد تقی دانش­پژوه، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##یاقوت حموی (1993)، معجم الأدباء، ج 2، تصحیح احسان عباس، بیروت، دار الغرب الاسلامی.##یاقوت حموی (1995)، معجم البلدان، ج 4، بیروت، دار صادر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نگاهی به منظومۀ نویافتۀ زال و مقاتل‌ دیو</TitleF>
				<TitleE>A Glance at the Newly Discovered Epopee: Zāl va Maqātel-e Dīv</TitleE>
                <URL>https://jis.ut.ac.ir/article_65712.html</URL>
                <DOI>10.22059/jis.2017.65712</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>سرگذشت زال، فرزند سام نریمان، یکی از پرماجراترین و شگفت‌آورترین داستان‌های متون حماسی و پهلوانی ایران است. موی سپید زال، رانده شدن او از درگاه پدر، پرورش یافتن در آشیانۀ سیمرغ و در نهایت عمر طولانی او، همگی ویژگی‌هایی است که چهرۀ زال را نسبت به دیگر قهرمانان داستان‌های ملّی متمایز نشان می‌دهد. در شاهنامه، زال در آغاز جوانی‌ پهلوان نیرومندی است، امّا به محض رسیدن رستم به سنّ بلوغ، به دلیل ضعف پیری از حضور در میدان جنگ کناره می‌گیرد و جای خود را به فرزند می‌دهد و از آن پس، نقش قهرمان خردمندی را بازی می‌کند که راهنمای شاهان و پهلوانان است. ظاهراً این نقیصه در سرگذشت زال سبب شده که در ادوار بعد داستان‌گزاران به خلق داستان‌ها و روایاتی بپردازند که در آن‌ها زال، با وجود کهولت سن، همچنان از یلان سترگ ایران به شمار می‌رود و در میدان‌های جنگ، هنرنمایی‌های بسیاری از خود نشان می‌دهد. یکی از این دسته داستان‌ها نبرد زال با دسته‌ای از دیوان در آغاز جوانی‌ است که بر آن‌ها پیروز می‌شود. در این مقاله نخست به بررسی داستان‌های زال در متون حماسی و پهلوانی ایران می‌پردازیم و سپس نگاهی به منظومۀ ناشناختۀ «زال و مقاتل دیو» می‌اندازیم و با بررسی برخی قراین متنی، حدود تقریبی سرایش آن را نشان می‌دهیم.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The life story of Zāl - the son of Sam of Narīmān - is one of the most adventurous and astonishing stories of epic-heroic Iranian texts. Having white hair, being banished by his father, growing up in the Sīmorgh&#039;s nest, and finally living a long life, are among the features which differentiates Zāl from other heroes of national stories. In Šāhnāmeh, Zāl is a mighty hero in his youth, but as soon as Rostam reaches  adulthood, Zāl secedes the battlefield due to the weakness of senility, and gives way to Rostam; thereafter, Zāl plays the role of a wise hero who advises the kings and other heroes. Apparently this drawback in his life provoked the future storytellers to create narrations, in which Zāl despite his oldness, is one of the greatest heroes with many heroic actions in battlefields. One of these stories is the battle of Zāl with demons in his youth, that ended up with his victory. In this paper, firstly the stories of Zāl in the epic-heroic texts of Iran is studied; afterward, the unknown epopee of “Zāl va Maqātel-e Dīv” is introduced, and the approximate time of its composition is estimated according to textual evidences.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>107</FPAGE>
						<TPAGE>123</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>رضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غفوری</Family>
						<NameE>Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghafouri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشگاه حضرت نرجس (س) رفسنجان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>reza_ghafouri1360@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>epic literature</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Persian epopees</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Šāhnāmeh</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Zāl</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Zāl va Maqātel-e Dīv</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آیدنلو، سجّاد (1387)، «چند بن‌مایه و آیین مهم ازدواج در ادب حماسی ایران»، جستارهای ادبی، ش 160، 1- 23.##آیدنلو، سجّاد (1390)، دفتر خسروان، برگزیدة شاهنامۀ فردوسی، تهران، سخن.##آیدنلو، سجّاد (1396)، نیم­پخته ترنج، تهران، سخن.##ابن بلخی (1374) فارسنامه، تصحیح  منصور رستگار فسایی، شیراز، بنیاد فارس‌شناسی.##ابن‌خلدون (1383)، العبر، ترجمة عبدالمحمد آیتی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##افشاری، مهران (1387)، «روایت کشتن اژدها و ازدواج با دختر»، تازه به تازه، نو به نو (تهران، چشمه)، 37- 46.##انجوی ‌شیرازی، سیّدابوالقاسم (1369)، فردوسی‌نامه، 3 جلد، تهران، علمی.##ایرانشاه بن ابی‌الخیر (1370)، بهمن‌نامه، تصحیح رحیم عفیفی، تهران، علمی و فرهنگی.##ببر بیان (1394)، هفت منظومۀ حماسی، تصحیح رضا غفوری، تهران، میراث مکتوب.##بلعمی، ابوعلی (1386)، تاریخ بلعمی. تصحیح محمد تقی بهار‌ و محمد پروین گنابادی، تهران، هرمس.##بندهش (1380)، گزارش مهرداد بهار، تهران، توس.##ثعالبی نیشابوری (1368). تاریخ ثعالبی، ترجمۀ محمد فضایلی، تهران، نقره.##جیحونی، مصطفی (1380)، حماسه آفرینان شاهنامه، اصفهان، شاهنامه‌پژوهی.##حسینی قزوینی، شرف‌الدین فضل‌الله (1383)، المعجم فی آثار ملوک العجم، تصحیح احمد فتوحی‌نسب، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##حمیدیان، سعید (1387)، درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی، تهران، ناهید.##خالقی ‌مطلق، جلال (1372)، « ببر بیان»، گل رنج‎های کهن، به کوشش علی دهباشی، تهران، مرکز.##خواندمیر، غیاث­الدین حسینی (1362)، تاریخ حبیب السیر، تهران، کتابفروشی خیام.##داستان پتیاره (1394)، هفت منظومۀ حماسی، تصحیح رضا غفوری، تهران، میراث مکتوب.##داستان رستم و سهراب (1369)، نگارش مرشد عباس زریری، به کوشش جلیل دوستخواه، تهران، توس.##داستان کک کوهزاد (1382)، به اهتمام سیّد محمّد دبیرسیاقی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##دینوری، ابوحنیفه (1364)، اخبار‌الطّوال. ترجمة محمود مهدوی دامغانی، تهران، نی.##رزم‌نامۀ شکاوندکوه (1394)، هفت منظومۀ حماسی، تصحیح رضا غفوری، تهران، میراث مکتوب.##رستم‌نامه (1387)، تصحیح محمّد بهشتی، تهران، پیری.##رودنکو، م. ب. (2536)، افسانه‌های کُردی، ترجمة کریم کشاورز، تهران، آگاه.##زال و مقاتل دیو، مندرج در نسخۀ شاهنامۀ کتابخانۀ ملّی به شمارة 1309108.##زرّین‌قبانامه (1393)، تصحیح سجّاد آیدنلو، تهران، سخن.##سرکاراتی، بهمن (1385)، سایه‌های شکارشده،تهران، طهوری.##طبری، ابوجعفر محمّد بن جریر (1384)، تاریخ الرسل و الملوک. ترجمۀ صادق نشأت، تهران، علمی و فرهنگی.##طرسوسی، ابوطاهر محمّد (1374)، داراب‌نامه، تصحیح ذبیح­الله صفا، تهران، علمی و فرهنگی.##طومار شاهنامۀ فردوسی (1381)، به کوشش کوشش احمد هاشمی و سید مصطفی سعیدی، تهران، خوش‌نگار.##طومار کهن شاهنامۀ فردوسی (1390)، به کوشش جمشید صداقت‌نژاد، تهران، دنیای کتاب.##طومار نقّالی سام‌نامه (1380)، به کوشش حسین حسینی، تهران، نمایش.##طومار نقّالی شاهنامه (1391)، به کوشش سجّاد آیدنلو، تهران، به‌نگار.##عطایی (بی ‌تا)، برزونامۀ ‌جدید، دست‎نویس ‌کتابخانۀ ‌پاریس به شمارة 1189.##عطایی (بی ‌تا)، برزونامۀ جدید، نسخۀ آنکتیل دوپرون، به شمارة R.9 .804.##فرامرزنامۀ بزرگ (1394) تصحیح ماریولین فان زوتفن و ابوالفضل خطیبی، تهران، سخن.##فردوسی، ابوالقاسم (1386)، شاهنامه، تصحیح جلال خالقی ‌مطلق (جلد ششم تصحیح محمود امیدسالار، جلد هفتم تصحیح ابوالفضل خطیبی)، تهران، مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی.##فردوسی، ابوالقاسم (1379)، شاهنامۀ فردوسی همراه با خمسۀ نظامی [نسخة ‌سعدلو]، تهران، مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی.##فردوسی، ابوالقاسم (1377)، شاهنامۀ فردوسی (حاشیه ظفرنامۀ مستوفی)، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.##فصیح خوافی (1386) مجمل فصیحی. تصحیح محسن ناجی نصرآبادی. تهران: اساطیر.##قزوینی، یحیی بن عبداللطیف(1386) لب‌التواریخ. تصحیح میرهاشم محدث. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##کک کوه‌زادنامه (1394)، هفت منظومۀ حماسی، تصحیح رضا غفوری، تهران، میراث مکتوب.##کوسج، شمس‌الدین محمّد (1387)، برزونامه‌ی کهن، تصحیح اکبر نحوی، تهران، میراث مکتوب.##لطفی‌نیا، حیدر (1388)، حماسه‌های قوم کرد، تهران، سمیرا- سازمان میراث فرهنگی و گردشگری.##مادح، قاسم (1380)، جهانگیرنامه. تصحیح ضیاءالدین سجادی، تهران، موسسة مطالعات اسلامی دانشگاه تهران- دانشگاه مک‌گیل.##مجمل التواریخ والقصص (1383)، تصحیح محمّد تقی بهار، تهران، دنیای کتاب.##مختاری ( بی تا)، شهریارنامه، تصحیح رضا غفوری، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار (زیر چاپ).##مختاری، محمّد (1393)، اسطورۀ زال، تهران، توس.##مرتضوی، منوچهر (1385)، فردوسی و شاهنامه، تهران، توس.##مستوفی، حمدالله (1381)، تاریخ گزیده، تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر.##مسعودی، علی بن حسین (1382)، مروج الذّهب، ترجمة ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی.##مشکین‌نامه (1386)، طومار نقّالی حسین بابا مشکین، به اهتمام داوود فتح‌علی­بیگی، تهران، نمایش.##معین، محمد (1342)، حواشی بر برهان قاطع، تهران، ابن سینا.##منهاج سراج (1342)، طبقات ناصری، تصحیح عبدالحی حبیبی، کابل، مطبعة پوهنی.##مهتدی، فضل‌الله (1389)، افسانه‎های کهن ایرانی، تهران، هیرمند.##میرخواند (1338)، روضة الصّفا، تهران، انتشارات خیام.##نثر نقّالی شاهنامه (1394)، تصحیح رضا غفوری، شیراز، سیوند.##هفت­لشکر (1377)، تصحیح مهران افشاری و مهدی مداینی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				