منصوره شهریاری؛ سارا عباسی
چکیده
در ادبیات فارسی معاصر، شهر نه صرفاً پس زمینه ای کالبدی، بلکه بستری برای شکل گیری حافظه، معنا و کنش روایت است. این مقاله با تمرکز بر تحلیل مکانمند روایت، نظریه «تصویر ذهنی شهر» کوین لینچ ...
بیشتر
در ادبیات فارسی معاصر، شهر نه صرفاً پس زمینه ای کالبدی، بلکه بستری برای شکل گیری حافظه، معنا و کنش روایت است. این مقاله با تمرکز بر تحلیل مکانمند روایت، نظریه «تصویر ذهنی شهر» کوین لینچ را در خوانش رمان این خیابان سرعت گیر ندارد اثر مریم جهانی به کار می گیرد؛ رمانی که در سال ۱۳۹۶ موفق به دریافت دو جایزه معتبر «کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» و «جایزه جلال آلاحمد» شده است. چارچوب نظری پژوهش بر مفاهیم ادراکی لینچ—از جمله سرزندگی، خوانایی، هویت مکان، نظارت، اختیار، تناسب و دسترسی—استوار است. روش تحقیق، تحلیل نظری ـ روایی با رویکرد تطبیقی است که در آن عناصر طراحی ذهنی شهر با ساختار مکانی، زبانی و روایی رمان مقایسه شده اند. برخلاف مطالعاتی که بر مسائل اجتماعی یا جنسیتی تمرکز داشته اند، این مقاله تلاش می کند نقش مکان و ادراک شهری را در شکل گیری روایت بررسی کند. یافته ها نشان می دهند که فضاهای شهری در این رمان، به عناصر روایی بدل شده اند که در آنها مؤلفه های نظری لینچ به صورت زیسته و ملموس بازتاب یافته اند. تاکسی «الیزابت»، میدان وزیری، محله شهناز و نشانه های شهری، نه تنها محل رخداد، بلکه بسترهایی برای تعامل، حرکت و معناسازی اند.این مقاله با پر کردن خلأ موجود در پیوند میان نظریه های طراحی شهری و روایت های ادبی، نشان می دهد که چارچوب ادراکی لینچ، با وجود خاستگاه کالبدی اش، قابلیت تعمیم به تحلیل های فرهنگی و روایی را دارد؛ و می تواند در خوانش تجربه شهری در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار معاصر، به کار گرفته شود.