کلیدواژه‌ها = جغرافیای تاریخی
تعداد مقالات: 9
بازشناسی بندر خورشیف و اهمیت آن در عصر اتابکان و ایلخانان

بازشناسی بندر خورشیف و اهمیت آن در عصر اتابکان و ایلخانان

دوره 9، شماره 1، مرداد 1398، صفحه 81-98

https://doi.org/10.22059/jis.2019.73431

علی رسولی

چکیده شبه‌جزیرة بوشهر در دوره‌های مختلف تاریخی از طریق بندرهایی چون لیان، ریشهر و بوشهر ارتباطات دریایی را در میانة ساحل شمالی خلیج‌فارس تسهیل کرده است؛ اما به نظر می‌رسد در فاصلة سده‌های ششم ﻫ.ق تا هشتم ﻫ.ق این نقش به بندری تازه به نام خورشیف واقع در دماغة شیف منتقل شده است. پژوهش حاضر به بررسی پیدایش، کارکردها و زوال این بندر پرداخته است. این بررسی نشان می‌دهد که بندر خورشیف در سدة ششم ﻫ.ق در نتیجة موقعیت مناسب جغرافیایی آن در پیوند با شیراز، کازرون و خلیج‌فارس ایجاد شد. سپس در سدة هفتم ﻫ.ق و اوایل سدة هشتم ﻫ.ق، این شهر در برقراری ارتباط میان فارس و جنوب عراق، دفاع از جزیرة کیش و گسترش طریقت مرشدی نقش مهمی ایفا کرد. سرانجام به‌واسطة ناامنی در نواحی جنوبی کشور و جابه‌جایی مرکزیت قدرت دریایی خلیج‌فارس به هرموز نو (جرون)، خورشیف دچار زوال شد. یافته‌های مزبور اهمیت جغرافیایی دماغة شیف را یادآوری کرده و بخشی از خلأ دانش موجود پیرامون فعالیت‌های دریایی در حول‌وحوش شبه‌جزیرة بوشهر در سده‌های میانة ایران را برطرف می‌کند.

از خَلمان تا اَلوَن سرگذشت چهارهزارسالۀ یک جاینام باستانی (سرپل‌ذهاب)

از خَلمان تا اَلوَن سرگذشت چهارهزارسالۀ یک جاینام باستانی (سرپل‌ذهاب)

دوره 8، شماره 1، مرداد 1397، صفحه 37-56

https://doi.org/10.22059/jis.2018.68711

ایرج رضائی

چکیده شهر سرپل­ ذهاب، به گواهی متون تاریخی و آثار باستانیِ مشهور و پرشمارش، پیشینه­ای دور و دراز دارد. وجود دو نقش­ برجستۀ مهم آنوبانی­نی و ایدی(ن)- سین بر صخره­ای در مرکز شهر حکایت از آن دارد که این مکان، در اواخر هزارۀ سوم یا اوایـل هـزارۀ دوم پ.م. در اختـیار اقـوام زاگرس­ نشینِ لولوبی­ و سیموروم­ بوده است. پس از آن نیز در دوره­ های ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی و اسلامی، مکان یادشده همچنان اهمیت خود را حفظ کرده و بارها دوره­ های آبادانی و رونق و گاهی هم زوال و خاموشی را پیموده است. این مقاله به بررسی پیشینۀ استقرارهای باستانی واقـع در محـدودۀ شـهر امروزیِ سرپل ­ذهاب، برخی ویژگـی­ های تاریـخی این دیار و سیر تحـول جایـنام­ های مرتـبـط با آن می­ پردازد. نتیجه آنکه از ابتدای هزارۀ دوم پ.م تا دورۀ اسلامی، نام مکان مورد بحث در متون و منابع گوناگون به زبان­ های اکدی، یونانی، عربی و فارسی، به صورت­ های مختلف اما نزدیک به هم، چون «خَلمان»، «اَلمان»، «اَرمان»، «حَلمان»، «خَلا» و «حلوان»، ثبت شده است. به­ علاوه تجزیه ­و تحلیل متون و برخی اسامی خاص مرتـبـط با شـهر قدیم نشان می ­دهد که در گذشته نیز، همچون امروز، شهر مذکور دارای تنوع قومی- مذهبی قابل ­توجهی بوده است.

تکوین خطوط مواصلاتی نواحی شرقی همدان و نقش آن در تکامل مراکز سکونتگاهی (با تأکید بر ناحیۀ درگزین)

تکوین خطوط مواصلاتی نواحی شرقی همدان و نقش آن در تکامل مراکز سکونتگاهی (با تأکید بر ناحیۀ درگزین)

دوره 7، شماره 2، دی 1396، صفحه 49-66

https://doi.org/10.22059/jis.2018.68284

حبیب شرفی صفا، اسماعیل چنگیزی، محمدحسن رازنهان

چکیده درگزین از جملة مناطقی است که در گذشته به سبب قرار گرفتن بر سر راه­های ارتباطی از اهمیت سیاسی و فرهنگی برخوردار بوده و امروزه نیز وجود بناهای تاریخی و تپه‌های باستانی به­جا­مانده از آن ایام  نشان از اهمیت آن در گذشته دارد. حال با توجه به اهمیّت و جایگاه این ناحیه، این سؤال مطرح است که چرا درگزین در قرون بعد از اسلام تاریخ ایران اهمیت داشته و نقش و جایگاه مسیرهای ارتباطی در شکل‌گیری سکونتگاه‎‌ها و پیشرفت فرهنگی آن به چه صورتی بوده است؟ مقالۀ حاضر برای پاسخ گفتن به این پرسش، در صدد شناخت پیشینۀ تاریخی و تکوین خطوط ارتباطی و نقش آن در تکامل سکونتگاه‌ها و وضع فرهنگی ناحیۀ درگزین در قرون بعد از اسلام است. بررسی منابع تاریخی و جغرافیایی و  مسیرهای ارتباطی کنونی این ناحیه نشان می‌دهد که موقع جغرافیایی درگزین بر سر راه­های مواصلاتی، برخورداری از زمین‌های حاصلخیز و هموار و قرار گرفتن در دامنۀ کوه‌های خرقان، که برای آن یک امتیاز ژئوپولیتیکی به شمار می‌رود، این ناحیه را از گذشته تاکنون به محل تردّد کاروان‌های تجاری و محل سکونت اقوام و گروه‌های مختلف تبدیل کرده است. امروزه نیز، با نگاهی به خطوط مواصلاتی این ناحیه و قرار گرفتن آن بر سر راه سه استان زنجان و مرکزی و قزوین، مشخص می‌شود که همچون گذشته دو شاخۀ مهم جادۀ ابریشم آن را از شرق و غرب احاطه کرده‌ و عمدۀ سکونت گاه‎های این ناحیه نیز در امتداد همین مسیرها قرار گرفته است.

توسعه و تحول بردسیر در دورة قراختائیان بر اساس دیدگاه مقدسی

توسعه و تحول بردسیر در دورة قراختائیان بر اساس دیدگاه مقدسی

دوره 7، شماره 2، دی 1396، صفحه 83-101

https://doi.org/10.22059/jis.2018.68285

عبدالرضا کلمرزی، محمدباقر وثوقی

چکیده مقدسی در احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم تعاریف جدیدی از «مصر»، «قصبه» «مدینه» و «قریه» آورده و با توجه به نقش و کارکرد آن‌ها در قبال یکدیگر، حیات هر واحد را در پیوند با واحد دیگر دانسته است. وی برای تشریح پیوند آن‌ها به یکدیگر از رابطة موجود بین شاهان، حاجبان، ا‌سواران و پیاده‌نظام‌ها کمک گرفته است و در قالب این تشبیه، رابطه‌ای معنادار و منطقی از یک سو بین واحدهای مختلف جغرافیایی با یکدیگر و از سوی دیگر بین فراز و فرود این واحدها با قدرت سیاسی برقرار کرده است. در این مقاله ابتدا دیدگاه مقدسی دربارة واحدهای «مصر»، «قصبه»، «مدینه» و «قریه» توضیح داده شده و آنگاه سعی شده توسعه و تحول دارالملک بردسیر (شهر کرمانی فعلی) در دورة قراختائیان و نقشی که ارکان قدرت سیاسی در این توسعه و تحول ایفا کرده­اند تشریح شود. این بررسی نشان می‌دهد توسعۀ بردسیر در دورۀ قراختائیان از یک الگوی معنادار پیروی می‌کرده است. شناخت این الگوی بومی می‌تواند محققان را در تحلیل دیگر شهرهای مرکزی ایران یا سرزمین‌های اسلامی یاری نماید.

گرداب‌های دریایی و جایگاه‌های آن در نوشته‌های قرون گذشته

گرداب‌های دریایی و جایگاه‌های آن در نوشته‌های قرون گذشته

دوره 7، شماره 1، خرداد 1396، صفحه 15-28

https://doi.org/10.22059/jis.2017.65707

محمد حسن رازنهان، مهران رضایی، محمد حسین سلیمانی

چکیده گرداب‌ها جایگاه‌هایی بودند در پهنه‌های دریا که کشتی گرد آن به چرخش در می­آمد و سرانجام در کام آن فرو می‌رفت. اهمیت این جایگاه‌ها به اندازه‌ای بود که علاوه بر بیشتر جغرافی‌نگاران که دربارة آنها مطالبی نوشته­اند، رسّامان نقشه‌های جغرافیایی نیز در بیشتر نقشه‌های ناحیه‌ای به رسم جایگاه آن پرداخته‌اند تا کشتی‌بانان را از افتادن در آنها پرهیز دهند. یکی از شناخته­شده‌ترین گرداب‌ها جایگاه‌ فم الاسد یا کام شیر در خلیج فارس است. منظور از کام شیر یا دهان شیر، که به فراوانی در نوشته‌های و سروده‌های قدیم به کار رفته،  گاه همین فم الاسد است. چنین می‌نماید که تا کنون دریافت روشنی از «کام شیر» در معنای جایگاه یک گرداب ترسناک نموده نشده، بلکه بیشتر به معنای ظاهری آن، یعنی دهان شیر جنگل، بسنده شده است. شناخت درست و بجای این واژه‌ها می‌تواند تفسیر ما را از نوشته‌ها، سروده‌ها و نقشه‌هایی که به این جایگاه‌ها پرداخته‌اند دگرگون کند. این نوشته به شرح نام این جایگاه و گونه‌های دیگر جایگاه‌های گردابی، که در نوشته‌های قدیم پرکاربردترند، پرداخته، پیشینۀ هر یک از این کلمات را واکاوی کرده و نمونه‌هایی از آن را نشان داده است.  

بررسی تطبیقی نسخۀ خطی مسالک و ممالک جرجانی و متن جهان‌نامه

بررسی تطبیقی نسخۀ خطی مسالک و ممالک جرجانی و متن جهان‌نامه

دوره 4، شماره 2، پاییز 1393، صفحه 1-12

https://doi.org/10.22059/jis.2015.56669

محمود جعفری دهقی، محمدحسین سلیمانی

چکیده این مقاله به بررسی تطبیقی کتاب جهان‌نامه نوشتۀ محمّد بن نجیب بکران و نسخۀ خطی مسالک و ممالک اثر ابوالحسن صاعد بن علی جرجانی، که در نیمۀ دوم قرن نهم کتابت شده است، می‌پردازد. از این بررسی تطبیقی معلوم می شود که جرجانی بسیاری از مطالب خود را از جهان‌نامه گرفته است و با این حال، به سبب بیشتر بودن نسخه‌های مسالک جرجانی نسبت به متن جهان‌نامه، می‌توان بعضی اغلاط متن و نسخه‌های جهان‌نامه را تصحیح کرد، ضمن آنکه از جهان‌نامه هم می‌توان در تصحیح متن مسالک جرجانی کمک گرفت.

اردشیرخوره از شکل‌یابی تا زوال با استناد به متون تاریخی

اردشیرخوره از شکل‌یابی تا زوال با استناد به متون تاریخی

دوره 4، شماره 2، پاییز 1393، صفحه 65-83

https://doi.org/10.22059/jis.2015.56678

حسن کریمیان، مجید منتظرظهوری

چکیده اردشیرخوره را با طرح مدور و متحدالمرکزش می توان نخستین شهر ساخته‌شده به امر مؤسس سلسلۀ ساسانیان و نمادی از ظهور ایدئولوژی سلطنتی تمرکزگرای ساسانیان محسوب داشت. علیرغم نقش کلیدی این شهر در استقرار حکومت ساسانیان، به‌جز یافته­های معدود باستان‌شناسانه، اطلاعات بسیار اندکی از تحولات تاریخی این شهر در دست است، بویژه آنکه، به اعتبار مندرجات آثار مورخان و جغرافیدانان قرون نخستین اسلامی، این شهر قرن‌ها پس از سقوط ساسانیان نیز به حیات خود ادامه داده است. اینک این پرسش قابلیت طرح می‌یابد که منابع مکتوب کهن چه اطلاعاتی را در خصوص دلایل و فرایند شکل‌یابی، توسعه و زوال این شهر در اختیار قرار می‌دهند؟ به عبارت دیگر، شهر اردشیرخوره در دورۀ ساسانی و در دوران انتقال به دورۀ اسلامی دستخوش چه تغییراتی شده است؟ هدف آن است تا با اتکاء به متون کهن، ماهیت تاریخی و سیر تحول شکل­گیری تا سقوط این شهر و همچنین شاخص­های فضایی و عملکردی آن باز­شناسی گردد. مطالعات تاریخی مشخص می‌سازد که اردشیرخوره شهری با ماهیتی حکومتی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی در دوران ساسانی بوده و با ورود اسلام دستخوش تغییراتی ساختاری و اجتماعی شده و در ادامۀ روند حیاتش به سبب برخی عواملی سیاسی، اقتصادی در قرن 10 و 11 هجری متروک شده­ است.

زوال ولایت مهرجان‌قذق بر اساس متون تاریخی و داده‌های باستان‌شناسی

زوال ولایت مهرجان‌قذق بر اساس متون تاریخی و داده‌های باستان‌شناسی

دوره 4، شماره 2، پاییز 1393، صفحه 85-102

https://doi.org/10.22059/jis.2015.56682

خداکرم مظاهری، محسن زینی‌وند، بهرام کریمی

چکیده بررسی متون تاریخی و داده­های باستان­شناسی حاکی از آن است که ولایت مهرجان­قذق یکی از مناطق مهم ایران بوده که در محدودۀ شهرستان دره­شهر، به‌ویژه درۀ سیمره، شکل گرفته و تاریخ حیات آن به دورۀ اشکانی بر‌می‌گردد. داده‌های باستان‌شناسی در تأیید متون تاریخی، هم توالی استقرار از دورۀ اشکانی تا قرن 4 هجری در درۀ سیمره را نشان می­دهد و هم بیانگر آن هستند که این منطقه طی قرون 3 و 4 هجری بیش از سایر دوره­ها رونق داشته است. نمونه­های سفالی کشف‌شده در جریان مطالعات باستان‌شناسی از نظر گاه­نگاری از قرن 4 هجری جلوتر نمی­رود. لذا می‌توان گفت که ولایت مهرجان‌قذق در همین قرن 4 هجری متروکه شده است. این زمان با گزارش­های تاریخی همخوانی دارد که به رخداد زلزله، شیوع وبا و وقوع سیل در این قرن اشاره می­کنند. از سوی دیگر، متون تاریخی، داده‌های باستان‌شناسی و موقعیت و وسعت شهر تاریخی دره­شهر حاکی از این است که این محوطۀ باستانی همان شهر سیمره، مرکز ولایت مهرجان­قذق، است.

مکان‌یابی شهرهای جی و یهودیه در رستاق جی اصفهان و جابجایی مرکز قدرت تا برآمدن سلجوقیان

مکان‌یابی شهرهای جی و یهودیه در رستاق جی اصفهان و جابجایی مرکز قدرت تا برآمدن سلجوقیان

دوره 4، شماره 1، تابستان 1393، صفحه 57-76

https://doi.org/10.22059/jis.2014.52668

علی شجاعی اصفهانی

چکیده شهر جی از دوران قبل از اسلام و شهر یهودیه در دوران اسلامی در دشتی قرار گرفته‌اند که از سه طرف به ارتفاعات، محصور شده‌اند. عمدۀ این محدوده در متون جغرافیایی دوران اسلامی به نام رستاق جی، مهم‌ترین رستاق خورۀ اصفهان، معروف بوده است. وجود رودخانۀ زاینده‌رود، که از میان رستاق عبور می­کند، و موقعیت کوه‌ها، که روی تمامی آن‌ها و برخی کوه‌های مجاورشان شواهدی از قلاع و استحکامات دیده می‌شود، در کنار قرار گرفتن رستاق جی در مرکز ایران، باعث شده تا شهر جی از قبل از اسلام تا قرن چهارم ﻫ.ق. مرکز خورۀ اصفهان و از مهم‌ترین شهرهای ایران ساسانی و جهان اسلام به‌شمار رود. در قرن چهارم ﻫ.ق. با حضور آل ­بویه و تصمیم آن‌ها برای انتقال مرکز قدرت از جی به یهودیه و در پی آن احداث دروازه­ها و سپس دیوار شهر یهودیه، از اهمیت جی کاسته و در عوض شهر یهودیه تبدیل به مرکز خورۀ اصفهان و یکی از مهم‌ترین شهرهای جهان اسلام و از مراکز اصلی ایالت جبال گردید. به این ترتیب، افول شهر جی در مقابل رشد شهر یهودیه ارتباط مستقیمی با روی کار آمدن حکومت آل ‌بویه و تصمیمات آن‌ها برای جابجایی مرکز قدرت از جی به یهودیه داشته است. امروزه با توجه به تخریب کامل دیوارهای هر دو شهر اطلاعات موجود از موقعیت آن‌ها محدود به نوشته‌های متون تاریخی و جغرافیایی، اندک شواهد باقی‌مانده از دیوار شهر یهودیه تا چند دهه پیش و بخش‌هایی از خندق آن تا به امروز و همچنین حفاری صورت‌گرفته در تپۀ جی است. با این همه، گویا با کمک متون جغرافیایی و تاریخی، شواهد باستان‌شناسانه، نقشه‌های قدیمی و تصاویر ماهواره‌ای کرونا بتوان دیوار شهر جی و شهر یهودیه را در رستاق جی مشخص و آن‌ها را روی نقشۀ فعلی شهر نمایان ساخت.