کلیدواژه‌ها = اسطوره
تعداد مقالات: 7
از تلفیق تا عقل‌گرایی: بررسی رویکردهای سه‌گانه به اساطیر ایرانی در تاریخ‌نگاری عصر سلجوقی (با تکیه بر تاریخ سیستان، فارس‌نامه و مجمل‌التواریخ)

از تلفیق تا عقل‌گرایی: بررسی رویکردهای سه‌گانه به اساطیر ایرانی در تاریخ‌نگاری عصر سلجوقی (با تکیه بر تاریخ سیستان، فارس‌نامه و مجمل‌التواریخ)

دوره 16، شماره 1، بهار 1405، صفحه 99-122

https://doi.org/10.22059/jis.2026.405097.1380

حسن شهریاری

چکیده اسطوره‌های ایرانی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های هویت ملی‌اند که در پیوند با تحولات سیاسی و دینی، همواره دچار بازتفسیر شده‌اند. در این میان، دوره سلجوقی به‌دلیل استقرار حاکمیت ترکان، تصلب کلامی اشعری و تداوم نهاد دیوان‌سالاری، مقطعی تعیین‌کننده در بازتنظیم نسبت میان میراث اساطیری و تاریخ‌نگاری اسلامی محسوب می‌شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی، تحلیلی و مقایسه‌ای و  بر مبنای مفهوم حافظه فرهنگی، به واکاوی مواجهه سه متن کلیدی تاریخ سیستان، فارس‌نامه و مجمل‌التواریخ و القصص با اساطیر ایرانی پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در این مقطع، اسطوره دچار جابه‌جایی کارکردی شده و در قالب سه رویکرد متمایز بازتولید شده است: ۱. رویکرد تلفیقی با هدف بازمرکزگذاری جغرافیای قدسی؛ ۲. رویکرد ایران‌گرایانه  به‌مثابة الگویی برای اخلاق سیاسی و مهار قدرت و ۳. رویکرد عقلانی-انتقادی که با فاصله‌گذاری معرفتی، اسطوره را به‌مثابة میراث مکتوب و ابژة مطالعه بازتعریف می‌کند. برآیند تحقیق گویای آن است که اسطوره در عصر سلجوقی نه‌تنها زوال نیافت، بلکه با تبدیل شدن از یک باور قدسی به یک استراتژی هویتی، زیرساخت‌های لازم برای پیوستگی تاریخی ایران و انتقال آن به ادوار پسین را فراهم آورد

فریدون، دارندۀ سه نیرو، پهلوان بود یا پزشک یا پیامبر؟ (براساس سه متن سودگرنسک، ورشت مانسر نسک و متن مانوی dr)

فریدون، دارندۀ سه نیرو، پهلوان بود یا پزشک یا پیامبر؟ (براساس سه متن سودگرنسک، ورشت مانسر نسک و متن مانوی dr)

دوره 15، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 129-150

https://doi.org/10.22059/jis.2025.389555.1336

پورچیستا گشتاسبی اردکانی، زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب

چکیده فریدون از نام‌آورترین پهلوانان اسطوره‌ای ایران است که بر ضحاک چیره شد و او را در کوه دماوند به بند کشید. در این پژوهش اسطوره‌هایی که در سودگرنسک و ورشت‌مانسرنسک دربارۀ فریدون آمده است به همراه متنِ مانوی dr که در آن نامِ فریدون به عنوان از بین برندۀ تب و بیماری ذکر شده است، با اوستا و زند تطبیق داده می‌شود تا اصیل بودن یا غیر اصیل بودن اسطورۀ فریدون در این متون مشخص گردد. طبق یافته‌های پژوهش، اسطورۀ «زدن و به بند کشیدن ضحاک» در سودگرنسک اسطوره‌ای اصیل است و در اوستا آمده است و در شاهنامه، گرشاسب‌نامه و کوش‌نامه نیز با شباهت به سودگرنسک ذکر شده است. اسطورۀ «استفادۀ فریدون از افسون و جادو برای غلبه بر دیوهای مازندران» اصیل نیست و خلق شده توسط بندهای مهمان‌شده در این فرگرد است و در شاهنامه و کوش‌نامه نیز به آن اشاره نشده است. اسطورۀ «درمانگری فریدون و مبارزۀ او با تب و بیماری» که در متنِ مانوی dr آمده است، اسطوره‌ای اصیل است و در اوستا آمده است. اسطورۀ «دادن پیشنهاد رسالت دین توسط اورمزد به فریدون و نافرمانی کردن فریدون از اورمزد» که در ورشت‌مانسرنسک ذکر شده است، اسطوره‌ای است که توسط بندهای مهمان‌ در این فرگرد خلق شده است.

بازتابِ بن مایه های اسطوره ای در قصۀ برادران طلایی در فرهنگ بختیاری

بازتابِ بن مایه های اسطوره ای در قصۀ برادران طلایی در فرهنگ بختیاری

دوره 15، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jis.2023.366307.1235

محمد انصاری، جهانگیر صفری، ابراهیم ظاهری عبده وند

چکیده در قصۀ «برادران طلایی»، از قصه های رایج در فرهنگ بختیاری، بن‏ مایه ‏های اسطوره ‏ای مختلفی همچون آیین قربانی برای الهۀ مادر، مطابقت شخصیت‏ ها با ایزدان، کارکرد اسطوره­ای اشیا و مکان‏ هایی چون حلقه، برف، کوه و انار دیده می‌شود؛ بنابراین فهم درست این قصه، در گروِ شناخت این عناصر اسطوره‌ای است که در این پژوهش، با روش اسنادی و رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی آن‏ ها در پیوند با متونی چون شاهنامه پرداخته می‏ شود. یافته‌ها و نتایج پژوهش نشان می ‏دهد اسطورۀ کلان در این قصه، ازدواج با پری و آیین‏ های مرتبط با آن است؛ آیین ‏هایی که هنوز برخی از نشانه­ های آن مانند ازدواج با قنات در مناطق مختلف ایران رایج است. علاوه ‌بر این، شخصیت های این قصه، دگردیسی یافتۀ ایزدان است یا می‏توان گفت ایزدان، کهن‏ نمونه‌ای برای ساختن آنان بوده‏ اند؛ چنان‏که شخصیت درویش با توجه به دو چهرۀ اهورایی و اهریمنی‏اش، مانند ایزد وایو است و بیشتر خویشکاری ‏های پری مانند ارتباط با آب و چشمه، قدرت پیکرگردانی و تبدیل کردن قهرمان به سنگ، در کنش‌های شخصیت دخترغارنشین دیده می‏ شود. کنش‏ های قصه، مانند کشتن جوان/درویش بر سر چشمه، ریشه در آیین قربانی برای الهۀ آب دارد، تبدیل شخصیت ‏ها به طلا، نماد اسطوره‏ای جاودانگی است، برون‌همسری و نقش پررنگ شخصیت دختر و پدر در ازدواج نیز ریشه در فرهنگ ازدواج‏ های اسطوره ‏ای دارد.

تبیین و تحلیل نقش اعداد مقدس در آفرینش آب ها در ایران باستان (مطالعه موردی: اعداد سه و هفت)

تبیین و تحلیل نقش اعداد مقدس در آفرینش آب ها در ایران باستان (مطالعه موردی: اعداد سه و هفت)

دوره 13، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 81-97

https://doi.org/10.22059/jis.2022.349712.1159

حسن آتش آب پرور، محمدکریم یوسف جمالی، اسماعیل سنگاری، شکوه السادات اعرابی هاشمی

چکیده چگونگی خلقت آغازین جهان و آفرینش عناصر طبیعی و تناسب آن ها با اعداد همواره مورد توجه بشر بوده است.هر چند اسطوره های آفرینش منعکس کننده ذهنیت انسان ابتدایی هستند، اما اغلب ساختاری هدفمند را جستجو می کنند. با اهمیت و نقشی که آب در زندگی دارد و سبب شده تا نقش ویژه ای در باورهای همه ملت ها پیدا کند، گروهی از اقوام قدیم منشاء همۀ آفرینش را در آب جستجو می کردند.وجود آب در آغاز آفرینش بر پایۀ متون کهن ایرانی همیشه مورد توجه بوده و در باورمندی ایرانیان باستان، آفرینش آب پس از آسمان صورت می گیرد. در ادیان پیشازردشتی و نیز در دیانت زردشتی، آب همواره مقدس بوده و ایزدبانوان و ایزدانی مأمور محافظت و پاسبانی از آن بودند.در نظام فرهنگی و زیستی آغازین حیات، انسان برای شناخت پدیده های هستی از شیوه های خاصی بهره می گرفت که یکی از آن ها اسطوره است. اسطوره ها جزء اولین استدلال ها و تبیین شناختی بشر اولیه برای مشخص کردن چیستی و جایگاه عناصر دردسترس و ناشناخته طبیعت هستند.این پژوهش با رویکرد توصیفی و تحلیلی نقش اعداد مقدس سه و هفت را در آفرینش آبها مورد مداقه و تحلیل قرار داده و نتایج تحقیق حاکی از آن است که اعداد بر طبیعت تحت امرشان تأثیرمی گذارند و این گونه میان خدا و جهان آفرینش واسطه میشوند.در این بین عدد سه بیشتر معنوی و در باورمندی دینی و امور ایزدی و نیک و عدد هفت بیشتر مادی و گاهاً معنوی در آفرینش این عنصر نقش داشته اند.

تطبیق شخصیت «حاجی‌فیروز» در فرهنگ عامۀ ایران و کهن‌الگوها بر پایۀ نظریات یونگ

تطبیق شخصیت «حاجی‌فیروز» در فرهنگ عامۀ ایران و کهن‌الگوها بر پایۀ نظریات یونگ

دوره 12، شماره 2، اسفند 1401، صفحه 21-37

https://doi.org/10.22059/jis.2022.344638.1122

فاطمه زینلی گلنابادی، نرگس ذاکر جعفری

چکیده ظهور پیام‌آوران بهاری در میان نشانه‌های سال جدید فرهنگ ایرانیان اهمیت ویژه‌ای دارد. سال‌هاست «حاجی‌فیروز» به‌عنوان پیک بهاری شهرها، به‌ویژه شهر تهران، شناخته شده‌است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی ویژگی‌های شخصیت حاجی‌فیروز و خوانش کهن‌الگویی از او با استناد به نظریات روان‌شناختی یونگ است. در مباحث مربوط به روان‌کاوی و روان‌شناسی شخصیت یونگ، از مبحثی با عنوان «کهن‌الگوها» یاد می‌شود. این عناصر با آنکه در ضمیر ناخودآگاه جمعی انسان‌ قرار دارند، نشانه‌هایی در خودآگاه بروز می‌دهند که سبب شناخته شدن نوع کهن‌الگو می‌شود و این شناخت خوانش نمادها و رمزورازهای ذهن و طبیعت را برای بشر ممکن ساخته‌است. در این پژوهش، با در نظر گرفتن ویژگی‌ها و نمادها و نشانه‌های حاجی‌فیروز، به مقایسۀ آن با کهن‌الگوهای یونگ پرداخته شده‌است. تحقیق حاضر در تلاش است به این پرسش‌ها پاسخ دهد: دلیل تداوم حیات حاجی‌فیروز چیست؟ شخصیت حاجی‌فیروز چقدر با چهارچوب کهن‌الگوهای یونگ هم‌پوشانی دارد؟. طبق یافته‌های تحقیق حاضر، بیشترین تطبیق حاجی‌فیروز و کهن‌الگوهای یونگ را می‌توان در کهن‌الگوی «خویشتن» جست‌وجو کرد؛ ویژگی‌هایی چون تکرارشوندگی، نماد هندسی ماندالا و ارتباطش با دایرۀ زنگی، نماد حیوانی مار و جاودانگی و ارتباط آن با کلاه حاجی‌فیروز، ویژگی جمع اضداد و تقابل‌های دوگانه، در این مورد تأمل‌برانگیز هستند. نگاه دقیق به شخصیت حاجی‌فیروز و زمان حضورش در جامعه و پیامی که دارد نشان می‌دهد که وی نیز مانند توصیفاتی که یونگ از کهن‌الگوی خویشتن و همچنین مشخصات کلی اساطیر دارد، مطابقت دارد و با گذر از دنیای کهن‌الگوهایی چون «آنیما» و «سایه» و «نقاب»، به کهن‌الگوی خویشتن و جایگاه فردیت دست یافته‌است. این مطالعه نشان می‌دهد حاجی‌فیروز می‌تواند در چهارچوب علمی اسطوره قرار ‌گیرد و به همین دلیل است که با وجود تحولات عمیق فرهنگی و سیاسی در طول تاریخ، در ضمیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان حیات داشته و بروزش در جهان عینی فرهنگ ایرانی تاکنون ادامه یافته‌است. گردآوری اطلاعات در این پژوهش به‌صورت کتابخانه‌ای است که با رویکردی کیفی و به شیوة تحلیلی ـ توصیفی انجام شده‌است.

تحلیل ساختاری باروری‌ها و زایش‌های فراطبیعی در قصه‌های پریان ایرانی و اسطوره‌های ایرانی، هندی و بین‌النهرینی

تحلیل ساختاری باروری‌ها و زایش‌های فراطبیعی در قصه‌های پریان ایرانی و اسطوره‌های ایرانی، هندی و بین‌النهرینی

دوره 8، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 1-19

ثمین اسپرغم، ابوالقاسم قوام، سمیرا بامشکی

چکیده در قصه‌های پریان، بارداری‌ها و زایش‌ها نیز همچون دیگر رخدادها و عناصر این‌گونۀ ادبی، صورت‌هایی دگرگونه و فراطبیعی دارند. در این مقاله، انواع بارداری‌ها و زایش‌های فراطبیعی در قصه‌های پریان ایرانی بررسی می‌شود. سپس به کمک روش اسطوره­شناسی ساختگرای کلود لوی استروس، به تحلیل ساختاری و تطبیقی این قصه‌ها با اساطیر ایرانی و نیز اسطوره‌های دو سرزمین هم‌جوار یعنی هند و بین‌النهرین پرداخته خواهد شد که پیوندهای فرهنگی و تاریخی با ایران دارند و بدین ترتیب شباهت‌های ساختاری بارداری و زایش در قصه‌های پریان ایرانی با این اسطوره‌ها نشان داده خواهد شد. سرانجام با توجه به اسطوره‌بن‌های مشترک این روایات، الگوی ساختاری این روایت‌ها  معین می‌شود و با توجه به نشانه‌ها و نمادهای موجود در روایات، نقد و تحلیل می­گردد. بررسی تطبیقی این قصه‌ها و اساطیر نشان می‌دهد که اشکال غیرمعمول بارداری و زایش در قصه‌های مورد بحث در اصل صورت‌هایی اسطوره‌ای هستند که در گذر زمان تغییر شکل داده و به صورت‌هایی مختلف در قصه‌های پریان نمود یافته‌اند. این روایت‌ها تقابل دو مفهوم ناباروری (بارخواهی) در برابر بارآوری و عالم طبیعی در برابر عالم فراطبیعی و کوشش برای حل آنها را نشان می‌دهند. در این روایت‌ها، تقابل غالباً به یاری عناصر واسطۀ فراطبیعی مرتفع می‌شود. این گونه بارداری‌ها و زایش‌های غیرمعمول مختص قهرمانان قصه‌هاست و ایشان را از آغاز آفرینششان به عوالم دیگر متصل می‌کند و سیمای ابرانسانی و خصلت‌های قهرمانی ایشان را از همان لحظۀ بسته شدن نطفه‌شان آشکار می‌نماید تا ممتاز بودن آنها و جهانشان را از دیگر انسان‌ها آشکارتر سازد.

بررسی و مقایسه داستان کیومرث در شاهنامه و آدم در قرآن

بررسی و مقایسه داستان کیومرث در شاهنامه و آدم در قرآن

دوره 2، شماره 2، زمستان 1391، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22059/jis.2013.35367

صغری سلمانی نژاد مهر آبادی، عبدالرضا سیف

چکیده وجوه شباهت­ها و تفاوت­های موجود بین شخصیت­های اساطیری و تاریخی و بیان آن می­تواند تاثیر و تاثر ممتد اسطوره و تاریخ در طول زمان و نتیجه­ این تاثیرات را نشان دهد. کیومرث همواره در اساطیر ایران به عنوان نخستین انسان که در ظاهر نیز تفاوت چشمگیری با انسان امروزی دارد، مطرح می­شود؛ اما در شاهنامه، فردوسی هرگز او را نخستین انسان نمی­شمارد. به نظر می­رسد این امر متأثر از جهان بینی و نگاه اسلامی فردوسی در مورد آفرینش نخستین انسان در قرآن باشد؛ به همین جهت او را به عنوان اولین پادشاه، و نه نخستین انسان، مطرح می­سازد. در این پژوهش کوشش شده تمام شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو شخصیت در شاهنامه و قرآن بیان شود. انتخاب کوهستان برای اولین محل زندگی، کشته شدن فرزندان، دشمنی اهریمن با آنان، داشتن عنوان نخستین و یکی دانستن این دو شخصیت در برخی از کتاب‌های تاریخی در این مبحث بررسی می­شود.